• چهارشنبه ۲۲ تیر ماه، ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 904-9487-5
  • منبع خبر : ----
  • چاپ

از کودکان کار تا مارکسيسم و انقلاب در خاطرات يک 69 ساله؛

يك پژوهشگر اجتماعي:
يک فيلم مستندمي تواند به شناخت ما از پديده‌ها و تحليل ما از مسائل اجتماعي کمک کند

يك پژوهشگر اجتماعي گفت: مساله‌ي اجتماعي چيزي نيست که وجود داشته باشد بلکه چيزي است که در جامعه ساخته مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)_منطقه خراسان، دكتر حامد بخشي در اولين نشست از چهار نشست مرور و نقد آثار محمدرضا اصلاني، کارگردان و مستند ساز با عنوان "خاطرات يک 69 ساله" كه در سالن فردوسي فرهنگسراي جهاد دانشگاهي مشهد برگزار شد، بعد از پخش فيلم مستند "کودک و استثمار" افزود: اصولا بايد ديد كه ساخت فيلم مستند، چه کمکي مي تواند به تحليل اجتماعي بکند.

عضو هيات علمي جهاددانشگاهي مشهد ادامه داد: در گام اول کمکي که يک فيلم مستند به تحليل اجتماعي مي‌کند، اين است که در آن عمل گردآوري داده‌ها به صورت کيفي يا کمّي انجام مي‌پذيرد و اين مطلب مي‌تواند به شناخت ما از پديده‌ها و تحليل ما از مسائل اجتماعي کمک کند.

بخشي اظهارداشت: دومين کارکرد يک اثر مستند، تحليلي است که کارگردان يا روايت فيلم به ما ارائه مي‌دهد، بنابراين فيلم‌هاي مستند در شاخه‌هاي مختلف علوم مثل زيست شناسي يا دانش‌هاي اجتماعي، کمک شاياني به پيشرفت آن علوم کرده‌اند.

اين پژوهشگر علوم اجتماعي افزود: اثر مستند نيز مثل هر توليد ذهني ديگر، تحت تاثير فضاي اجتماعي خود قرار دارد و اين فضاي اجتماعي، تحت تاثير ارزش‌هاي جامعه و آن دسته از مسائل اجتماعي است که مساله را ايجاد مي‌کند.

وي خاطرنشان كرد: در واقع مساله‌ي اجتماعي چيزي نيست که وجود داشته باشد بلکه چيزي است که در جامعه ساخته مي‌شود و هنرمند اين مساله‌ي اجتماعي را انتخاب مي‌کند و در روي آن کار مي‌کند. بنابراين مطرح کردن مساله‌ کار کودکان در يک عرصه‌ي زماني، تحت تاثير فضاي اجتماعي است که مساله در آن به وجود آمده است و در واقع اين فضاي اجتماعي است که هنرمند را رو به اين فضا سوق مي‌دهد که در باب مساله‌اي کار کند.

دکتر بخشي تصريح کرد: ممکن است مساله‌ کار کودکان در دهه‌هايي قبل از مطرح شدن توسط هنرمند نيز وجود داشته باشد اما فضا به گونه‌اي نبوده است که اين امر در جامعه تبديل به مساله شده باشد؛ در دوره‌اي که مساله‌ کار کودکان در انگلستان مطرح شد، طوري که با آثار ديکنز و ديگران، تمام نگاه‌ها به آن معطوف شد، از نظر اجتماعي شرايطي بود که نيازي به کار کودکان در انگلستان احساس نمي‌شد و سطح جامعه‌ انگليس به سطحي از رفاه رسيده بود. لذا زمان آن بود که مساله‌ کار کودکان در راستاي رفاه بيشتر جامعه به چالش کشيده شده و مساله‌ قوانين اجتماعي کار و نظاير آن پيش بيايد.

وي با اشاره به دو نکته‌اي که ممکن است اثر مستند را از واقعيت دور کند، افزود: مساله‌ نخست بحثي است که به آن دغدغه‌ زيبايي شناختي مي‌گوييم. به اين معنا که اثر هنري، يک گردآوري داده‌هاي پژوهشي فارغ از بحث زيباشناختي نيست و اين دغدغه‌ زيباشناختي مي‌تواند داده‌ها را نسبت به واقعيت بيروني امر، دچار انحراف کند.

عضو هيات علمي جهاددانشگاهي مشهد ادامه داد: نکته‌ي دومي که در اثر مستند وجود دارد، فقدان انضباط علمي در اثر هنرمند است. زيرا هنرمند به دنبال خلق يک اثر منسجم و تند است و براي او خيلي مهم نيست که واقعيت دقيقا به چه شکل باشد و تنها براي او پررنگ کردن مواردي که مهمتر به نظر مي‌رسد، مطرح است.

وي ياداور شد: اثر كودك و استثمار در سال 1358 ساخته شد و مخاطب اصلي آن مديران بوده‌اند و اين فضايي است که تحت تاثير دو زمينه‌ي اجتماعي است؛ مارکسيسم و انقلاب؛ يعني دو زمينه‌ اصلي فيلم نخست انقلابي بود که يکسال از وقوع آن مي‌گذشت و زمينه‌ دوم مارکسيسم است که با فعاليت‌هاي حزب توده، نقش زيادي در نقد فضاي اجتماعي دارد.

اين مدرس دانشکده علمي کاربردي جهاد دانشگاهي مشهد تصريح کرد: زمينه‌ انقلاب از دو جهت پررنگ‌تر است؛ اول آنکه اين تصور وجود داشته است که هر عقب‌ماندگي و عدم پيشرفت به دليل عدم توجه و خودکامگي و قصور حکومت‌هاي پيشين است، بنابراين اين اعتقاد وجود داشته است که علت فقر فقرا، عدم توجه حکومت‌هاي پيشين است و اکنون با آمدن حاکمان جديد قرار است اوضاع بهبود يابد.

وي ادامه داد: در واقع در اين دوره اين تصور وجود نداشت که علت عقب‌ماندگي ما عدم انسجام مديريتي و نبود دانش لازم براي توسعه است بلکه علت عقب‌ماندگي صرفا وجود شاهان و حاکمان خودکامه تصور مي‌شد و لذا مسائل اجتماعي به جاي مانده از رژيم پيشين به شدت پررنگ مي‌شود و اين ايده مطرح مي‌گردد که ما مي‌توانيم تمام اين مشکلات را در زمان کوتاهي، حل کنيم.

بخشي عامل دوم را ترد حکومت‌هاي پيشين به صورت تام دانست و گفت: اصولا مشکلاتي که در اين دوره وجود دارد، تنها به حاکمان پيشين نسبت داده مي‌شود و اصلا زمينه‌هاي اجتماعي در آنها بررسي نمي‌شود و تنها مسبب اين بحران‌ها مديران و حاکمان رژيم پيشين شناخته مي‌شوند. اين فضا تحت تاثير شرايط اوليه‌ انقلاب است و مسائل اجتماعي به صرف اراده‌ي ما قابل حل نيستند و نکاتي مانند مديريت صحيح و دانش آگاهي براي حل مسائل لازم است.
 
اين مدرس دانشگاه در ادامه گفت: زمينه‌ اجتماعي ديگر فيلم که خود را در جاي جاي آن نشان مي‌دهد، بحث مارکسيسم است؛ به گونه‌اي که مي‌توان گفت اين فيلم يک فيلم با گرايش نظري مارکسيستي است لذا بحث سرمايه‌داري شديدا در آن مطرح مي‌شود و تمام مسائل در کنار بحث سرمايه‌داري مورد توجه و نقد قرار مي‌گيرد.

وي افزود: ادبيات ابتداي انقلاب مانند بحث مبارزه با امپرياليسم که مستقيما نشات گرفته از بحث مارکسيسم است در اين فيلم مورد توجه قرار گرفته و بر آن تکيه شده است. استکبارستيزي نيز از ديگر مباني مورد توجه در اين فضاست که نشات گرفته از گرايش مارکسيستي مبارزان عليه حکومت پيشين که متمايل به نظام سرمايه‌داري و ليبرالي آمريکا بود، است.

بخشي ادامه داد: در واقع در جريان مبارزات با رژيم سلطنتي پيشين مبارزان براي آنکه در جنبه‌ي مبارزاتي خود، بتوانند ايدئولوژي خود را از نظام پيشين جدا کنند به مارکسيسم روي آورده‌اند و اين امر بين نيروهاي مسلمان هم پررنگ مي‌شود و همان‌طور که ديديم مجمع سوسياليست‌هاي خدا پرست که توسط مرحوم شريعتي پايه‌گذاري شد و حتي برخي آثار استاد مطهري نشان مي‌دهد که گرايشات سوسياليستي حتي در بين نيروهاي مسلمان نيز تا حدود زيادي نفوذ داشته است.

اين پژوهشگر اجتماعي خاطرنشان كرد: بعد از انقلاب نيز در برابر گرايش ليبرالي دولت موقت مرحوم بازرگان اين گرايشات سوسياليستي در بين سردمداران نظام افزايش پيدا مي‌کند و وقتي ما روايت اين فيلم را بررسي مي‌کنيم متوجه مي‌شويم که روايت فيلم مبتني بر نقد سرمايه‌داري است، مثل استفاده از کلماتي چون بهره‌کشي از ادبيات مارکسيستي که ادبيات و نوع تحليلي که در فيلم به کار مي‌رود در حوزه‌ي مارکسيستي مطرح است.

عضو هيات علمي جهاددانشگاهي مشهد اظهارداشت: از طرفي مارکسيسم در ارائه‌ نظام مطلوب ضعيف عمل کرد و همانطور که ما در نسخه‌ نظام شوروي سابق ديديم، نظام مطلوب مارکسيستي داراي نواقص زيادي بود که ختم به بروز برخي فجايع شد و اين وجه مارکسيستي در تحليل کارگردان از بحث کودکان و کار موثر است.
 
دکتر بخشي تاكيد كرد: روايتي که کارگردان از کار کودکان در ايران دارد شبيه به روايتي از کار کودکان و زنان در انگلستان است که اين دو مقوله با يکديگر متفاوت هستند زيرا اين روند در انگلستان براي کارگران وقتي پيش آمد که کارفرمايان به دنبال کارگر بودند اما وجود نداشت.

وي ادامه داد: اين امر باعث شد در مقوله‌اي مثل جنبش‌هاي حصارکشي در انگلستان که در آنها زمين‌هاي مشاء را از کشاورزان مي‌گرفتند و زمينه‌اي ايجاد مي‌کردند که کارگران از شهر به روستا بيايند و در کارخانه‌ها کار کنند، چرا که کار در کارخانه‌ها وجود داشت، ليکن کارگر وجود نداشت در حالي که ايران وضع برعکس بود، چنانکه دهقان ايراني به دليل گرسنگي از روستا به شهر مي‌آمد و در شهر نيز کار نبود، مشغول فعاليت در مشاغل کاذب مي‌شد و اين امر باعث شد که شغل‌هاي کاذب زيادي در تهران به وجود بيايد.


انتهای پیام