• دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۶
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 962-5714-5
  • خبرنگار : 15218
  • منبع خبر : ----

گزارش ایسنا از مدارس عشایری خراسان؛

اینجا معلمی حال دیگری دارد

گاه و بیگاه و در مقاطع گوناگون از معلمی و مشکلات آن که در کنار شوق آموختن به یک عشق در میان معلمان بدل شده است، سخن به میان می‌آید در این میان، اما هستند معلمانی که علاوه بر مشکلات و سختی‌های این شغل خستگی سفری چند صد کیلومتری در هفته را به جان خریده‌اند تا با حضور در میان عشایر به فرزندان آن‌ها علم و دانش بیاموزند، این داستان تلخی و شیرینی‌های معلمی در میان عشایر است؛ اینجا معلمی حال و هوای دیگری دارد.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، برای دیدارشان باید از خراسان خارج شده، بیش از 500 کیلومتر را در پیچ و خم جاده‌های گوناگون طی کنی تا به دشت «تَقَر» در منطقه «مَراوه تپه» استان گلستان برسی، اینجا جایی است که هرساله عشایر کرد شمال خراسان قشلاق خود را از 15 آبان تا 20 اردیبهشت در آن می‌گذرانند و مسیری است که برخی از معلمان خراسانی حداقل هفته‌ای یکبار برای تدریس به دانش‌آموزان خود طی می‌کنند.

پس از گذر از میان جاده‌های پر پیچ و خم و شهرها و روستاهای گوناگون ترکمن‌نشین این بخش از استان گلستان، در انتهای دشتی سراسر سبز و بسیار زیبا، در دوردست کانکس‌هایی رنگی توجه‌مان را جلب می‌کند، جایی که مجتمع آموزشی عشایر خراسان رضوی در منطقه و مقصد ماست.

مجتمع از 10 کلاس کانکسی و دو ساختمان کوچک که یکی نمازخانه و دیگری مکانی برای استراحت معلمان است، تشکیل شده و با وجود آنکه در استان گلستان قرار دارد به دلیل اینکه عشایر استان خراسان رضوی در آن درس می‌خوانند توسط آموزش و پرورش خراسان رضوی اداره می‌شود، 12 معلم مسئولیت آموزش حدود 150 دانش‌آموز مدرسه را برعهده دارند، این مجتمع آموزشی شامل کلاس‌های ابتدایی و متوسطه اول است و پس از آن اکثر دانش‌آموزان ترک تحصیل می‌کنند و تنها عده کمی شانس این را دارند که تحصیلات خود را در معدود دبیرستان‌های شبانه‌روزی که فاصله زیادی تا خانه دارند، ادامه دهند.

هنگامی که به مدرسه می‌رسیم بچه‌ها سر کلاسند و می‌توان صدایشان را شنید که درس‌ها را پس از معلم خود با صدای بلند تکرار می‌کنند؛ «میم» مثل معلم... 

پس از گذشت چند دقیقه زنگ تفریح فرا می‌رسد، اما اینجا برقی وجود ندارد تا صدای زنگ پایان کلاس را اعلام کند، با پایان کلاس بچه‌ها یکی‌یکی از پله‌های کانکس پایین می‌آیند و در میان دشت که حیاط مدرسه‌شان است با دوستان خود مشغول بازی می‌شوند، کوچک‌ترها طناب و حلقه می‌زنند و بزرگ‌ترها کمی دورتر در زمینی خاکی که خود خط‌کشی‌اش کردند مشغول بازی والیبالند.

در این میان با یکی از معلمان هم کلام می‌شویم، وی که ساکن شهر شیروان است از سختی‌های رفت و آمد 400 کیلومتری خود می‌گوید و از این گلایه می‌کند که با وجود سختی کار و رفت و آمدهای طولانی، آموزش و پرورش هیچ امکانات و مزایای خاصی برای آن‌ها در نظر نگرفته است و حقوق آن‌ها مشابه معلمان شهری است و این بی‌توجهی‌ها شوق تدریس را کم و آنان را دلسرد کرده است.

همچنین به دیدار زوج معلمی می‌رویم که هر دو معلم عشایر و ساکن قوچان هستند، آن‌ها که دو فرزند نیز دارند که یکی از آن‌ها شاگرد خودشان است، در صحبت‌های خود با اشاره به سختی حضور در میان عشایر و بچه‌داری، عشق به تدریس در میان عشایر را دلیل حضور در این منطقه عنوان می‌کنند. این زوج زمستان را همراه با عشایر در یکی از روستاهای منطقه بیتوته می‌کنند.

مولوی، مدیر مجتمع و از بومی‌های عشایر است که از سال 68 تا کنون مسئولیت‌های مختلف مدارس عشایری این منطقه را برعهده داشته است. وی با یادآوری سختی‌های تدریس در میان عشایر، اظهار می‌کند: خوشبختانه در سال‌های گذشته امکانات نسبتا خوبی برای مدارس عشایر در نظر گرفته شده است، در گذشته کلاس‌ها داخل چادر و کَپَر تشکیل می‌شد و دانش‌آموزان بر روی زمین می‌نشستند و تنها امکاناتی که در اختیار معلمان قرار می‌گرفت یک تخته‌سیاه کوچک بود، اما امروزه با تشکیل کلاس‌ها در داخل کانکس تمام امکانات در اختیار معلمان و دانش‌آموزان قرار دارد و حتی در سال گذشته یک لپ‌تاپ در اختیار هر معلم گذاشتند.

با این حال وی با بیان برخی مشکلات موجود، ادامه می‌دهد: نبود کلاس‌های متوسطه دوم یکی از مشکلات اساسی ماست که هر ساله موجب ترک تحصیل بیشتر دانش‌آموان مخصوصا دختران می‌شود، همچنین نبود برق و خودرو مشکلاتی را برای ما به همراه داشته است که مسئولان وعده حل این مشکلات را داده‌اند و اقدامات برای راه‌اندازی یک کلاس متوسطه دوم در سال آینده، نصب پنل خورشیدی و برق‌دار کردن مدرسه و در اختیار قرار گرفتن یک خودرو در حال انجام است که اگر انجام شود بخش مهمی از مشکلات ما برطرف خواهد شد.

وی با گلایه از یکسان بودن سرانه مدارس عشایری با مدارس شهری، تصریح می‌کند: سرانه مدرسه ما با مدارس شهری که بسیاری از هزینه‌های خود را از دانش‌آموزان تامین می‌کنند یکسان است و این سبب شده است در تامین
هزینه‌ها با مشکل مواجه شویم که امیدواریم سرانه‌مان را افزایش دهند. 

مولوی که خود حدود 10 سال سابقه تدریس در میان عشایر دارد یکی دیگر از اقدامات مهم صورت گرفته در سال‌های گذشته را تجمیع کلاس‌ها عنوان کرده و می‌گوید: در گذشته برای هر گروه از عشایر یک کانکس و یک معلم فرستاده می‌شد که معلمان مجبور بودند یک کلاس چند پایه تشکیل دهند که هم کار را برای معلمان سخت می‌کرد و هم کیفیت تدریس را به شدت کاهش می‌داد، اما خوشبختانه در سال 94 با در اختیار قراردادن امکانات موردنیاز، تمام کلاس‌ها را در این مکان تجمیع کردیم و کلاس‌های یک پایه تشکیل دادیم که هم کیفیت تدریس را بالا برد و هم کار را برای معلمان بسیار تسهیل کرد.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: