• شنبه ۲۳ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۵
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 962-11287-5
  • خبرنگار : 15072
  • منبع خبر : ----

هزارداستان پنجه‌نواز...

اهل تربت جام، حدوداً پنجاه‌ساله، با دستانی زخمی از تراش چوب؛ دوتارنوازی که همه او را به پنجه‌نوازی‌اش می‌شناسند.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، حسین دامن‌پاک از آن دست دوتارنوازانی است که تاروپود بخشی از موسیقی خراسان با نام او گره خورده است. این استاد برجسته موسیقی مقامی پس از یک دوره طولانی زندگی و فعالیت هنری در تهران، حالا به زادگاهش، تربت جام، برگشته است و این روزها صرفاً به ساختِ ساز می‌پردازد.

می‌گوید دیگر دست و دلش به ساز نمی‌رود و در طول مصاحبه، گهگاه، رودها مژه‌هایش را تر می‌کنند ولی از پلک‌هایش سرازیر نمی‌شوند. می‌گوید خسته است و علاوه‌بر خودش، اسطوره‌هایش نیز، دردمند و مریض، افتاده‌اند گوشه خانه‌.

در یک روستا مستأجر است، احترام‌ها رخت بربسته‌ و از رسانه‌ها گله دارد. به‌تازگی می‌خواسته دوتارنوازی را ببوسد، بگذارد کنار اما دوستانش نگذاشته‌اند. مصاحبه‌ای که در ادامه می‌خوانید، در محل کارش است؛ یعنی در اتاقی کوچک و شلوغ با عکس‌هایی از دوتارنوازان قدیمی تربت جام و سازهایی خاک گرفته بر دیوار. 

نوع چوب اصلاً در قیمت ساز مهم نیست

حسین دامن‌پاک در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه «حدود 37-38 سال است که دوتار می‌زنم و از بچگی با ساز بزرگ شده‌ام»، گفت: هم‌زمان با یادگیری نوازندگی دوتار، مقدمات ساخت این ساز را زیر نظر استاد حسین‌علی غمخوار احمدی فراگرفتم. بعدها به خدمت استاد اسفندیار تخم‌کار راه پیدا کردم و از سال 76 نیز من به تهران مهاجرت کردم. آن‌ها سال‌ها برای اولین بار بود که موسیقی خراسان با حمایت استاد عطاء جنگوک در خارج از مرز استان، به‌طور جدی عرضه می‌شد.

وی افزود: در تهران نیز این افتخار نصیب بنده شد تا با دو تن از اساتید بزرگ ساخت دوتار، استاد عبدالحسین مجدی –از چهره‌های جهانی در مرمت‌سازهای قدیمی- و استاد اسلام‌الدین محمدی –از بزرگ‌ترین سازندگان رباب در افغانستان- آشنا شوم.

این استاد موسیقی مقامی با اشاره به اینکه «نوع کیفیت سازها بسته به استاد سازنده متفاوت است»، بیان کرد: ساز دوتار اکثراً از چوب توت ساخته می‌شود. دسته ساز نیز از چوب زردآلو ساخته می‌شود که البته گاهی از عناب و گردو نیز برای ساخت این قسمت استفاده می‌شود. نوع چوب اصلاً در قیمت ساز مهم نیست، این سازنده است که می‌تواند روی یک چوب معجزه کند و دیگری نمی‌تواند.

دامن‌پاک درمورد جغرافیای موسیقی تربت جام گفت: جغرافیای تربت جام هنری با تربت جام شهری متفاوت است. باید منظور خود را از این جغرافیا مشخص کنیم. تربت جام هنری شامل شهرهای تایباد، باخرز، صالح‌آباد، بالاجام، پایین‌جام و میان‌جام می‌شود. چون در قدیم جمعیت این مناطق کم‌تر بوده محوریت با تربت جام بوده است و وقتی داریم از موسیقی تربت جام صحبت می‌کنیم منظورمان تمام هنرمندان ارزش‌مندی است که در همه این نواحی زحمت کشیده‌اند. از مجموع همه‌ی این‌ شهرها و روستاهاست که موسیقی تربت جام شکل می‌گیرد.

دوتار تربت جام همان تنبور خراسان

وی ادامه داد: شاخصه موسیقی تربت جام -با توجه به اسناد موجود- این است که از لحاظ قدمت چند هزار ساله است و می‌شود گفت از این لحاظ قدیمی‌ترین دوتار است. این ساز قبلاً به تنبور خراسان معروف بوده و در کتاب موسیقی کبیر فارابی نیز چنین مطلبی آمده است. 

این محقق موسیقی مقامی دوتار شرق خراسان را از لحاظ پرده‌بندی با دوتار شمال خراسان متفاوت دانست و گفت: دوتار تربت جام مثل مردمان این نواحی لهجه دارد. وقتی این دوتار در تهران، اصفهان و یا هرجای دیگری نواخته می‌شود، شنونده احساس می‌کند که در منطقه‌ای کویری با اقلیم جام است. لهجه این ساز، شکل آن، شیوه‌ی نواختن آن و مختصات دیگرش با ساز کرمانجی متفاوت است.  

دامن‌پاک تصریح کرد: همین ساز از تربت جام برده شده است به کاشمر، تربت حیدریه، بیرجند و حتی نهبندان و سایر نقاط اما از لحاظ ماهوی همین ساز است و همین آهنگ‌ها نیز آن‌ مناطق اجرا می‌شود.

سازی که از خانه‌ها بیرون شد، دوباره به کنار گهواره‌ها برگشت  

وی با بیان اینکه «استقبال جوان‌ها نسبت به 30-40 سال قبل معجزه‌آسا بالاست»، تشریح کرد: در تربت جامی که در قدیم به تعداد انگشتان یک دست نوازنده پیدا می‌شد، الان هزاران نوازنده وجود دارند. جالب این‌جاست که این ساز آمد به کنار گهواره‌های مردم و در دست خانم‌ها قرار گرفت. قبلاً در تربت جام موسیقی را برای خانم‌ها بد می‌دانستند. در حالی که ما یک سری مقام‌ها معروف به «پادایرگی‌ها» داریم که مخصوص خانم‌هاست؛ به این معنا که خانم‌ها با ساز دایره اجرا می‌کردند. الان ما شاهدیم خانم‌های بسیاری در تربت جام ساز می‌زنند.

این مدرس دوتار یادآوری کرد: بنده در سی سال قبل، جزء اولین نفرها بودم که نواختن این ساز را به خانم‌ها آموزش دادم و خوشبختانه اکنون بانوان توانمندی در این زمینه داریم. موج عجیبی راه افتاد و موسیقی ما وارد خانه‌های مردم شد؛ موسیقی‌ای که از خانه‌ها بیرون شده بود.

دامن‌پاک با اشاره به اینکه «اساتید اصیل این ساز غالباً فوت شده‌اند و در حال حاضر شاید نتوان به شخص خاصی به عنوان استاد مسلم دوتار ترتب جام اشاره کرد»، افزود: شاید در شهر چرخی بزنید افراد زیادی را پیدا کنید که نام استاد دوتار را یدک بکشند اما به عقیده من، نهایتاً دو یا سه نفر هستند که این دانش و توانایی را دارند که موسیقی تربت جام را گسترش دهند.

این پیش‌کسوت موسیقی مقامی اضافه کرد: خیلی از اساتید بزرگ ما رفتند و بسیاری از این‌ها نیز بدون جانشین رفتند که این امر یک مشکل است. بنده در همه مصاحبه‌هایم گفته‌ام یک هنرمند باید هنرش را منتقل کند و هنرپژوهان علاقه‌مند و مستعد را پرورش دهد. به شخصه، در سبک خودم کسانی را گذاشته‌ام که پس از مرگم بتوانند این راه را ادامه دهند ولی بعضی از این دوستان این کار را نکردند. هرچند شاید برخی مدعی شوند که شاگرد فلان استادی‌اند که فوت شده است اما بنده به عنوان یک شاهد زنده که چهل سال است این موسیقی را زندگی کرده‌ام، شهادت می‌دهم که بسیاری از این دوستان دروغ می‌گویند. 

شاگرد نداریم همه استادند/ فرهنگ موسیقی را نادیده می‌گیریم 

دامن‌پاک ارتباط بین هنرجویان و اساتیدشان را دارای مشکلات جدی برشمرد و تاکید کرد: در این رابطه احترام گم است. برای مثال وقتی ما جوان بودیم برای صحبت با استاد پورعطایی باید ده نفر را واسطه قرار می‌دادیم. یک جایگاه و احترام دیگری بر فضا حاکم بود. یا وقتی استاد سروراحمدی بزرگ به اداره ارشاد می‌آمد و صحبت می‌کرد ما جرأت نفس کشیدن نداشتیم. الان این مسئله در بین بعضی جوان‌ها از بین رفته است و برخی بی‌احترامی می‌کنند.

وی برآیند چنین فضایی را این‌گونه توصیف کرد: منِ دوتارنواز که فرضاً 200 مقام را بلدم، از این تعداد 100 مقام را به هنرجویان آموزش می‌دهم و مابقی را نگه می‌دارم و این امر به مرور زمان مشکلات جدی در انتقال تمام و کمال فرهنگ و هنر موسیقی تربت جام به جوان‌ترها ایجاد می‌کند. 

دامن‌پاک کوتاهی اساتید را یکی از عواملی دانست که به تنزل جایگاه «استادی» دامن می‌زند و تصریح کرد: ما در خود تربت جام 10 ئا استاد داشتیم. این 10 استاد باید با هم متحد می‌بودند. به طور مثال، اگر کسی پیش بنده می‌آمد و از استاد پورعطایی بد می‌گفت، من باید به آن هنرجو معترض می‌شدم و از آن استاد دفاع می‌کردم.  

وی افزود: اگر بین اساتید شکافی وجود نداشت، این مشکلات و گروه‌کشی‌ها هم به وجود نمی‌آمد. من معتقدم تمام این مشکلاتی که گریبان‌گیر ماست، تقصیر خود ماست؛ حتی مشکلات معیشتی. ما راحت با اتحاد خود و برنامه‌ریزی می‌توانستیم کاری بکنیم که هنرمندان ما دچار فقر نباشند. 

این استاد موسیقی مقامی بیان کرد: در حال حاضر نبود اتحاد و غیرحرفه‌ای‌گری‌ باعث شده که برخی از دوتارنوازان آماتور این خطه، بدون لحاظ جایگاه این هنر، بی هیچ چشم‌داشت مالی، مراسمات مختلف را اجرا کنند و البته شنوندگان آن مراسمات نیز از موسیقی ترتب جام، به جز لباس محلی و سازی ناکوک چیزی عایدشان نمی‌شود.

وی با تعریض به این نکته که «شاگرد نداریم همه استادند»، یادآوری کرد: سند دارم یکی از کسانی که در تهران از شاگردان من بود، گروهی تلگرامی زده و به یکی از اعضای گروهش گفته وقتی می‌خواهی مرا نام ببری حتماً لقب «استاد» را بیاور. اول باید خودمان را اصلاح کنیم.

اسطوره‌های دردمند و مریض، افتاده‌اند گوشه‌ خانه

دامن‌پاک با بیان اینکه «استاد پورعطایی اقیانوس اطلاعات بود و کسی که در دانش او می‌افتاد، غرق می‌شد»، گفت: اکثر اساتید ما از لحاظ معیشتی مشکلات زیادی دارند و پیش‌کسوتانی چون استاد حاج مرادعلی سالاراحمدی را داریم که با بیش از 80 سال سن، افتاده‌اند گوشه‌ی خانه و کسی به آن‌ها رسیدگی نمی‌کند. ایشان کسی بود که در سال 50-51 در جشنواره شیراز حماسه به پا کردند و الان وقتی آثار ایشان را گوش می‌کنید از قدرت حنجره ایشان مبهوت می‌مانید. اما چنین بزرگ‌مردی تک‌وتنها افتاده است گوشه خانه؛ آن هم در شرایطی نابه‌سامان.

وی ادامه داد: استاد کریم کریمی از اسطوره‌های موسیقی ماست که «الله مدد» ایشان را کسی که علاقه‌مند به موسیقی سنتی هم نباشد، گوش دهد به این نوع موسیقی علاقه پیدا می‌کند. اما هم‌ایشان نیز مریض‌اند و دردمند و با چند تا بچه هنوز مستأجر.

این مدرس موسیقی مقامی با اشاره به اینکه «سبک‌های نوازندگی در تربت جام متفاوت است»، از انواع سبک‌ها به پنجه‌نوازی و ریزنوازی اشاره کرد و گفت: در زمینه ریزنوازی کسی را به بزرگی ذوالفقار عسگریان نمی‌شناسم. خودم نیز به پنجه‌نوازی علاقه‌مندم و همه من را به آن می‌شناسند. در آمریکا هم اسم مرا ببرید، به‌عنوان نوازنده‌ی دوتار شرق خراسان شناخته می‌شوم. 

دامن‌پاک بیان کرد: در نوارفروشی‌های سطح شهر اگر فرضاً هزار اثر وجود داشته باشد، نود درصد آن متعلق به پنجه‌های استاد ذوالفقار عسگریان است که این بسیار عجیب است و فکر می‌کنم در دنیا بی‌نظیر باشد که هنرمندی این تعداد اثر داشته باشد. همه اساتید دیگر محال است که آثاری در سبک پنجه ذوالفقار عسگریان نداشته باشند.

در یک روستا مستأجرم

این سرپرست گروه‌های مختلف موسیقی محلی افزود: متاسفانه گروه‌های ضعیف به تربیون راه پیدا کرده و مطرح شده‌اند و 90 درصد برنامه‌های کشور را اجرا می‌کنند و اساتید ما در فقر و گمنامی مطلق به سر می‌برند. بنده به عنوان کسی که 40 سال سابقه کار دارم، در یک روستا و نه در شهر، مستأجر هستم. چرا؟ در شرایطی که من باید ماهی چند میلیون درآمد داشته باشم.

دامن‌پاک بیان کرد: سازی که من حداقل دوماه برای ساخت آن زمان می‌گذارم و طبیعتاً کیفیت و قیمت بالاتری دارد، دیده نمی‌شود و در عوض کامیون کامیون سازهای بی‌کیفیت روانه بازار می‌شود و البته که خریداران این ساز توان تشخیص ساز خوب از بد را ندارند و فروشنده نیز یا سواد این کار را ندارد و یا اینکه تنها به منفعت خودش فکر می‌کند.

وی با اشاره به اینکه «اگرچه تعداد نوازندگان بسیار زیاد شده است ولی من در مصاحبه‌ای که با روزنامه‌ها داشتم گفتم که موسیقی خراسان در لبه پرتگاه است»، تصریح کرد: اگر به همین وضع پیش برود یقین بدانید اساتید ساخت ساز ما کنار می‌کشند و می‌گویند ما دیگر ساز نمی‌سازیم. البته کسانی که ماکت‌ساز هستند به ساخت ساز خودشان ادامه می‌دهند ولی به مرور زمان سازهای خوب هر روز کم‌تر و کم‌تر می‌شود. چنانکه به مرور زمان نوازندگان مطلع به دانش این نوع موسیقی کم شده‌اند. 

این نوازنده تربت جامی گفت: ممکن است شما 10 هزار نوازنده داشته باشید اما یکی از این‌ها نداند «نوایی» چیست. یا وقتی شما آهنگ «الله مدد» را می‌نوازید باید بدانید معنی این ترانه چیست وگرنه نواختن دست‌وپاشکسته‌ی آن را هرکسی بلد است. 

به همان مجانی‌ها زنگ بزنید!

دامن‌پاک ادامه داد: روزی به بنده زنگ زدند و گفتند در تهران فلان مراسمی هست و فلان پروفسور و مقامات کشوری حضور دارند. بنده پرسیدم برای هنرمندانی که می‌خواهند به آن‌جا بیایند چه حق‌الزحمه‌ای درنظر گرفته‌اید؟ گفتند نوازندگان برای این مراسمات مجانی می‌آیند. بنده نیز پاسخ دادم: من از آن دست نیستم، به همان مجانی‌ها زنگ بزنید. و جالب آن‌جا بود که گروهی مجانی آن مراسم را اجرا کردند.

وی با بیان اینکه «در حال حاضر اساتید موسیقی ما ناشناخته‌اند و تنها شاید بتوان آن‌ها را در برنامه‌های تخصصی موسیقی که در صدا و سیما اجرا می‌شود، شناخت»، تاکید کرد: در یک اجرا که به‌طور مثال در فرهنگ‌سرای ارسباران تهران برگزار می‌شود و 300 مخاطب یا بیش‌تر وجود دارند، شاید 10 نفر تفاوت صدای اصیل ساز و آواز را از غیر آن تشخیص دهند. همه لباس محلی دارند، دوتار دارند و می‌خوانند. حالا کیفیت این اجرا چگونه است، برای خیلی‌ها قابل تشخیص نیست.

والله! بالله! زن و بچه‌ی من هم غذا می‌خورند!

وی با اشاره به اینکه «یک هنرمند حرفه‌ای شکم زن و بچه‌اش را از کجا پُر کند؟»، افزود: والله بالله زن و بچه‌ی من هم غذا می‌خورند. به خدا زن و بچه‌ی من هم در زمستان سرما می‌خورند اگر لباس مناسب نداشته باشند.

این پیش‌کسوت موسیقی ادامه داد: من خودم جزء آن دسته از هنرمندانی هستم که خودم را خانه‌نشین کردم. چندی پیش مراسمی در همین‌جا بود ولی من با وجود همه اصرارها دست به ساز نشدم. حتی در مشهد مراسمی بود، می‌خواستم سازم را به پسرم بدهم و از دنیای موسیقی خداحافظی کنم ولی چند تن از دوستان نگذاشتند.

دبیر سابق شورای موسیقی تربت جام تصریح کرد: تا هر مشکلی پیش می‌آید می‌گویند مسئولان! من می‌گویم توِ هنرمند برای خودت چی‌کار کردی؟ برای سایر هنرمندان چه کار کردی؟ اگر هنرمندان از یکدیگر حمایت کنند هیچ نیازی به مسئولان نیست، بلکه مسئولان‌اند که نیازمند هنرمندان‌اند. ما 50 هنرمندیم در این منطقه؛ چرا خودمان برای خودمان فکری نکنیم و منتظر مساعدت فلان مسئول باشیم.

دامن‌پاک با بیان اینکه «من 20-25 سال دبیر شورای موسیقی تربت جام بودم و آخر سر استعفا دادم»، اظهار کرد: یکی از کارهایی که انجام دادم تاسیس مسکن تعاونی هنرمندان بود و با کمک یک خیّر زمین گرفتیم ولی حمایتی از سوی خود هنرمندان نشد. درصورتی که اگر این اتفاق می‌افتاد بنده تضمین می‌دادم هر هنرمند تربت جامی برای خودش یک خانه داشته باشد.

از صداوسیما گله‌مندم

دامن‌پاک با انتقاد از بخشی از عملکرد صدا و سیما بیان کرد: تلویزیون به من زنگ می‌زند که در فلان برنامه بروم. وقتی از حق‌الزحمه هنر می‌گوییم، مثال می‌زنند که فلان نفر با هزینه شخصی آمده و رفته است. شاید این مجانی‌کاری‌ها به‌زعم مسئولان شیرین بیاید ولی به مرور زمان، فرهنگ و اخلاق نابود می‌شود.

دامن‌پاک با اشاره به اینکه «یکی از بزرگترین مشکلات این است که هنرمندان دردشان را نمی‌گویند و تا زمانی که دردها گفته نشوند، دردها باقی خواهند ماند»، اضافه کرد: من از ساختن ساز در همین حد که مخارج حداقلی زندگی‌ام تامین شود، درآمدزایی می‌کنم و در این شرایط دست و دلم به ساز زدن نمی‌رود.

این کارشناس موسیقی مقامی با بیان اینکه «تمام شبکه‌ها بنده را می‌شناسند»، تصریح کرد: بنده گلایه دارم از صدا و سیما؛ چون صدا و سیما یک رسانه ملی است و هنرمندی باید جلوی دوربین برود که از هر نظر مورد تایید باشد. هنرمندانی به صدا و سیما راه پیدا کرده‌اند که بسیار ضعیف‌اند. 

دامن‌پاک افزود: وقتی هنرمندی چون محسن عسگریان ساز می‌زند، نماینده کاملی از دوتار تربت جام به مردم ارائه می‌شود ولی مشکل این‌جاست به‌جای استفاده از محسن عسگریان‌ها در تلویزیون از هنرمندان درجه سه و چهار استفاده می‌شود. چرا با آبروی تربت جام بازی می‌شود؟ باید نظارتی باشد. این‌طور نمی‌شود که از فلان شبکه بگویند آقای دامن‌پاک شما چقدر می‌گیرید بیایید برنامه اجرا کنید، فرضاً بگوییم 2 میلیون تومان. بعد بگویند نمی‌خواهد شما بیایید و سپس ببینیم کسی که هیچ سواد موسیقایی‌ای ندارد ولی چون مفت و مجانی برنامه اجرا می‌کند، به رسانه ملی راه یافته است.

رسانه‌ها برای هنرمند سندسازی می‌کنند

دامن‌پاک افزود: وقتی فضای رسانه‌ای کشور در مواجهه با موسیقی محلی با اهمال برخورد می‌کند، بعضاً آدم‌هایی سرِ زبان می‌افتند که واقعاً از این هنر تهی‌اند. به‌طور مثال شما ممکن بود به جای حسین دامن‌پاک با هر کس دیگری که ساز می‌ساخت و می‌نواخت، نیز مصاحبه بگیرید. این مصاحبه‌ها می‌شود سند و برخی هستند که با سوار شدن روی موج رسانه‌ها خودش را سرِ زبان‌ها می‌اندازد و با گردآوری سندهایش درجه یک هنری نیز می‌گیرد. 

وی نقش رسانه‌ها در سندسازی برای هنرمندان بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: وقتی شما به‌طور مثال با بنده مصاحبه می‌گیرید و روی سایت ایسنا قرار می‌گیرد، این یک مدرک در سابقه هنری من است. رسانه‌ها می‌توانند تاحدودی از خیانتی که به فرهنگ ما می‌شود، جلوگیری کنند. من از تمام رسانه‌ها خواهش می‌کنم که در گرفتن مصاحبه‌هایشان دقت کنند. 

این محقق موسیقی مقامی تصریح کرد: کسانی که خود را به عنوان محقق موسیقی شرق خراسان در رسانه‌ها مطرح کرده‌اند بیایند این‌جا در جلوی دوربین، من از «نوایی» یک شعر می‌خوانم، این‌ها یک بیتش را معنی کنند. نود درصد آن‌ها قطعاً نمی‌توانند و من قول می‌دهم اگر غیر از این باشد، سازم را به دیوار می‌کوبم و دیگر نمی‌نوازم. مشکل این‌جاست که دانشی ندارند و می‌گویند داریم.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: