• شنبه ۲۷ آبان ماه، ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۳
  • دسته بندی : شهرستان‌ها
  • کد خبر : 968-15490-5
  • خبرنگار : 15100
  • منبع خبر : ----

يك مولف:

نويسنده براي ارائه اثرش بايد از هفت‌خوان بگذرد

يك مؤلف گفت: كساني كه در نوشتن دستي دارند، با مشكلات زيادي رو به رو هستند، نويسنده بايد از هفت‌خوان بگذرد تا اثرش را پس از رنج شیرینی که در زمان نوشتن، می برد، بتواند به مخاطب ارائه دهد، مشكلاتي از قبيل یافتن ناشرِ کاربلد، گرفتن مجوز، تهیه سرمایه یا پیدا کردن اسپانسر، تا بازگشت سرمايه و ارائه درست به مخاطبان از مهم‌ترين مواردي است كه مي‌توان به آن اشاره كرد. 

با عليرضا خطيب‌زاده درباره مشكلاتي كه در حوزه كتاب به عنوان مؤلف با آن مواجه شده است، صحبت كرديم، وي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا- منطقه خراسان، عنوان كرد: ابتدا به موضوع كتاب که در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد، مي‌پردازم؛ هرکسی با نيتي متفاوت به سمت کتاب می‌رود گاه ممكن است يك نويسنده كتاب سفارشي بنويسد. مثلا  یک ناشر یا شخص بر اساس نیازش موضوع را به نویسنده سفارش دهد و نويسنده حول آن محور براي سفارش دهنده كتاب مي‌نويسد، ترجمه و یا گردآوری می‌کند.

وي ادامه داد: اما موضوعاتی که ظاهراً من برای تحقیق و یا نوشتن بر می‌گزینم، قبل از این‌که به سراغ آن موضوع بروم، موضوع به سراغ من می‌آید، درمورد کتاب اول که «عاشق غریب» نام دارد که دردها، رنج ها و غربتِ شخصیت امام علی محور سخن قرار گرفته، به همین شکل بود و طی اتفاقاتی موضوع به سراغ من آمد و مرا گرفتارِ خود کرد، وگرنه من جرات ورود به اين موضوع سنگین و همه جانبه را نداشتم؛ در مورد کتاب دوم نيز همين اتفاق افتاد «هفت وادی عشق و سلوك» در طی سالیان مطالعه و زندگی، ورود جدّی به این وادی‌ها، برای من یک دغدغه شده بود. موضوع عرفانی که فکر ورود به آن هم گستاخی می‌خواست و جسارت که من نداشتم. ولی من به این اقیانوس در انداخته شدم چون سر برآوردم سال‌ها خود را گرفتار آن دیدم. به طوری که نوشتن و بازنويسي این کتاب هشت سال طول کشید و در 1742 صفحه و در دو جلد چاپ و به دست علاقه مندان رسید. 

خطيب‌زاده  افزود: نگاه من به کتاب، اين است که نويسنده بر اساس نیاز و دغدغه‌هایش،  درگیر موضوع می‌گردد. شخص در مقام نویسنده، قطعا نمی‌تواند ابتدا به شرايط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه نگاه کند و بعد بنویسد؛ در واقع این موضوعات از پیش در او جاری هست که به کار نوشتن پرداخته است اما اگر نویسنده درگیر چنین چارچوب‌هایی شود ناخودآگاه و یا خودآگاه دچار خود سانسوری می‌شود؛ من وقتی قلم به دست می‌گیرم، در فضایی رها و مجرد، مشغول نوشتن کتاب می‌شوم به عبارتی خود را در بداهه نویسی رها می‌کنم.

نویسندگان در فضایی رها بنویسند
 
وي اظهار كرد: اصولا در مرحله نوشتن، من دنبال مخاطب نیستم یعنی دنبال هیچ چیز و هیچ کس نیستم به تمام وجود در اختیار موضوعم، و متمرکز روی متن و لحظه مي‌شوم. در حین نوشتن هرگزینه‌ای که ما برای خودمان در نظر بگیریم از قبیلِ اين كه «در کجا زندگی می‌کنیم، مردم در چه جایگاه فرهنگی هستند، مخاطبان از چه قشری باشند، چه مقولاتی سانسور مي‌شوند، چه کسانی بعد کتاب را نقد خواهند کرد و...» و بعد با توجه به آن‌ها بنويسيم باعث مي‌شود که از تمرکز روی متن و موضوع خارج شویم و اثر چنان که باید جان نگیرد و این همه، نوعی سانسور غیر مستقیم بر اثر تحمیل می‌کند. به اين معنا كه آنچه در جامعه و سیاست هست ممكن است هنگام نوشتن ذهن ما را محدود کند در نتيجه اگر نویسندگان در فضایی رها کتاب بنویسند، استعدادهای خود را در کتاب بهتر مي‌توانند پیاده کنند. در مرحله بعد، امّا آن‌هایی که باید سانسور کنند، سانسور می‌کنند، آن‌هایی که باید نقد کنند، نقد می‌کنند و آن‌هایی هم که باید مخاطب کتاب قرار بگیرند، قرار خواهند گرفت. کار نویسنده خلق کردن است و بس.

خطيب‌زاده گفت: اما اين توضيح را بايد بدهم كه اگر من در هنگام نوشتن به مخاطب فکر نمی کنم به این معنا نیست که مخاطب برايم مهم نيست؛ قطعا وقتی یک اثری نوشته مي‌شود صاحب اثر دنبال مخاطب نيز هست. ضمن اين كه اقتصاد از فرهنگ تفکیک ناپذیر است ما اگر بازگشت سرمایه نداشته باشیم، قطعا نمی‌توانیم فعالیت مستمر فرهنگی داشته باشیم. منظور از در نظر نگرفتن يك سري موضوعات در هنگام نوشتن همان پرهيز از خودسانسوري براي نويسنده است.

وي با بيان اين كه نويسنده بايد از هفت خوان بگذرد تا بتواند اثرش را به مخاطبش ارائه دهد؛ گفت: من هیچ سختی در این دوران 8 ساله كه كتاب «هفت واديِ عشق و سلوك» را می نوشتم، حس نكردم ولی زمانی که اثر وارد کار فنی شد بسياري از دشواري‌ها در غالب عدم حمایت، سنگ اندازی های مستقیم و غیر مستقیم، ممیزی های غیر علمی و سلیقه ای، قول های بر هوا  مانده... رُخ  نمود.

با پایین بودن تیراژ کتاب و فاجعه آمیز بودن سرانه ی کتاب خوانی در ایران(هر ایرانی در سال دو دقیقه مطالعه دارد!!!) ناشران هم در انتخاب موضوع و نویسنده محتاط عمل می کنند و این کا را برای نویسندگان غیر نام آشنا مشکل می کند. 

اين مؤلف عنوان كرد: اگر یک اثر بخواهد خوب پخش شود و در بازار کتاب خودی نشان دهد و مخاطب خود را  پیدا کند، ناشر به عنوان یک برند می‌تواند بسیار موثر باشد. 

چند ماه طول کشید كه كتاب «هفت وادی عشق و سلوک»، مجوز گرفت؛  بعد از گذر از از اصلاحیه و حذفیه های شگفتی که از ناشر و نویسنده خواستار شده بودند بدون هیچ توضیحی کاربردی! در لیست اصلاحیه ابلاغ شده بود که از فلان صفحه تا فلان صفحه بايد حذف شود؛ در حالي كه اگر حذف می‌شد کار نقص پيدا مي‌كرد، مضاف به این‌که در صفحه بندی نيز همه چیز به هم مي‌خورد؛ بدون هیچ دلیلی گفتند حذف کنید! این کار اصلا درست و فرهنگي نیست که با یک نظر ساده، زحماتی که نويسنده کشیده را به هدر دهند، و بعد اثر اگر با این شرایط به چاپ برسد شیر بی یال و دُم و اشکم می گردد! ولی با پیگیری‌هاي زياد و رابطه‌هاي ايجاد شده و زحمت های  بسيار، اثر سالم از زیر تیغ سانسور خارج شد و خوشبختانه حذفي در آن صورت نگرفت؛ ولی همیشه کار به پایان خوش نمی انجامد.

خطيب‌زاده درباره چگونگي برخورد با چنين ناملايماتي اين گونه توضيح داد:  نااميدي براي انساني كه اهل فكر و انديشه است، نباید جايي داشته باشد، با همه مشكلاتي كه در مسير رشد فرهنگي وجود دارد، هر قدم كوچكي گامي به جلو و به سمت روشنايي است. بايد با تمام توان در زمينه فرهنگ به هر نحوي كار كرد و فضاي ايجاد آگاهي و دانايي را گسترش داد؛ نگاه من در همین فضای تنگ و باریک، يك نگاه اميدوارانه است. مؤلف و نويسنده اگر دغدغه اجتماعي نداشته باشد، تبديل مي‌شود به يك فردي كه تجارت مي‌كند و سفارش مي‌گيرد. از سويي ناشر مسئله اصلي‌اش اقتصاد است و اگر سرمايه‌اش برگشت نداشته باشد، مشكلاتي برايش به وجود مي‌آيد و كم كم حذف مي‌شود. ناشراني كه هم اكنون مانده‌اند، نيز با مشكلات مختلفي رو به رو هستند؛ از جمله اين كه ديده‌ايم كتابي با تيراژ زير 500 تا چاپ و نشر می‌گردد و اين فاجعه است. ناشران هم چون نویسندگان پشتيباني نمي‌شوند مگر آن‌هایی که از رانت های موجود می‌توانند به هر دلیلی بهره‌مند باشند.

خريد كتاب يك كار فرهنگي است

وي با بيان اين كه خريد كتاب در راستای مطالعه کتاب نیز خود يك كار فرهنگي است، گفت:  مردم با خرید کتاب بازار نشر و تألیف را رونق می‌بخشند، چرا كه خرید کتاب خود به نوعي حمايت از نويسنده و ناشر به حساب مي‌آيد و مایه دلگرمی آن‌ها می‌شود. جامعه آگاه، جامعه پرسشگر است و مسئولاني كه غيرفرهنگي هستند، زمينه‌اي فراهم نمي‌كنند كه به عنوان يك مؤلف و ناشر و خواننده افراد بتوانند اين كالاي فرهنگي را عرضه و مطالعه كنند ولي از سوي ديگر كتاب‌هاي دولتي و ارگان‌های خاص را با پول مردم حمایت می‌کنند و در تيراژ بالا بدون این که مخاطب داشته باشد روانه بازار کتاب می‌کنند ولي از كتاب‌هاي مستقل با برنامه غافل مي‌مانند. از سویي خواننده نيز مشكلات خودش را از نظر اقتصادی دارد. هنوز ما به این باور نرسیده‌ایم که خرید کتاب را هم در سبد هزینه‌های خود وارد کنیم. از این رو خرید کتاب بر مردم سنگین می‌آید مگر این که مجبور به خرید باشند.

 اين مولف گفت: کتابی که با همه سختی‌ها و مشقت‌ها به بازار ارائه می‎شود، اهل فرهنگ به جای این که پیش از نقد مردم را به خرید کتاب تشویق کنند و بعد از بازار به نقد آن پیردازند، گاه متاسفانه در ابتدا به قلع و قمع اثر می‌پردازند چرا که علم نقادي در جامعه ما فقير است. ابتدا مولف نقد مي‌شود بعد اثرش، به این طریق خوانندگان نيز با فقر آگاهي و يا آگاهی غلط نسبت به موضوعات مطرح شده و همچنين مشكلات اقتصادي رو به رو مي‌شوند.

وي با انتقاد از اين كه در شهرستان نيشابور نيز با وجود اين كه مولفان و نويسندگان زيادي دارد، بالغ بر چهارصد نفر، حمايتي از آن‌ها به عمل نمي‌آيد، گفت: متاسفانه ما حتي در شهرمان با اين همه نويسنده و مؤلف كه داريم يك مكانِ متمرکز براي ارائه آثار نویسندگانِ نيشابوري براي بازديد شهروندان و مهمانان در نظر گرفته نشده است. چنین مکانِ نمایشگاه گونه‌ای مردم را به سمت مؤلفان هدایت می‌کند و آن‌ها را ترغیب و تشویق به مطالعه این آثار می‌کند. ولی چنین امری نيز نیاز به زیر ساخت‌های فرهنگی دارد که از این نظر هم جامعه و هم مسئولان در فقر فرهنگی گرفتارند. 

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: