• شنبه ۴ آذر ماه، ۱۳۹۶ - ۱۷:۰۳
  • دسته بندی : شهرستان‌ها
  • کد خبر : 969-2290-5
  • خبرنگار : 15100
  • منبع خبر : ----

به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان؛

رنگ‌هاي قبل از تو سوء تفاهم بود

ما در يك روزهايي به يك چيزهايي حساس مي‌شويم! بعضي روزها هم به رنگ‌ها حساس مي‌شويم و زندگي‌مان مي‌شود، آن رنگ. حالا بياييد درباره رنگش وارد جزئيات نشويم ممكن است سوء تفاهم‌هاي جبران ناپذير به وجود بيايد ولي اين روزها، روزهاي نارنجي است. 

به گزارش ايسنا- منطقه خراسان، 25  نوامبر «روز جهانی محو خشونت علیه زنان» است؛ روزی که سازمان ملل آن را به نام «روز نارنجی» نامگذاری کرده، چندين سال پيش وقتي با اين روزهاي نارنجي و نظير آن بيشتر آشنا شدم، با يك روانشناس صحبت مي‌كردم مي‌گفت خشونت هر نوع رفتاري است كه منجر به آسیب بدنی، جنسی یا روانی زنان شود؛ كلي هم درباره خشونت‌هاي كلامي صحبت كرد؛ مي‌گفت خشونت كلامي يعني همان توهين، تمسخر، رفتارهاي تحقيرآميز و بعد هم مزاحمت‌هاي كلامي خياباني و غير خياباني را تشريح كرد و گفت همه اين‌ها مصداق‌هايی براي خشونت است؛ من هم كه آن سال‌ها فكر مي‌كردم خيلي چيزي ياد گرفته‌ام از خانه كه بيرون مي‌آمدم گوشم را تيز مي‌كردم و مشت‌هايم را آماده تا اگر كسي خشونتي به من روا داشت؛ در حد توان از قدرت رزمي خود استفاده كنم؛ يادم مي‌آيد همان سال‌ها وقتي از سر كارم به خانه برمي‌گشتم و غروب هم گذشته بود؛ يك دستگاه سواري آن‌قدر براي من مزاحمت ايجاد كرد و بوق‌هاي ممتد مي‌زد كه ديگر نامش را نمي‌شد «خشونت عليه زنان» گذاشت؛ ايشان خشونتي به جامعه اطراف نيز روا مي‌داشتند 

حتي خودِ من يك بار فكر كردم شايد كارناوال عروسي است؛ بگذريم با خشم زيادي شماره پلاكش را برداشتم و تماس گرفتم به پليس تا موضوع را گفتم، گفتند ما الآن مي‌آييم اما شما هم زودي برويد خانه ديگر! در مسير رفتم خريد كردم و آن ماشين هم همين طور ايستاده بود درست دمِ در مغازه؛ فروشنده كه شستش خبردار شده بود؛ گفت «مزاحم‌تان شده؟» گفتم «بله» گفت: «خانم الآن دمار از روزگارش در بياورم؟ اما خب شما هم نبايد تا اين وقت شب بيرون باشيد، خطرناك است» جالب اين جا بود وقتي به خانه رسيدم يكي از فاميل‌هايمان همزمان از خانه ما بيرون آمد و سواري مزاحمِ بي ادب را ديد و بعد هم به ساعتش نگاه كرد و اشاره‌اي كوتاه به تاريكي هوا كرد و گفت «ببين دخترجان خب اين وقتِ آمدن است؟!» حالا بگذريم كه بعدش من چه جوابي به اين افراد دادم و آخر چه اتفاقي افتاد ولي پيش خودم فكر كردم آخر چرا اين قدر درگير معلول هستند و علت را فراموش مي‌كنند؛ فرع را چسبيده‌اند و اصل را سپرده‌اند به باد! جرم را يك نفر ديگر كرده آن وقت يكي ديگر را كه محكوم مي‌كنند! به زعم اين‌ها (!) در نهايت انگار بنده به اتفاق خانواده بايد مي‌رفتم سراغ آن مزاحمِ بي‌ادب و مي‌گفتم «عذر مي‌خواهم كه اين موقع شب از سركارم دارم برمي‌گردم به خانه؛ شما ببخشيد كه مزاحمِ بنده شديد!» 

اين ماجراها من را به موضوعات اين‌چنيني حساس‌تر كرد و من در طول گزارش‌هايي كه درباره خشونتِ روا داشته شده به زنان گرفتم و سوژه‌هايي كه ديدم هر بار با خودم زمزمه مي‌كردم «خشونت‌هاي قبل از تو سوءتفاهم بود!» باز هم بگذريم كه هر چه كتاب و مقاله مي‌خواني و با اهل فنش صحبت مي‌كني، واكاوي‌ها و دريچه‌هاي ديگري رو به رويت باز مي‌شود؛ اين كه حتي سكوت در مقابل خشونت نيز خود يك نوع خشونت است، خلاء هاي قانوني، ناآگاهي خانواده‌ها و افراد و خيلي چيزهاي ديگر.

خلاصه اين كه دو سه سال قبل بود و پاييز و غروبي غم‌انگيز؛ آن موقع فهميدم گاهي رنگ‌ها هم سوءتفاهم است! آمدم و شبكه‌هاي اجتماعي را نارنجي ديدم؛ يادم آمد روزهاي نارنجي است؛ كلي حرف‌هاي روشن‌فكري هم زدند؛ خيلي هم خوب بود اما مضحك آن‌جا بود كه ديدم يك آقايي كه هر روز خواهرِ خودش را تحقير مي‌كند و نامش را غيرت مي‌گذارد؛ همين چند روز پيش خواهرِ اين آقا از رفتارهاي نامناسبِ پدر و برادرش پيش من گله مي‌كرد؛ بله حتي همين آقا هم پروفايلش را نارنجي كرده بود!
 
اي كاش يك‌رنگي بود؛ اي كاش مي‌شد خود را پشت اين حجم رنگ پنهان نكنيم! اصلا اي كاش به جاي پروفايل‌هايمان، ذهن‌مان نارنجي بود؛ با اين همه اما من هم پرده و حجابي نارنجي به پنجره اتاقم زده‌ام نه فقط براي روزهاي نارنجي براي همه روزهاي سال!

یادداشت از سیمین سلیمانی؛ ایسنا- منطقه خراسان

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: