• سه شنبه ۱۰ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۶
  • دسته بندی : شهرستان‌ها
  • کد خبر : 9611-6890-5
  • خبرنگار : 15043
  • منبع خبر : ----

جشن «سده»، جشنی به قدمت تاریخ

در خصوص چگونگی پیدایش جشن سده نقل‌ها و گفته‌های  گوناگونی وجود دارد  و چون از آغاز نکوداشت این آیین خودجوش و مردمی هزاران سال می‌گذرد، نمی‌توان بر سندیت هیچکدام تأکیدی مؤكد داشت؛ هرچند نفی آن نیز، به مثابه نفی بسیاری از سنت‌های اجتماعی است.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، هرچه هست فارغ از صحت و سقم هر یک از نقل‌ها، جشن سده  آیینی ست که پیام آور شادی است، لذا باید آن را نیکو داشت، به ویژه در دوره و زمانه‌ای که بیش از همیشه  شاهد قحطی طرب و شادی  هستیم و در غیاب همین واژه(شادی) شاهد بسیاری از کژ رفتاری‌ها و نامهربانی‌هاییم.

 در این فرصت کم، به سه قول متفاوت اشاره‌ای گذرا می‌کنم:
 
بر این نکته تأکید داریم که در تقویم ایران باستان هیچ روز و نامی و جایی برای پاسداشت اندوه در نظر گرفته نشده  وهرچه بر جای مانده و خود نیز بدان عامل بوده‌اند سرور است و شادمانی، چرا که از روان پریشیده و شکست خورده چیزی جز ناله و اشک و آه بر نمی‌خیزد. و آشکار است، ذهن و روان ناشاد، در پی درمان درد خویش است و مجال اختراع، ابداع و آفرینش نمی‌یابد و ای بس که مروج ماتم است و خشونت و دیگر آزاری و حسادت و شرارت و ....
 
در اهمیت آتش گفته می‌شود، در بین اكتشافات و اختراعات بشر از آغاز حیات انسان تاکنون، هیچکدام از دست یافت های انسان عظمتش به پایه‌ی کشف آتش نمی‌رسد. پس باید سود نبوغ بزرگ ایرانیان را در بزرگداشت این والاترین کشف بشر.
 
جشن سده یکی از 23 جشنی است که در تقویم پر افتخار نیاکان ما به چشم می‌خورد. سه نگاه در شأن نزول این آیین شادی وجود دارد.

 نگاه نخست این است که: گویند چون هوشنگ شاه پیش دادی، همراه گروهی آهنگ شکار کرد، بر سر راه مار بزرگ سیاهی می‌بیند، سنگی بر او پرتاب می‌کند. از برخورد سنگ با سنگی دیگر جرقه‌ای حاصل می‌گردد و «خار و خاشاك» اطراف آتش می‌گیرد.

شاه و همراهان برگرد آتش به شادی و شادخواری می‌پردازند و مار سیاه می‌گریزد. پس از آن نمی‌گذارند که آتش هیچ گاه خاموش شود و آن جشن را «سده» می‌نامند.
 
نکته‌ی قابل تعمق آن است که مار سیاه که نشانه‌ی پلیدی و اهریمن تباهی است کشته نمی‌شود و می‌گریزد و در تاریکی و سیاهی پنهان می‌شود و آتش که نشان گرما، روشنایی و شادابی است برافروخته و شعله ور نگهداری می‌شود.

 و این را بدین خاطر نیاکان ما پاس می‌داشته‌اند که اهریمن پلیدی و بیداد پیوسته در کمین است و هشدارمان می‌دهد که پيوسته مراقب ظهور اهریمن باشیم و نگاه دارنده‌ی نور و پاکی؛ هرجا، نور و روشنایی باشد و پاکی و راستی، او می‌گریزد و در سیاهی پنهان می‌شود.
 
تاریکی و تباهی در روشنایی و پاکی معنایی ندارد و مجالی برای ظهور و بیدادش باقی نمی‌ماند.

 نگاه دوم:

در دوره‌ای از تقویم ایران باستان، سال به دو فصل تقسیم می‌شده است. تابستان بزرگ به مدت هفت ماه که آغازش فروردین و پایاش پایان مهر بوده است؛ و زمستان بزرگ که از آبان آغاز و تا پایان اسفند ادامه داشته است.

در این روز جشن سده (دهم بهمن) يكصد روز از زمستان سپری شده و از اوج و شدت سرما که بر اساس باور پیشینیان نمادی از فسردگی و انجماد و بیداد است کاسته می‌شود و سرمای زیاد رو به زوال و نیستی می‌گراید و کم و بیش در نقاط گرم سیر، سبزه‌ها بر دمیدن را می‌آغازند.

به میمنت آن زوال و این آغاز و سپری شدن يك صد روز از سرمای خشن، ایرانیان تلی بزرگ از هیزم گرد آورده و جشن «سده» را به پای می‌داشته‌اند.
 
نیاکان ما در ادوار گذشته و به سالیان دراز و به تجربه این همه را دریافته‌اند؛ ای بس، گاه در این خصوص افسانه سرایی‌ها کرده‌اند. نمونه‌ی زیر یکی از آنهاست که بیانگر تغییرات جوی از این شب (سده) به بعد است:

 در پاره‌ای از مناطق ترشیز کهن (کاشمر، بردسکن و خلیل آباد) باوری ست بین کشاورزان و دامداران که: «چون امروز (دهم بهمن) شبان زاده‌ای با گوسفندان به صحرا رفت و شامگاهان به خانه باز نگشت. پدر ایل و تبار و بستگان را  فرا می‌خواند تا به جست و جوی فرزند بشتابند.

پس زن و مرد و پیر و جوان روستا با چراغ و مشعل به کوه و صحرا رفتند تا گمشده را بازیابند هر چه جستند نیافتند تا شب به نیمه رسید پیر سال خورده گفت دست از گشت بردارید و به ده بازگردید که فرزند من اگر تاکنون از سرما تلف نشده باشد از این ساعت به بعد جان به سلامت به در خواهد برد که پس از این خرمی به زمین می‌آید و دوران ظلمات و یخبندان رو به پایان است.

نگاه سوم:

از دهم بهمن روزجشن سده تا نوروز که اصیل‌ترین و بزرگ‌ترین جشن ملی ایرانیان است با فصل رویش و سرسبزی و طراوت که نشانی از زندگی دارد و آغاز بهار است پنجاه روز فاصله است.

با در نظر داشتن زنده گی گذشتگان که خاستگاه اصلی آن بر پایه‌ی کشاورزی بوده است، اولین محصولات کشاورزی (به ویژه در مناطق گرمسیر) محصولاتی نظیر جو و گاورس و برخی سبزه‌های خوردنی پنجاه روز بعد از نوروز به بار نشسته و انسان را از گرسنگی و مرگ نجات می‌داده است.
 
با گذر صد روز از زمستان سرد و یک صد روز مانده به جمع آوری محصول، ایرانی شادی آفرین و شادمنش این تقارن را جشن گرفته (جشن سده) و با برافروختن آتش به شادمانی و طرب می‌پرداخته است.

این جشن همه ساله در برخی نقاط ایران از جمله کرمان، به ویژه در بین زرتشتیان با شکوه خاصی برگزار می‌گردد. در منطقه‌ی ترشیز بزرگ که شامل کاشمر، خلیل آباد و بردسکن می شود این آیین به طرز با شکوهی همه ساله به مدت سه شب (9، ده و یازده بهمن) در «روستای کبودان» برگزار می‌شود.

این آیین با روشن کردن آتش، آتش زدن هیزمی به همین نام (سده) و چرخاندن به دور سر و خواندن سرودی خاص (آی سده، سده، صد به غله، پنجاه به نوروز / به ریش - غله دار بخندین تا شب نوروز) و هم چنین تهیه‌ی گوی نفتی و پرتاب به آسمان برپا داشته می‌شود.

سده آیین سوگواری و اندوه نیست آفرینندگان آن ایرانیان ستاینده‌ی زیبایی نو وشادمانی اند و سرافرازی
 
سده جشن ملوك نامدار است
زافریدون و از جم یادگار است

جواد افتخاری، خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: