• سه شنبه ۱۷ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۷
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 9611-9714-5
  • خبرنگار : 15072
  • منبع خبر : ----

/یادداشت/

زنان، زیبایی و مقبولیت اجتماعی

بدن یک هستی زیست‌شناختی و روان‌شناختی صرف نیست، بلکه پدیده‌ای است که به صورت اجتماعی ساخته و پرداخته می‌شود(کرگان، 2006: 3؛  کریگر و اسمیت، 2004: 941).

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، در دنیای روابط کوتاه و مقطعی امروزی، افراد بیش از آنکه خود را به سبب تفاوت‌ها یا شباهت‌ها در ویژگی اکتسابی و انتسابی بشناسند، خویشتن را با ویژگی‌های ظاهری و قابلِ رویت، شناسایی می‌کنند و ظاهر فرد بیش‌ازپیش، نشان‌دهنده هویت فردی شخصی او به شمار می‌رود؛ بنابراین در جامعه معاصر بدن و ظاهر افراد به‌عنوان یکی از مقوله‌های بسیار مهم و ارزشمند مطرح می‌شود.
 
یکی از پیامدهای جریان مدرنیته در جوامع، رواج فرهنگ مصرف‌گرایی و تأکید روزافزون بر «الگوهای فرهنگی زیبایی» بود که توسط اجتماع تعریف می‌شدند و همین مسئله موجب شده است، بدن و ظاهر افراد به مقوله بسیار مهمی تبدیل شود که بیانگر هویت شخصی و منزلت اجتماعی افراد است.

به دنبال اهمیت‌یافتن بدن، لزوم مدیریت از آن مورد توجه  قرار گرفت. به این معنی که افراد برای تطبیق‌دادن ظاهر خود با هنجارهای زیباشناختی که توسط رسانه‌ها، عوامل صنعت و زیبایی و... تعریف می‌شدند، به دنبال آن بودند که بر بدن خود مسلط شوند و با دستکاری ویژگی‌های ظاهری و مرئی، «بدن طبیعی» خود را در راستای تبدیل‌شدن به «بدن ایده‌آل» تغییر دهند تا از رهگذر این تغییر بتوانند به مقبولیت اجتماعی دست یازند. به اعتقاد باتلر، در این‌جا دیگر بدن دارای نقش منفعل و اُبژه لایتغیر نیست، بلکه خود  بدن دارای نقشی معنادار و فعال است و هم به عنوان دال و هم به عنوان مدلول دیده می‌شود. 

"برخی از زنان «بدن طبیعی» خود را در راستای تبدیل‌شدن به «بدن ایده آل» تغییر می‌دهند تا از رهگذر این تغییر بتوانند به مقبولیت اجتماعی دست یازند."

در این میان، زنان در مقایسه با مردان نسبت به وضعیت ظاهری خود و آنچه به چشم می‌آید، دقت نظر بیشتری داشته‌اند و حساسیت بیشتری نشان می‌دهند. آن‌ها با مقاصد مختلف اقدام به مدیریت بدن می‌کنند؛ عواملی نظیر گروه مرجع، تصور از بدن، میزان اعتماد به نفس بدنی، طبقه اجتماعی، رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتی، فشارهای اجتماعی و فرهنگی  موجود در جامعه برای تطبیق با معیارهای زیبایی، کسب شهرت، منزلت و تایید اجتماعی، جذابیت جسمانی، کسب زیبایی و جلب توجه دیگران و ایجاد نشاط و شادابی برای حفظ جوانی در مدیریت بدن زنان دخیل هستند.

از طرفی، از دیرباز زنان به واسطه بدن‌هایشان توسط مردان به استثمار کشیده می‌شدند و بدن زنان همواره در معرض کنترل بوده است. این کنترل اشکال متفاوتی به خود گرفته که از بستن پای دختران چینی (برای جلوگیری از رشد پا به اندازه پای مردان)، درازکردن گردن زنان در آفریقا، درپوش‌گذاشتن روی بینیِ دختران در هند، ختنه زنان تا پوشیدن لباس‌های با فنرهای برجسته‌کننده متفاوت بوده است.

اما امروزه با وجود قبیح‌دانستن تمام این رفتارها و ظلم‌هایی که در حقِ بدنِ زنانه روا می‌شده، باز هم در جوامع رشدیافته کنونی زنان در معرض نگاه‌های خیره دیگران و قضاوت براساس ظاهرشان قرار می‌گیرند.

تنِ زنان به‌عنوان یکی از موضوعات چالش‌برانگیز و مورد منافشه، از دیرباز تا کنون مورد بحث بوده است وهیچ بُعدی از بدن زنان هرگز همان‌طوری که هست، کاملاً مناسب تلقی نشده و همواره به بدن زنان از چشمی نگریسته شده که آنان را تغییر داده است و اعضای بدن آن‌ها، بسته به مد روز، بیش‌ازحد کوچک یا بزرگ دانسته شده است.

کشورما نیز از این جریانات مستثنی نیست. به طوری که به لحاظ عمل زیباییِ بینی، ایران دارای رتبه نخست در جهان در سال 2010 بوده است و نگاه گذری به آمارسالیانه تجارت لوازم آرایشی و کلیه جراحی‌های زیبایی که جنبۀ تقلیلی (مثل برداشتن چربی) و یا تقویتی (گذاشتن پروتز) دارند، بیانگر این مسئله است که امروزه مدیریت بدن، تبدیل به دغدغه بسیاری از زنان ایرانی شده و شاهد سیر صعودی مصرف‌گرایی در جهت مدیریت بدن زنانه در ایران هستیم.

"امروزه مدیریت بدن، تبدیل به دغدغه بسیاری از زنان ایرانی شده و شاهد سیر صعودی مصرف‌گرایی در جهت مدیریت بدن زنانه در ایران هستیم."

جامعه‌شناسان، علل متفاوتی را درمورد گرایش افراطی زنان به مدیریت بدن و ایجاد دستکاری و تغییر در بدن‌هایشان ذکر کرده‌اند. ما در این مقاله از منظر رویکرد فمینیسم به  این مسئله نظر می‌کنیم.

فمینیست‌ها معتقدند نظام سرمایه‌داری برای فروش محصولاتش با یاری رسانه‌ها به تبلیغ و ترویج مصرف‌گرایی در میان زنان می‌پردازد و این باور را به زنان تلقین می‌کند که برای افزایش کیفیت زندگی و دستیابی به احساس رضایت از خود  و کسب امتیازهای مثبت اجتماعی، از قبیل احساس ارزشمندی در اجتماع و دستیابی به احترام و مقبولیت اجتماعی، بایستی به سمت خرید کالاها و هزینه‌کردن برای خدماتی که بتوانند از طریق آن نقائص بدن خود را مرتفع سازند، حرکت کنند.

کارشناسان سینمای هالیوود معتقدند که پشت سر هر ستاره زن مشهور هالیوودی، یک طراح گریم و چهره‌پرداز مرد وجود دارد و البته هریک از محصولات آرایشی-بهداشتی نیز صدای یک مرد در بازار پرفرازونشیب و سرشار از رقابت به شمار می‌رود.

رید، از فعالان کمونیست حوزه زنان، می‌گوید: «چنانچه بخواهید ثروتمند شوید تنها می‌بایست ابزار زیبایی تازه‌ای را کشف کنید و همه زنان را قانع نمایید که آن‌ها به آن نیاز دارند و این ابزار و مواد را می خواهند».

بنابراین از نگاه فمینیسم، نظام سرمایه‌داری باعث ایجاد حس نارضایتی از بدن در زنان می‌شود و بدن زنان را به‌عنوان اُبژه‌ای معرفی می‌کند که باید از طریق خرید کالاها و آرایش و جراحی زیبایی و... روی آن کار کرد و نقائص آن را مرتفع ساخت و آن را ارتقاء بخشید. در چنین ساختاری، زیباترین بدن آنی است که بیشتر اُبژه شده و راه خطا را در پیش گرفته و زینت شده است.

"نظام سرمایه‌داری باعث ایجاد حس نارضایتی از بدن در زنان می‌شود و بدن زنان را به‌عنوان اُبژه‌ای معرفی می‌کند که باید از طریق خرید کالاها و آرایش و جراحی زیبایی و... روی آن کار کرد و نقائص آن را مرتفع ساخت."

علت دیگری که می‌توان برای این مصرف‌گرایی متذکر شد، نقش کلیشه‌های جنسیتی ساختۀ فرهنگ مردسالار است که باعث می‌شود زنان برای پذیرفته‌شدن از سوی اجتماع به سمت انواع عمل‌های زیبایی و استفاده روزافزون از لوازم آرایشی ترغیب شوند. جنس خصلتی بیولوژیکی و ذاتی است، اما جنسیت برساخته اجتماعی است که در جریان جامعه‌پذیری درونی می‌شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد. به عبارتی، بدن‌ها (جنس) صرفاً مبنایی زیستی دارند، یعنی ماده طبیعی خاص حیات انسانی هستند، در عوض برچسب‌هایی که به هر جنس زده می‌شود و خصوصیاتی که هر جنس با آن تعریف می‌شود، یک مفهوم عرضی است و از جامعه‌ای به جامعۀ دیگر و از زمانی به زمان دیگر، تغییر می‌کند.

در متن اجتماعی که زن‌بودن را با ارزش‌هایی نظیر لَوَندی، زیبایی و جذابیت تعریف می‌کنند و آرزوها و اهداف زنان را فقط برای کسب نقش‌هایی نظیر همسری و... جهت می‌دهد و مردان را از نظر ذهنی و جسمی مستقل و مسلط و قوی می‌پندارد و در مقابل زنان را مطیع و وابسته تعریف می‌کند، می‌توان گفت ایدئولوژی مردسالاری در این جوامع نقطه اتصال همۀ ستم‌هایی است که بر زنان روا می‌شود؛ در چنین جامعه‌ای زنان با درونی‌سازی این کلیشه‌های جنسیتی، مبادرت به ساخت بدن اجتماعی، یعنی بدنی که از نظر وضعیت ظاهری، آرایشی و پوششی مقبول نظام اجتماعی است، می‌نمایند.

بنابراین، به اعتقاد فمینیست‌ها این ایدئولوژی که موجب ایجاد نابرابری در بدن زنان و مردان می‌شود باید آشکار شود و توسط ایدئولوژی دیگری یعنی برابری بدن‌های زنانه و مردانه و ارزش‌دادن به امور زیستی زنانه‌ای مانند بارداری، شیردهی، زایمان و... جایگزین شود.

زمانی که دغدغه اکثریت زنان ویژگی‌های ظاهری بدنشان است و تمام انرژی و وقت و سرمایه خود را صرف شکل‌دهی و اصلاح و تغییر بدن‌هایشان در جهت رسیدن به تصویر ایده‌آل ارائه‌شده توسط جامعه می‌کنند، این قطعه‌قطعه‌کردنِ مداوم بدن زنان به سینه‌ها، پاها، نشیمن‌گاه و کشاله‌های ران و... زنان را از شخصیت تهی کرده و باعث دامن‌زدن به ترویج کلیشه‌های جنسیتی نادرست در مورد زنان و محکم‌شدن پایه‌های نظام مردسالاری در جامعه می‌شود.

اما همواره بایستی به این مسئله توجه کرد که نگاه زنان به بدن خود و اقدامات آن‌ها در جهت مدیریت بدن خود، پدیده‌ای اجتماعی است و جدا از دیگر تحولات، در حال وقوع در جوامع نیست؛ بنابراین این مسئله را نمی‌توان از طریق اعمال کنترل اجتماعی شدید بر زنان، فشار، تهدید و... تغییر داد. 

"قطعه‌قطعه‌کردنِ مداوم بدن زنان آن‌ها را از شخصیت تهی کرده و باعث دامن‌زدن به ترویج کلیشه‌های جنسیتی نادرست در مورد زنان و محکم‌شدن پایه‌های نظام مردسالاری در جامعه می‌شود."

در گام اول، بایستی با نگاه جنسیتی به زن در جامعه مبارزه کرد و زمینه پذیرش اجتماعی آن‌ها را بدون توجه به ظاهرشان را فراهم نمود؛ علاوه‌براین، با مهیاساختن زمینۀ ارتقاء علمی، شغلی و ورزشی و... زنان، قاعدتاً نگاه جنسیتی خودِ زنان به خودشان نیز تغییر می‌کند. زنان باید احساس کنند که حقوق آن‌ها به خاطر زن‌بودنشان پایمال نمی‌شود و آن‌ها نیز با توانمندی‌ها و ویژگی‌های شخصیتی‌شان در جامعه مورد قضاوت قرار می‌گیرند. رعایتِ این موارد موجب افزایش اعتمادبه‌نفس در زنان می‌شود که گامی بزرگ در جهت  کاهش و از بین‌بردن اُبژگی بدنِ زنانه است.

اضطراب روحی و خطرات جسمی که از قِبَل  دل‌مشغولی‌هایِ افراطیِ زنان به خصائص ظاهری‌شان و جراحی‌های زیبایی و... بر زنان عارض می‌شود، مصداق خشونتی علیه خویشتن است. 

بیایید با خودمان مهربان‌تر باشیم!

«زن را تنها زن‌انگاشتن و بدن زنانه‌اش را تأکیدبخشیدن، بی‌اخلاق‌ترین و غیرانسانی‌ترین نگاه جهان است و هرگز فراموش نکنید که زن مخلوقی است که انسان آفریده شد و در دنیا زن شد» (سیمون دوبوار).

یادداشت از بهناز شوشتری، کارشناس ارشد مطالعات زنان. 

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: