• چهارشنبه ۱۸ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۶
  • دسته بندی : سياسی
  • کد خبر : 9611-6985-5
  • خبرنگار : 15207
  • منبع خبر : ----

دبیر اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی کشور:

هنوز در ترکیب جمهوریت و اسلامیت به سازگاری نرسیده‌ایم

دبیر اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی کشور گفت: هنوز در ترکیب جمهوریت و اسلامیت به سازگاری نرسیده‌ایم.

علیرضا خسروزاده در میزگرد مطالبات نسل چهارم انقلاب اسلامی که در محل خبرگزاری ایسنا-منطقه خراسان برگزار شد، اظهار کرد: جمهوریت و اسلامیت دو کلمه متفاوت هستند که جمهوریت از غرب و اسلامیت از آموزه های دینی ریشه گرفته است، جمهوریت می گوید ریشه مشروعیت مردم هستند و مردم تعیین می کنند چه کسی حاکم باشد اما در موضوع اسلامیت مسئله مشروعیت الهی به میان می آید.

وی افزود: انقلاب اسلامی ایران و تشکیل جمهوری اسلامی به نوعی در جهان خاص است، اگرچه جمهوری اسلامی هایی نظیر افغانستان و پاکستان در منطقه وجود دارد اما در ایران مشروعیت الهی وجود دارد که از طریق فقها در ساختار سیاسی به کار گرفته می شود.

خسروزاده ادامه داد: به نظر می‌رسد که در ترکیب جمهوریت و اسلامیت گاهی تعارض‌هایی وجود داشته و دارد، نمونه این تعارض ها را در سال های اخیر در دو اتفاق نظیر انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 94 در اصفهان و انتخابات اخیر شورای شهر یزد می بینیم که کاندیداهایی که از مردم رای گرفته بودند و به عبارتی مشروعیت مردمی پیدا کرده بودند اما شورای نگهبان از نظر اسلامی آن ها را تایید نکرد. این مسائل نشان می دهد که هنوز در ترکیب جمهوریت و اسلامیت به سازگاری نرسیده ایم.

وی با بیان این مطلب که برای بررسی برخی مسائل پس از انقلاب، نیاز است تا وقایع قبل از انقلاب بررسی و بازخوانی شود، عنوان کرد: برای بررسی روند 40 ساله انقلاب نیاز است تا نگاهی به حکومت پهلوی داشته باشیم.

خسروزاده افزود: یکی از مسائلی که در مورد حکومت پهلوی کمتر به آن پرداخته می شود، موضوع نفت است. از دوره مظفر الدین شاه تا پایان حکومت پهلوی سیاست خارجی و داخلی کشور تحت تاثیر نفت و حتی یکی از دلایل سقوط مصدق هم نفت بود چرا که در اواخر دوره مصدق نفت ایران تقریبا فروش نمی رفت.

وی خاطرنشان کرد: درواقع همین نفت بود که باعث شد قدرت های اروپایی نگاه دیگری به ایران داشته باشند چرا که تا قبل از آن به ایران در رقابت های استعماری کمتر نگاه می شد.

این فعال دانشجویی بیان کرد: پس از سقوط دولت دکتر مصدق اختیارات شاه در سیاست داخلی افزایش یافت. تا پیش از این اتفاق شاه آنچنان قدرت کافی نداشت تا با جریان های داخلی مقابله کند. همچنین با فروش مجدد نفت پس از سقوط مصدق، اقتصاد ایران رانتی‌تر شد و حکومت به درآمدهای سرشاری دست یافت و باعث شد طبقه متوسط شهری افزایش پیدا کند.

خسروزاده گفت: تحت تاثیر همین فضا بخشی از مخالفین شاه که مخالفین پدرش هم بودند نظیر جبهه ملی و چپ ها، طی همین دوران سرکوب و به خارج تبعید شدند.

وی افزود: این فضاها و اختیارات باعث شد تا شاه در دهه40 شمسی علاوه بر افزایش قدرت در کشور، ژاندرمی منطقه را هم در اختیار بگیرد، همچنین تحلیل‌‎هایی وجود دارد که ایران از لحاظ اقتصادی در دهه 40 به وضعیتی رسیده بود که تورمش صفر بود اما با شروع دهه 50 اقتصاد ایران دچار بحران شد؛ البته در همین دوره یعنی دهه 1970 غرب هم درگیر بحران اقتصادی شد.
خسروزاده خاطرنشان کرد: شاه و رژیم پهلوی علت بحران اقتصادی را اشتباه متوجه شدند و ابتدا به تجار و سرمایه گذارانی که بین سال های 55 تا 57 از کشور رفته بودند رو آوردند و در اقدامی دیگر به بازار رو آوردند و واسطه گری و دلالی بازار را علت بحران اقتصادی در نظر گرفتند.

وی ادامه داد: از طریق حزب رستاخیز گشت و بازرسی هایی در بازار انجام شد و براساس برخی گزارش ها با حدود 200 هزار مغازه دار به دلایل مختلف برخورد که این عوامل باعث شد نارضایتی طیف سنتی بازار از شاه افزایش یابد. در این دوره از درآمدهای نفتی سال های قبل هم خبری نبود تا شاه بوسیله آن دستمزدهای بخش زیادی از جامعه و کارگران را افزایش دهد.

خسروزاده متذکر شد: اما مسئله مهم تر، فضای بازتری بود که شاه از تابستان سال 56 ایجاد کرد. یکی از وعده های کارتر در سال 1976 رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود. سازمان عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی حقوقدانان اعتراض هایی داشتند که فضا در ایران باز نیست و سرکوب ها، زندانیان و شکنجه ها زیاد است. بنابراین شاه تحت تاثیر فشارهای بین المللی یک فضای نسبت باز را در سال 56 ایجاد کرد.

وی افزود: تحت تاثیر این فضا کانون نویسندگان که افرادی مانند سیمین دانشور و برخی چهره های سرشناس عضو آن بودند پس از 12سال مجددا اجازه فعالیت گرفت. همچنین برخی زندانیان آزاد شدند و این مسئله باعث شد بخشی از مخالفین شاه که از سال 32 تا 56 سرکوب شده بودند انگیزه بیشتری برای مقابله با رژیم شاه پیدا کنند.

این فعال دانشجویی تاکید کرد: یکی از دلایلی که انقلاب‌ها را به ثمر می‌رساند مسئله ائتلاف نیروهای مخالف است. تقریبا اولین جرقه سال 56 در دانشگاه آریامهر(صنعتی شریف) زده شد. برخورد رژیم شاه با دانشجویان تا سه ماه فضای دانشگاهی را ملتهب کرد.

خسروزاده ادامه داد: در همین فضا، مقاله ای در روزنامه اطلاعات علیه امام(ره) نوشته شد و باعث شد تا روحانیون در قم و دیگر شهرها هم به اعتراضات بپیوندند، به عبارتی پس از نشر آن مقاله در 19دی56 تاریخ جدیدی در حوادث قبل از انقلاب شکل گرفت و شاهد دوره‌های چهل به چهل بودیم که بعنوان مثال چهلم اتفاقات دی ماه در بهمن و چهلم اتفاقات بهمن در فروردین 57 شکل می گرفت و در این دوره اعتراضات توسط بازاریان، دانشجویان، حوزویان و طیف سنتی جامعه افزایش می یافت.

وی افزود: اما در سال 57 با پیوستن طبقه متوسط و کارگر به اعتراض ها ورق برگشت و تعداد نفرات اعتراضات افزایش چشمگیری یافت.

دبیر اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی کشور گفت: پس از ائتلاف نیروها، مسئله دیگر درباره انقلاب ها، نارضایتی گسترده است که با پیوستن طبقه متوسط و کارگر به اعتراض های روحانیون و روشنفکران و بازاریان این مسئله بوجود آمد.

خسروزاده بیان کرد: اما در آرایش نیروها گفته می شود انقلاب اسلامی ایران، اگر اسلامی بود چرا چپ ها، کمونیست ها و ... حضور داشتند؟ در پاسخ باید گفت اگرچه این نیروها حضور داشتند اما رهبری ایدئولوژیک بدست اسلام گرایان بود و امام تقریبا رهبر تمام جریان ها بود.رهبری کاریزمایتک حضرت امام(ره) سبب شد تا نیروهای مخالف شاه بر محور ایشان ائتلاف کنند و انقلاب بنام انقلاب اسلامی شناخته شود.

وی اظهار کرد: در پیروزی انقلاب ائتلافی از نیروها نقش داشتند و پس از پیروزی این ایدئولوژیک ها به تضاد رسیدند و فراگیر شدند. چراکه رژیم سقوط کرده بود و حال هر کدام از گروه ها نظیر چپ ها، اسلام گرایان، جبهه ملی و ...ایدئولوژی خود را داشتند اما در بدست گرفتن نهادهای حکومتی هم دست بالا با نیروهای اسلام گرایی بود که از امام خمینی(ره) تبعیت می کردند.

خسروزاده خاطرنشان کرد: البته پس از انقلاب ها، به ویژه انقلاب های ایدئولوژیک، دوره هایی از ناآرامی وجود دارد و این اتفاق را در انقلاب فرانسه و شوروی هم شاهد بودیم و در انقلاب ایران هم در سال های اولیه درگیری هایی وجود داشت که گاها خونین می‌شد که دلیل اصلی آن تضاد ایدئولوژی ها بود.

وی افزود: در اواسط دهه 60 این تعارضات فروکش کرد و حزب جمهوری اسلامی ریاست جمهوری، نخست وزیری و بخش های زیادی از مجلس را در اختیار گرفته بود اما با درگذشت امام در سال 68 شاهد برخی اختلاف ها در درون نظام بودیم که بعضی از این اختلافات تا امروز هم وجود دارد.

این فعال دانشجویی در قسمت دوم این میزگرد درمورد تحلیل و بررسی شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" عنوان کرد: نمی توان مطلقا رژیم پهلوی را وابسته قلمداد کرد چرا که بعنوان مثال در همان مسئله افزایش درآمد های نفتی، زمانی که این درآمدها به سطح بالایی رسیدند شاه با شرکت های آمریکایی و کنسرسیوم به اختلاف رسید که این قراردادها دوباره باید نوشته شوند و در قراردادهای جدید دیگر جنبه امتیازی مطرح نبود و در حالت پیمانکاری و مشارکتی بسته شد. همچنین شاه علاوه بر آمریکا با شوروی هم ارتباط داشت و در فواصل جنگ سرد با شوروی علنا ارتباط برقرار کرد و این مسئله نشان می دهد چندان هم سرسپرده آمریکا نیست و نمی خواهد باشد.

خسروزاده افزود: بعد از انقلاب مفهوم عدم وابستگی همواره مورد تاکید بوده است که البته بیشتر مواردش به دوران ریاست جمهوری شهید رجایی بر می گردد که اصل استقلال در سیاست خارجی در آن زمان پررنگ تر شد.
 
وی متذکر شد: در عصر جهانی شدن امروز و اصل جهانی شدن ارتباطات و اقتصاد قرار داریم و مفهوم مرزهای تصنعی در حال از دست دادن اهمیت خود هستند و اگر جمهوری اسلامی می خواهد اعمال قدرت در عرصه بین المللی انجام دهد می بایست در دیپلماسی فرهنگی، رسانه و ارتباطات سرمایه گذاری کند. در همین منطقه کشور قطری وجود دارد که با جمعیت بسیار اندکش یکی از غول های رسانه های جهان را در اختیار دارد و به راحتی می تواند در افکار عمومی جهان عرب تاثیرگذار باشد و باید ما هم به این نتیجه برسیم که به سمت دیپلماسی و قدرت نرم پیش برویم تا بتوانیم از این طریق در عرصه جهانی اثرگذار باشیم و قدرت غیرسخت خود را به نمایش بگذاریم.

خسروزاده گفت: همچنین نمی توانیم درهای جهان را به روی خود ببندیم و تجارت باعث هم افزایی میان ملت ها خواهد شد.

وی تاکید کرد: در مسئله آزادی، این موضوع هم در دین و هم در فلسفه سیاسی غرب وجود دارد. در قرآن و حدیث از اراده، اختیار و عقلانیت سخن گفته شده و در فلسفه سیاسی غرب هم شاهد این هستیم که بیان می شود انسان با عقل خودش قدرت اختیار و تصمیم گیری دارد. در دین اسلام بارها در قرآن عبارت های " أَفَلَا يَتَدَبَّرُون " و " أَفَلَا تَعْقِلُونَ " استفاده شده که بیان می شود بیاندیشید و این آزادی اندیشه است که باعث می شود انسان به قدرت وجود خدا پی ببرد و حتی حضرت امام(ره) در یکی از سخنرانی هایشان بیان کردند که ما خدا را هم با عقلمان شناختیم، بنابراین شناخت پایه هرچیزی است و نمی توان دست و پای آزادی اندیشه را به جرم این که خلاف عقیده است ببندیم.

این فعال دانشجویی ادامه داد: چنانچه دست و پای آزادی و اندیشه بسته شود و مطبوعات آزاد نباشند، فسادهای اقتصادی بوجود می آید، همچنین در صورتی که حالت تک حزبی و تک بعدی گسترش پیدا کند بخشی از فسادها پنهان خواهند شد.

خسروزاده اظهار کرد: یکی از مشکلات جامعه امروز ما رفتار سلیقه ای با قانون است و علی رغم این که در قانون اساسی حقوق مدنی و آزادی‌های اساسی انسان محترم شمرده شده اما گاها شاهد رفتارهای سلیقه ای هستیم. به برخی افراد تریبون هایی داده می شود اما به برخی دیگر نه. جنبه های سلیقه در بحث آزادی های حقوق فردی را باید از بین ببریم چراکه در غیر این صورت ناخواسته آب به آسیاب دشمن میریزیم. بعنوان مثال سال گذشته سخنرانی آقای مطهری در مشهد لغو و باعث ایجاد سر و صدای زیادی در رسانه های دنیا شد. چنانچه این سخنرانی صورت می پذیرفت به هیچ عنوان اینطور در رسانه ها انعکاس پیدا نمی کرد اما ناخواسته و به دور از مصلحت اندیشی اقدامات در خصوص محدود کردن آزادی مردم انجام شد که این عمل تاثیر و چهره بدی در رسانه های بین المللی از کشور منعکس کرد.

وی متذکر شد: مسئولین باید بیشتر به جنبه های مصلحت انیدشی توجه داشته باشند و کاری نکنند که جوانان نسبت به نظام و فضای انقلاب بدبین شوند.

خسروزاده درمورد شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" بیان کرد: این شعار تنها بعنوان یک شعار نبود و از دهه 60 بعنوان یک اصل سیاست خارجی بکار گرفته شد. با تشکیل دولت شهید رجایی، وزیر امورخارجه وقت تعریفی از این شعار ارائه دادند که مولفه اولش این بود که این شعار به معنای عدم وابستگی و نفی سلطه هر دو قدرت استکباری اعم از سرمایه داری آمریکا و کمونیست شوروی می باشد، مولفه دوم آن حمایت از ملت های آزاده جهان، مولفه سوم حمایت از جنبش های آزادی بخش و مولفه چهارم حمایت از فلسطین و مبارزه با اسراییل بود و این که اساس روابط خارجی ما براساس الگویی از تعاملات اسلامی باشد.

وی گفت: بعضی افرادی می گویند که با فروپاشی بلوک شرق دیگر این شعار معنا ندارد اما وقتی بررسی می کنیم اهداف مبدعین این شعار در سال 60 همچنان مبنای سیاست خارجی ما قرار گرفته و سیاست خارجی کشور تحت تاثیر ایدئولوژی اسلام که نفی سلطه بیگانه است قرار دارد.

این فعال دانشجویی افزود: همچنین گاها مسائلی درباره ارتباط ما با روسیه و چین مطرح می‌شود که با توجه به مطالب قبلی چرا با این کشورها همکاری می‌کنیم؛ همکاری با روسیه به منافع مشترک‌مان با این کشور در منطقه و خاورمیانه بر می‌گردد، مخالفت با مداخله آمریکا و قدرت های غربی در منطقه و خلیج فارس از اهداف مشترک روسیه و ایران است و حتی شوروی هم چنین هدفی را داشت. همچنین اکنون هم هر دو کشور در حوزه سوریه قائل به حضور بشار اسد هستند و این منافع استراتژیک مشترک باعث شده تا به روسیه نزدیکی بیشتری داشته باشیم. در خصوص چین هم مسائل تجاری در میان است.

خسروزاده بیان کرد: همچنین باید توجه داشت که این دو کشور حق وتوی شورای امنیت دارند و زمانی که در ایدئولوژی سیاست خارجی‌مان را بر مبنای استکبارستیزی مطرح کردیم ایران را در مقابل قدرت های استکباری و صهیونیسم قرار داد و از طرف دیگر منطقه خاورمیانه با رقابت های ایران و عربستان یک شبه جنگ سرد است و نیاز است تا در این عرصه متحدانی داشته باشیم.

دبیر اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی کشور در مورد جوان گرایی در کشور نیز بیان کرد: اخیرا شاهد این بودیم جوانی 30 ساله صدراعظم اتریش و خانمی 19 ساله وارد پارلمان انگلیس شد، یکی از دلایل این روندها این است که در این کشورها احزاب قوی هستند، آزادانه فعالیت می کنند و در رقابت با سایر احزاب خود را تقویت می کنند. افرادی که عضو احزاب می شوند آموزشی سیاسی می بینند و برای اداره کشور آماده می شوند.

خسروزاده افزود: احزاب می توانند کادرسازی کنند اما متاسفانه در کشور ضعف تحزب داریم و احزاب در ایران از قدرت لازم برخوردار نیستند. تعداد احزاب کشور در روی کاغذ بسیار زیاد است اما چه مقدار این احزاب موثر هستند و توانسته اند برنامه ها و ایدئولوژی های خود را منتقل کنند؟
وی خاطرنشان کرد: مسئله دیگر در حوزه جوان گرایی موانع قانونی است،  بعنوان مثال برای حضور جوانان در عرصه های مختلف همانند انتخابات شورای شهر، مجلس یا ... قوانین سنی وجود دارد. از طرف دیگر یک نوع هنجارهای شیخوخیت یا به عبارتی کهن سالی فرد وجود دارد که در جامعه ما به آن نظر افکنده می شود و در قالب تجربه از سن کم و زیاد افراد سخن به میان می آید.

خسروزاده عنوان کرد: باتوجه به گذشت 40 سال از انقلاب و افزایش سن نسل اول انقلاب، جوان ترها چه زمانی باید بخشی از توان اجرایی کشور را در اختیار بگیرند؟ وزارت ورزش و جوانان و وزارت علوم در راستای کادرسازی و ارتقا جوانان می بایست با یکدیگر مرتبط شوند.

وی متذکر شد: خواسته های جوانان امروز، دهه هشتادی ها نسبت به دهه 50 بسیار تفاوت دارد و این نسل نیاز به درک شدن و شنیدن دارد. سال گذشته در گردهمایی یک پاساژ در تهران دیدیم که حدود چهار هزار جوان دهه هشتادی شرکت کرده بودند که صحبتشان شنیده نشدن حرف هایشان بود. از تریبون‌های رسمی نباید صحبت هایی مطرح شود که از نظر نسل جوان کشور غیرمنطقی و تمسخر آمیز باشد.

خسروزاده افزود: بعنوان مثال سال گذشته یکی از مسئولان استان به اشتباه یکی از نرم افزارهای موبایلی را سایت تلفظ کرد که نشر این مطلب در فضای مجازی باعث تعجب برخی از جوان ها شده بود. مسائلی از این دست سبب می شود تا جوانان تا حد زیادی نسبت به ساختار نظام و انقلاب بدبین شوند.

وی با اشاره به اینکه هدف گذاری نهادهای فرهنگی نباید بر اساس "آنچه ما میخواهیم" باشد، باید براساس نیازهای نسل امروز باشد، افزود: نظام سیاسی همانند یک سیستم و کامپیوتر، ورودی و خروجی هایی دارد و خواست های مردم ورودی این سیستم است و تصمیمات نظام خروجی آن. چنانچه خواست های مردم با تصمیمات کشور منطبق نباشد تعادل نظام بهم می خورد.

خسروزاده تاکید کرد: امروز که چهل سال از انقلابمان می گذرد می بایست به حفظ ایران بیاندیشیم و در یک هم افزایی و همگرایی متقابل پیش برویم. فضا برای وفاق ملی توسعه پیدا کند و تمامی گروه ها محترم شمرده شوند تا ایران‌یمان را حفظ کرده و انقلابمان تداوم داشته باشد.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: