• دوشنبه ۲۳ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰
  • دسته بندی : سياسی
  • کد خبر : 9611-9785-5
  • خبرنگار : 15207
  • منبع خبر : ----

در میزگرد ایسنا تشریح شد؛

مهمترین آسیب‌های انقلاب در آستانه چهل سالگی

"استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" و "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" دو شعار مهم انقلاب 57 ایران بود. انقلابی که نظام جمهوری اسلامی ایران را پدید آورد و امروز در آستانه چهل سالگی اش قرار گرفته است.

در باورهای مردم 40سالگی زمان به بلوغ رسیدن است، خبرگزاری ایسنا-منطقه خراسان، در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی میزگردی با حضور نسل چهارمی‌های انقلاب که در عرصه دانشجویی نیز فعال هستند برگزار کرد و دیدگاه آنان را درباره روند چهل ساله شدن انقلاب مورد ارزیابی قرار داد.

دبیر اتحادیه انجمن های علوم سیاسی کشور معتقد است برای بررسی مسائل پس از انقلاب نیاز است تا برخی وقایع قبل از انقلاب بررسی و بازخوانی شود و در همین راستا بیان می کند که یکی از مسائل مهم درباره حکومت پهلوی مطرح است و کمتر به آن پرداخته می شود، نفت است. این طلای سیاه از دوره مظفرالدین شاه تا پایان حکومت پهلوی سیاست خارجی و داخلی کشور را تحت تاثیر قرار داده و حتی یکی از دلایل سقوط مصدق هم نفت بود.

علیرضا خسروزاده
ادامه می دهد: فضاها و اختیارات شاه در دهه 40شمسی افزایش فراوانی یافت و ژاندرمی منطقه را هم تا حدودی بدست گرفت اما همزمان با بحران اقتصادی غرب در دهه 1970، ایران هم در دهه 50 دچار بحران اقتصادی شد ولی شاه و رژیم پهلوی علت آن را اشتباه تشخیص دادند و ابتدا رو به تجاری که بین سال های 55 تا 57 از کشور رفته بودند و سپس به بازار رو آوردند که باعث نارضایتی بیشتر بازاریان شد.

وی تصریح کرد: اما مسئله مهم تر، فضای بازتری بود که شاه از تابستان سال 56 ایجاد کرد. یکی از وعده های کارتر در سال 1976 رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران بود. سازمان عفو بین الملل و کمیسیون بین المللی حقوقدانان اعتراض هایی داشتند که فضا در ایران باز نیست و سرکوب ها، زندانیان و شکنجه ها زیاد است. بنابراین شاه تحت تاثیر فشارهای بین المللی یک فضای نسبت باز را در سال 56 ایجاد کرد. تحت تاثیر این فضا کانون نویسندگان که افرادی مانند سیمین دانشور و برخی چهره های سرشناس عضو آن بودند پس از 12سال مجددا اجازه فعالیت گرفت. همچنین برخی زندانیان آزاد شدند و این مسئله باعث شد بخشی از مخالفین شاه که از سال 32 تا 56 سرکوب شده بودند انگیزه بیشتری برای مقابله با رژیم شاه پیدا کنند.

سقوط رژیم پهلوی حاصل فرازوفرود دو حوزه سیاست و اقتصاد بود

این فعال دانشجویی افزود: یکی از دلایلی که انقلاب‌ها را به ثمر می‌رساند مسئله ائتلاف نیروهای مخالف است. تقریبا اولین جرقه سال 56 در دانشگاه آریامهر(صنعتی شریف) زده شد. برخورد رژیم شاه با دانشجویان تا سه ماه فضای دانشگاهی را ملتهب کرد. در همین فضا، مقاله ای در روزنامه اطلاعات علیه امام(ره) نوشته شد و باعث شد تا روحانیون در قم و دیگر شهرها هم به اعتراضات بپیوندند، به عبارتی پس از نشر آن مقاله در 19دی56 تاریخ جدیدی در حوادث قبل از انقلاب شکل گرفت و شاهد دوره‌های چهل به چهل بودیم که بعنوان مثال چهلم اتفاقات دی ماه در بهمن و چهلم اتفاقات بهمن در فروردین 57 شکل می گرفت و در این دوره اعتراضات توسط بازاریان، دانشجویان، حوزویان و طیف سنتی جامعه افزایش می یافت.

مسعود بزم آرا، دبیر شاخه جوانان و دانشجویان بنیاد امید ایرانیان خراسان رضوی
در همین راستا بیان کرد: سقوط رژیم پهلوی حاصل فرازوفرود در دو حوزه سیاست و اقتصاد بود. در حوزه سیاست نظریه‌پرداز فرانسوی درباره انقلاب‌ها عنوان می‌کند که همواره اینگونه نیست که انقلاب‌ها زمانی رخ دهند که شرایط جامعه رو به وخامت بگذارد بلکه زمانی که جامعه خفقان طولانی‌مدت و بعد فضای باز سیاسی را داشته باشد با دیدن این فضا علیه آن قوانین و خفقان شورش می‌کنند و بعد انقلاب رخ می‌دهد. این فضا در زمان رژیم پهلوی وجود داشت. سیاست سرکوب و خفقان سیاسی توسط ساواک انجام می‌شد. حدود 70 هزار زندانی در زندان‌ها وجود داشت. آزادی مطبوعات نبود و تمام این موارد به سمت دیکتاتوری در زمان رژیم پهلوی پیش می‌رفت.

سینا عمرانیان، مسئول سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد انقلاب سال 57 ایران را نمونه بی نظیری از انقلاب عنوان کرد و اشاره داشت: انقلاب از لحاظ عوامل و فاکتورها به عنوان یک جنبش مردمی بی‌نظیر بوده است، مهم‌ترین فاکتورهای انقلاب رهبری، مشارکت، ایدئولوژی و قدرت بسیج‌سازی مردم است. در این بحث می‌توان به این مورد اشاره کرد که تمام تفکرها و جهت‌گیری‌های آن زمان که غالب آن گروه‌های چپ بودند به رهبری امام احترام می‌گذاشتند و نیروهای اسلامی و حتی لیبرال نیز امام را به عنوان رهبری کاریزماتیک قبول می‌کنند و این از لحاظ تئوری‌های علوم سیاسی قابل درک نیست. این شخصیت کاریزماتیک امام سبب شد تا بتوانند جمع کثیری از مردم را به دور خود جمع کنند.

وی افزود: مردم در آن دوره از لحاظ اقتصادی دچار فشار نبودند بنابراین بحث فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قدرت بالاتری نسبت به مسائل اقتصادی داشت. جوامع مختلف در حال تعیین انقلاب‌ها بیشتر بحث اقتصادی را مطرح می‌کنند و هر زمان که جامعه به سطحی برسد که نتواند امرار معاش کند دست به جنبش می‌زند. دلیل اصلی شکل‌گیری انقلاب اسلامی فضای سیاسی بسته بود.

عمرانیان متذکر شد: زمانی شاه احساس کرد که باید تغییر ایجاد کند اما دیر بود زیرا نطفه جنبش در دل مردم کاشته شده بود و پشت هم قرار گرفتن و زنجیروار شدن این اتفاقات به انقلاب تبدیل شد.

علی سلطانی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد معتقد است
جریان اسلامی در دوران قبل از انقلاب هم از قدرت بهره مند بود و این امر را نه تنها در دوره محمدرضا که در دوران رضاشاه هم می توان دید. با توجه به اسناد مکتوب، محمدرضا پهلوی خود را آدم مقیدی به اسلام می دانست و از طرفی از جریان اسلامی هم ترس داشت و مرتبا به دیدار آیت الله بروجردی در قم میرفت و مستندهایی وجود دارد که ارادت خاصی به آیت الله بروجردی داشته و بنا بر روایت اطرافیان شاه، از آیت الله بروجردی بعنوان مرجع تقلید و نماینده قشر اسلامی حساب می‌بردند. اما پس از کودتا کم کم شاه از جریان اسلامی فاصله گرفت که برخی معتقدند اطرافیان شاه و غرایض درونی اش سبب این اتفاقات بود.

وی تاکید کرد: محکم ترین جریانی که در آن دوران فعالیت می کرد جریان اسلام خواه بود و این را می توان از تصاویری که از انقلاب وجود دارد متوجه شد. به ویژه این مسئله در میان خانم‌ها ظهور بیشتری دارد. بنابراین گروه های دیگر اعم از چپ، حزب توده، ملی خواه ها، آزادی خواه ها و ... خود را به جریان امام و اسلام خواه سوق دادند و از ظرفیت و پتانسیل این جریان استفاده کردند.

در پیروزی انقلاب ائتلافی از نیروها نقش داشتند که پس از پیروزی به تضاد رسیدند

خسروزاده اشاره کرد: چرا چپ ها، کمونیست ها و ... حضور داشتند؟ در پاسخ باید گفت اگرچه این نیروها حضور داشتند اما رهبری ایدئولوژیک بدست اسلام گرایان بود و امام تقریبا رهبر تمام جریان ها بود.رهبری کاریزمایتک حضرت امام(ره) سبب شد تا نیروهای مخالف شاه بر محور ایشان ائتلاف کنند و انقلاب بنام انقلاب اسلامی شناخته شود. در پیروزی انقلاب ائتلافی از نیروها نقش داشتند و پس از پیروزی این ایدئولوژیک ها به تضاد رسیدند و فراگیر شدند. چراکه رژیم سقوط کرده بود و حال هر کدام از گروه ها نظیر چپ ها، اسلام گرایان، جبهه ملی و ...ایدئولوژی خود را داشتند اما در بدست گرفتن نهادهای حکومتی هم دست بالا با نیروهای اسلام گرایی بود که از امام خمینی(ره) تبعیت می کردند. البته پس از انقلاب ها، به ویژه انقلاب های ایدئولوژیک، دوره هایی از ناآرامی وجود دارد و این اتفاق را در انقلاب فرانسه و شوروی هم شاهد بودیم و در انقلاب ایران هم در سال های اولیه درگیری هایی وجود داشت که گاها خونین می‌شد که دلیل اصلی آن تضاد ایدئولوژی ها بود.

عمرانیان در ارتباط با فضای تعارض پس از انقلاب اظهار کرد: دلیل اصلی این تعارض متشکل نبودن مردم بود، چندین قشر مختلف اجتماعی کنار هم قرار گرفتند. وقتی نتیجه گرفته شد به بعد از آن فکر نکردند، این گروه‌ها به دلیل رهبری امام کنار هم قرار گرفتند اما بعد از انقلاب تعارضات باعث فاصله گرفتن از خط اصلی شد. در بیشتر شعارها بحث استقلال، آزادی و آزادی اسلامی مدنظر بود، قوی‌ترین دلیل برقراری نظام اسلامی این است که از پیشینه مذهبی مردم استفاده شد.

سلطانی در مورد جمهوری اسلامی یا حکومت اسلامی اظهار کرد: امام خمینی(ره) زمانی که در تبعید عراق بودند کتاب ولایت فقیه را نوشتند و نشان می دهد نگاه امام به حکومت اسلامی در دوران تبعید دیده می شود و این که گفته شود امام برنامه ای برای این جریان نداشتند صحیح نیست. امام خمینی(ره) پایه های حکومت اسلامی را در دوران تبعید در ترکیه و عراق نوشتند و بعد از انقلاب بنظر می آید جریان های مختلف و افراد ذی نفوذ باتوجه به شرایطی که وجود داشت امام را به سمت جمهوری اسلامی بردند و شاید نگاه حضرت امام حکومت اسلامی بود اما وقتی می‌بینند در زمان حضرت علی(ع) هم در زمان‌هایی مردم حرف امام را گوش نمی‌دهند بنابراین سعی می‌کنند باتوجه به شرایط موجود نظریه را تطبیق دهند و می گویند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

بزم آرا درباره شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" بیان کرد: استقلال مفهوم مقابل وابستگی مطلق است. امام عنوان می‌کنند که استقلال را نباید با انزواگری اشتباه گرفت. این استقلال از زمان بعد از انقلاب تا کنون در حوزه‌های سیاسی و نظامی با وجود تمام کارشکنی‌ها اما با درایت رهبری وجود داشته است. در حوزه سیاست بدون تردید کشور در طول این چند سال استقلال خوبی داشته است، تاکنون انتخابات‌های پرشماری برگزار شده بدون اینکه کوچک‌ترین دخالتی از سوی دولت‌های خارجی صورت گیرد.

باید به سمت همکاری و تعامل با کشورهای دیگر رفت

وی معتقد است مفهوم استقلال از دو سو مورد خدشه قرار میگرد و بیان می کند: یکی از سوی انزواگرایانی است که این‎گونه فکر می‌کنند که تمام نیازها، خواسته‌ها و مطالبات کشور باید در داخل تامین و با تمام کشورها قطع ارتباط کامل شود که این نظر خلاف نظر امام است. این کار عملا زمان‌بر است و هزینه و نیروی زیادی از کشور می‌برد، بهتر این است که به سمت تعامل و همکاری با کشورهای دیگر رفت. مورد دوم سیاست‌های ماجراجویانه و اشتباهی است که در این چند سال وجود داشت، استقلال در حوزه اقتصادی ناشی از گسترش گزینه‌ها است، به دلیل این سیاست‌ها کشور مورد تحریم‎های ظالمانه‌ای قرار گرفت و محدودیت‌های ویژه‌‌ای در روابط اقتصادی برای آن‌ها به وجود آمده است، در روابط اقتصادی خود مجبور به برقراری ارتباط با کشورهای چین، هند و ترکیه هستیم، این محدودیت با ادعای استقلال منافات دارد، با اصلاح این سیاست، حوزه اقتصادی ما نیز بهبود می‌یابد.

عمرانیان تاکید کرد: این شعار خاصی نیست زیرا لازمه شکل‌گیری حکومت و حیات سیاسی هر حکومتی استقلال و آزادی است. هیچ کشور، حکومت و نظامی این ادعا را ندارد که وابسته است. شاه و رژیم شاهنشاهی نیز ادعای وابستگی ندارند، در بعضی زمان‌ها منافع ملی سبب می‌شود که به سمت برخی کشورها کشیده شویم. شاه نیز براساس دیدگاه منافع‌محور خود در آن دوران ترجیح داد تا به دلیل عدم نفوذ کمونیست به سمت غرب و آمریکا گرایش پیدا کند. در بحث وابستگی و رابطه بدون چون‌وچرای شاه با آمریکا نقاط نقض بسیاری مطرح است. در بحران نفت، شاه سیاست‌های آمریکا را نقض می‌کند، در بحث دخالت‌های سیاسی آمریکا نیز مخالفت‌های شاه در برخی اوقات پررنگ است.

سلطانی گفت: این شعاری است که قبل از انقلاب شروع شد و پس از انقلاب هم از پایه های اصلی کشور بوده و نباید این شعار را جدا جدا و سلیقه ای بررسی کرد. این استقلال و آزادی برای حفظ جمهوری اسلامی هستند. این استقلال و آزادی می بایست برای جمهوری اسلامی باشد نه این که هرکدام به سمتی بروند که جمهوری اسلامی را از بین ببرند. در زمینه استقلال نباید به سمتی برویم که از باب استقلال منزوی شویم و همچنین یکی از مسائل مهم این حوزه استقلال ارضی و حفظ تمامیت ارضی کشور است. از طرفی می بایست در نیازهای اساسی کشور حتما خودکفا باشیم تا استقلال کشور بوسیله دشمنان زیر سوال نرود. کشوری همانند عربستان حتی آب نوشیدنی خود را وارد می کند، چنانچه واردات آب به این کشور قطع شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟

خسروزاده اظهار کرد: در عصر جهانی شدن امروز و اصل جهانی شدن ارتباطات و اقتصاد قرار داریم و مفهوم مرزهای تصنعی در حال از دست دادن اهمیت خود هستند و اگر جمهوری اسلامی می خواهد اعمال قدرت در عرصه بین المللی انجام دهد می بایست در دیپلماسی فرهنگی، رسانه و ارتباطات سرمایه گذاری کند. در همین منطقه کشور قطری وجود دارد که با جمعیت بسیار اندکش یکی از غول های رسانه های جهان را در اختیار دارد و به راحتی می تواند در افکار عمومی جهان عرب تاثیرگذار باشد و باید ما هم به این نتیجه برسیم که به سمت دیپلماسی و قدرت نرم پیش برویم تا بتوانیم از این طریق در عرصه جهانی اثرگذار باشیم و قدرت غیرسخت خود را به نمایش بگذاریم.

رفتار سلیقه‌ای با قانون از مشکلات امروز جامعه ماست

وی درباره آزادی عنوان کرد: در مسئله آزادی، این موضوع هم در دین و هم در فلسفه سیاسی غرب وجود دارد. در قرآن و حدیث از اراده، اختیار و عقلانیت سخن گفته شده و در فلسفه سیاسی غرب هم شاهد این هستیم که بیان می شود انسان با عقل خودش قدرت اختیار و تصمیم گیری دارد. در دین اسلام بارها در قرآن عبارت های " أَفَلَا يَتَدَبَّرُون " و " أَفَلَا تَعْقِلُونَ " استفاده شده که بیان می شود بیاندیشید و این آزادی اندیشه است که باعث می شود انسان به قدرت وجود خدا پی ببرد و حتی حضرت امام(ره) در یکی از سخنرانی هایشان بیان کردند که ما خدا را هم با عقلمان شناختیم، بنابراین شناخت پایه هرچیزی است و نمی توان دست و پای آزادی اندیشه را به جرم این که خلاف عقیده است ببندیم.

خسروزاده افزود: یکی از مشکلات جامعه امروز ما رفتار سلیقه ای با قانون است و علی رغم این که در قانون اساسی حقوق مدنی و آزادی‌های اساسی انسان محترم شمرده شده اما گاها شاهد رفتارهای سلیقه ای هستیم. به برخی افراد تریبون هایی داده می شود اما به برخی دیگر نه. جنبه های سلیقه در بحث آزادی های حقوق فردی را باید از بین ببریم چراکه در غیر این صورت ناخواسته آب به آسیاب دشمن میریزیم. بعنوان مثال سال گذشته سخنرانی آقای مطهری در مشهد لغو و باعث ایجاد سر و صدای زیادی در رسانه های دنیا شد. چنانچه این سخنرانی صورت می پذیرفت به هیچ عنوان اینطور در رسانه ها انعکاس پیدا نمی کرد اما ناخواسته و به دور از مصلحت اندیشی اقدامات در خصوص محدود کردن آزادی مردم انجام شد که این عمل تاثیر و چهره بدی در رسانه های بین المللی از کشور منعکس کرد. مسئولین باید بیشتر به جنبه های مصلحت انیدشی توجه داشته باشند و کاری نکنند که جوانان نسبت به نظام و فضای انقلاب بدبین شوند.

عمرانیان متذکر شد: آزادی بسیار مبهم است و انواع و اقسام آزادی‌ها را می‌توان مدنظر قرار داد اما تعریف اساسی آزادی این است که آزادی انتخاب وجود داشته باشد، یعنی بتوان هر انتخابی را انجام داد و انجام ندادن آن انتخاب نیز سبب نشود تا در آینده پاسخگوی آن باشد. با همین معیار آیا در طول این 40 سال آزادی انتخاب وجود داشته است یا نه؟ آزادی انتخاب مذهب، بیان و هرگونه صحبتی در فضاهای علمی و نقد وجود داشته است یا نه؟ آزادی فکری به تمام جناح‌های فکری داده شده یا نه؟ این موارد به عملکرد جمهوری اسلامی در این 40 سال در بحث آزادی برمی‌گردد. جامعه ما باید به سمت آزادی برود و تمام تلاش از ابتدا همین بوده است. سلام نیز همین تفکر را داشته است. آزادی را نمی‌توان با فشار و اجبار ایجاد کرد.

سلطانی بیان کرد: باید دقت کنیم که این آزادی فقط آزادی های مدنی، اجتماعی و سیاسی نیست و در حوزه اقتصادی هم می بایست آزادی ملاک باشد چراکه بعنوان مثال در قبل از انقلاب حزب توده آزادی اقتصادی و تقسیم بندی مساوی را قبول نداشته و این آزادی در اقتصاد هم مطرح می شود. در فضای فعلی جمهوری اسلامی، هر زمان که می بینیم استقلال و آزادی از یک میزانی خارج می شوند که برای کشور مناسب نیست، رهبر معظم انقلاب ورود پیدا می کنند و تذکراتی را می‌دهند. درمورد آزادی تجمعات و راهپیمایی ها اگر بیان شده که می بایست مجوز دریافت شود برای حفظ نظم در همان جامعه اسلامی است و در واقع آزادی یک چارچوبی دارد.

بزم آرا عنوان کرد: اصل 24 قانون اساسی، اصل آزادی مطبوعات را مطرح کرده اما کشور ما در بین 180 کشور جهان از این نظر در رتبه 165 قرار دارد، اصل 27 قانون اساسی راهپیمایی بدون حمل سلاح را مجاز و آزاد می‌داند اما در طی این 40 سال کدام شرایط برای چنین راهپیمایی فراهم شده است، حتی زمانی که راهپیمایی برگزار شده گوش شنوایی وجود داشته یا با القابی چون خس‌وخاشاک، فتنه‌گر و آشغال با آن‌ها برخورد شده است؟ این با اصل آزادی در انقلاب منافات دارد.

خسروزاده درباره شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" معتقد است این شعار تنها بعنوان یک شعار نبود و از دهه 60 بعنوان یک اصل سیاست خارجی بکار گرفته شد. با تشکیل دولت شهید رجایی، وزیر امورخارجه وقت تعریفی از این شعار ارائه دادند که مولفه اولش این بود که این شعار به معنای عدم وابستگی و نفی سلطه هر دو قدرت استکباری اعم از سرمایه داری آمریکا و کمونیست شوروی می باشد، مولفه دوم آن حمایت از ملت های آزاده جهان، مولفه سوم حمایت از جنبش های آزادی بخش و مولفه چهارم حمایت از فلسطین و مبارزه با اسراییل بود و این که اساس روابط خارجی ما براساس الگویی از تعاملات اسلامی باشد.

وی بیان کرد: بعضی افرادی می گویند که با فروپاشی بلوک شرق دیگر این شعار معنا ندارد اما وقتی بررسی می کنیم اهداف مبدعین این شعار در سال 60 همچنان مبنای سیاست خارجی ما قرار گرفته و سیاست خارجی کشور تحت تاثیر ایدئولوژی اسلام که نفی سلطه بیگانه است قرار دارد.

سلطانی گفت: این شعار یک ایدئولوژی و گفتمان است برای حفظ عقیده و اعتقاد، نه این که صرفا برای ارتباطات ما با سایر کشورها باشد. ارتباط های ما با کشورهایی همانند چین و روسیه مصداق بارز همین شعار است. اگر کمک در زمینه پایگاه هوایی به روسیه می شود، به این دلیل است، زمانی که یک گفتمان در منطقه ای قدرت اول می شود، استفاده از تمامی ابزارها برای حمایت از این گفتمان از بین رفتن تمامیت ارضی و استقلال محسوب نمی‌شود. او آمده در کشور من برای گفتمان مقاومت مبارزه می کند.

بزم آرا اظهار کرد: این شعار آیینه تمام نمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود، این شعار به معنای قطع کامل روابط با کشورها نیست بلکه برای جلوگیری از سلطه آن‌‌ها بر رفتار، عملکرد و تصمیمات ما است. بعد از فروپاشی شرق تمام پتانسیل و نیروهای ما به سمت دشمنی با غرب خصوصا آمریکا رفت و برای جبران آن تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد روسیه گذاشتیم. روسیه همواره در پی منافع خود است و نمی‌توان آن را به عنوان دوستی که همیشه از ما حمایت می‌کند نام برد.

عمرانیان عنوان کرد: در سیاست خارجی ما بین منافع ملی و ایدئولوژیک تضاد وجود دارد. منافع ایدئولوژیک نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را تاکید می‌کند اما منافع ملی در بسیاری مواقع هم شرقی هم غربی جمهوری اسلامی را مدنظر قرار می‌دهد. اگر این تفکر برای حفظ نظام باشد باید بهترین رابطه با شرق و غرب برقرار شود. این شعار بیشتر این حس را ایجاد می‌کند که در آن فضا نیاز به جذب مردم بود بنابراین به این سمت حرکت شد اما بعد از انقلاب نشان داده شد که روابط نداشتن با کشورها کاری از پیش نمی‌برد.

خسروزاده در بخش دیگری از صحبت هایش درباره نظام جمهوری اسلامی ایران بیان کرد: جمهوریت و اسلامیت دو کلمه متفاوت هستند که جمهوریت از غرب و اسلامیت از آموزه های دینی ریشه گرفته است، جمهوریت می گوید ریشه مشروعیت مردم هستند و مردم تعیین می‌کنند چه کسی حاکم باشد اما در موضوع اسلامیت مسئله مشروعیت الهی به میان می آید. به نظر می‌رسد که در ترکیب جمهوریت و اسلامیت گاهی تعارض‌هایی وجود داشته و دارد، نمونه این تعارض ها را در سال های اخیر در دو اتفاق نظیر انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 94 در اصفهان و انتخابات اخیر شورای شهر یزد می بینیم که کاندیداهایی که از مردم رای گرفته بودند و به عبارتی مشروعیت مردمی پیدا کرده بودند اما شورای نگهبان از نظر اسلامی آن ها را تایید نکرد. این مسائل نشان می دهد که هنوز در ترکیب جمهوریت و اسلامیت به سازگاری نرسیده ایم.

عمرانیان اظهار کرد: تنها ایرادی که می‌توان وارد کرد، تفسیر جمهوری اسلامی است، بعضی افراد نتوانستند به میزان لازم مرزالطرفین بودن این دو را با هم حس کنند یا اسلامیت را برتر دانستند یا جمهوریت را در حالی که عقیده امام برابری این دو بود، تعارضاتی که در این دوره‌ها اتفاق افتاد به این دلیل است که خط وسط جمهوریت و اسلامیت در نظر گرفته نشده است.

بزم آرا خاطرنشان کرد: جمهوریت نقطه مقابل کمک سلطنتی و موروثی است. در انتخابات های ابتدایی مجلس شورای اسلامی و شورای خبرگان که در زمان حیات امام راحل انجام شد، انتخاباتی آزاد و بدون نظارت استصوابی و احراز صلاحیت بود. در مجلس اول شورای نگهبان هنوز تشکیل نشده بود. این مجلس یکی از کارآمدترین‌ها است. بعد از فوت امام شورای نگهبان نظارت استصوابی و بحث احراز صلاحیت که مخالف رویه قانونی و نوعی برائت بود را ارائه داد. این نظارت استصوابی دو پیامد منفی برای نظام داشت، سبب پایین آمدن سطح مشارکت مردم و تنزل سطح کارآمدی نظام شد.

وی در بخشی از صحبت هایش گفت: انقلاب 57 از نوع انقلاب های خودجوش بود و در انقلاب‌های خودجوش بعد از پیروزی برنامه مشخصی برای اهداف سیاسی و ترتیبات اجتماعی بعد از انقلاب ندارند. یک نظریه کلی به نام حکومت اسلامی و نظریه‌ای دیگر به نام ولایت فقیه وجود داشت اما در جزئیات سیاست، اقتصاد، روابط بین‌الملل و برنامه مدون و جزئی که نیازهای جامعه را تامین کند، وجود نداشت.

سلطانی اظهار کرد: امام خمینی(ره) زمانی که در تبعید عراق بودند کتاب ولایت فقیه را نوشتند و نشان می دهد نگاه امام به حکومت اسلامی در دوران تبعید دیده می شود و این که گفته شود امام برنامه ای برای این جریان نداشتند صحیح نیست. امام خمینی(ره) پایه های حکومت اسلامی را در دوران تبعید در ترکیه و عراق نوشتند و بعد از انقلاب بنظر می آید جریان های مختلف و افراد ذی نفوذ باتوجه به شرایطی که وجود داشت امام را به سمت جمهوری اسلامی بردند و شاید نگاه حضرت امام حکومت اسلامی بود اما وقتی می‌بینند در زمان حضرت علی(ع) هم در زمان‌هایی مردم حرف امام را گوش نمی‌دهند بنابراین سعی می‌کنند باتوجه به شرایط موجود نظریه را تطبیق دهند و می گویند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.

چرا مدینه فاضله یک جوان در حال حاضر خارج از کشور است؟

عمرانیان با اشاره به نسل های جدید انقلاب بیان کرد: در دهه‌ای قرار داریم که بمباران اطلاعات وجود دارد. آیا بعد از چهار دهه از انقلاب اسلامی با شعارهای جذاب آمادگی این را پیدا کردیم که جوانان این دوره را اقناع کنیم تا در راهی که عنوان می‌کنیم قدم بگذارد؟دانشگاه‌ها به چه میزان اجازه می‌دهند تا دانشجویان اهداف خود را بیان کنند؟ چقدر برداشت‌های شخصی تاثیرگذار است؟ در اعتراضات اخیر 90 درصد بازداشت‌شدگان افراد 15، 16 و 17 ساله بودند. این افراد کسانی هستند که اکنون اقناع نشده‌اند و تئوری‌های مدنظر ما برایشان جذاب نبوده است.

وی خاطرنشان کرد: چرا مدینه فاضله یک جوان در حال حاضر خارج از کشور است؟ این‌ها سوال‌هایی است که متولیان باید پاسخگو باشند.

بزم آرا گفت: اکنون با بحرانی هویتی در قشر جوانان روبه‌رو هستیم که حاکمیت باید فکری برای آن بیندیشد. در طول این 40 سال برنامه خوب و مدونی وجود نداشت که به نیازهای فرهنگی قشر جوان پاسخ دهد. در عرصه سیاست نیاز به یک فضای باز سیاسی در دانشگاه‌ها وجود دارد. اکنون بحث‌های سیاسی از طرف جوانان با استقبال روبه‌رو نمی‌شود. باید عزم جدی برای توالی نسل و گردش نخبگان صورت گیرد که متاسفانه در طی این سال‌ها وجود نداشته است.

باید در مدارس دبستان و راهنمایی سنگرها را فتح کنیم

سلطانی بیان کرد: متاسفانه بسیاری از اوقات احزابی که باید به نفع منافع ملی فعالیت کنند، به نفع منافع حزبی و شخصی خود فعالیت و همیشه از جوانان و نوجوانان بعنوان پیاده نظام های اهدافشان استفاده می کنند. باید برویم در مدارس راهنمایی و دبستان سنگرها را فتح کنیم چرا که امروز نسل پنجم انقلاب جا پای بیست ساله ها گذاشته است و باید آن ها را درک کنیم و بدانیم که بیشتر از سن خود می فهمند. اگر جریان انقلاب به این سمت نرود قطعا در 10 سال آینده با چالش های بزرگی مواجه خواهیم شد.

خسروزاده گفت: اخیرا شاهد این بودیم جوانی 30 ساله صدراعظم اتریش و خانمی 19 ساله وارد پارلمان انگلیس شد، یکی از دلایل این روندها این است که در این کشورها احزاب قوی هستند، آزادانه فعالیت می کنند و در رقابت با سایر احزاب خود را تقویت می کنند. افرادی که عضو احزاب می شوند آموزشی سیاسی می بینند و برای اداره کشور آماده می شوند. خواسته های جوانان امروز، دهه هشتادی ها نسبت به دهه 50 بسیار تفاوت دارد و این نسل نیاز به درک شدن و شنیدن دارد. سال گذشته در گردهمایی یک پاساژ در تهران دیدیم که حدود چهار هزار جوان دهه هشتادی شرکت کرده بودند که صحبتشان شنیده نشدن حرف هایشان بود. از تریبون‌های رسمی نباید صحبت هایی مطرح شود که از نظر نسل جوان کشور غیرمنطقی و تمسخر آمیز باشد.

وی تاکید کرد: هدف گذاری نهادهای فرهنگی نباید بر اساس "آنچه ما میخواهیم" باشد، باید براساس نیازهای نسل امروز باشد.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: