• چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۰
  • دسته بندی : اقتصادی
  • کد خبر : 972-9984-5
  • خبرنگار : 15286
  • منبع خبر : ----

بازار ارز به روایت دلالان؛

در دایره هیاهو...

فروشندگان اصلی خواسته یا ناخواسته به خواب رفته‌اند، اما خرده بازیگران و دلالان حسابی غوغا به پا کرده‌اند. خیابان امام خمینی یا ارگ سابق مشهد، جولانگاه دلالان و خریداران دلار یا سایر ارز‌های معتبر است.آن‌هایی که از دسترسی به دلار دولتی با نرخ 4 هزار و دویست تومان عاجزند.

به گزارش ایسنا-منطقه خراسان، حوالی ساعت 4 و نیم یک‌شنبه 16ام اردیبهشت‌ماه هنگامی که در بازار سیاه دلار بین 6600 تا 6800 در نوسان بود، صرافی‌ها کرکره‌ها را پایین کشیده بودند. بعضی‌ها به خاطر نداشتن ارز، بعضی‌ها به علت حسابرسی و تمدید مجوز و برخی‌ها هم بنا به دستور بانک مرکزی از خرید و فروش ارز منع شده‌اند.
 
معاملات علی‌رغم اطلاعیه‌های گوناگون انجام می‌شود، اما مخفیانه و به دور از چشم، در حین تردد از کنار یک صرافی مشاهده کردم که فردی وارد شد، دوستانش را نشان داد. آن‌ها را مسافر نامید که علی‌القاعده دلار می‌خواستند. در را بست و آن‌ها را به پستو دکان برد تا معامله را انجام دهند.
 
اما بیخ گوش صرافی‌های نیمه تعطیل، دلار به دست‌ها به شدت سرشان شلوغ است. کل افراد خیابان شاید در کار خرید و فروش باشند، اما آن‌هایی که شناس هستند و از دستگیری و بازداشت ابایی ندارند، یا آن محل خاص تمام و کمال در اختیارشان هست، نزدیک بانک ملی تجمع می‌کنند و مابقی که تازه‌کار‌تر یا به اندازه آنان هیاهو ندارند، دورتر می‌ایستند.

هر کسی نرخ خودش را دارد. گام به گام تغییر می‌کند. از چهره به چهره نرخ‌ها متفاوت است. ممکن است به تو 6600 اعلام شود و چند ثانیه بعد به فردی دیگر 6800. هیچ چیز مشخص نیست. بسیاری از این‌ها تا چند روز پیش در شغلی دیگر بودند، اما صعود وسوسه انگیز دلار آنان را به اینجا کشیده است.

هر کدام درمورد اوضاع بازار نظری دارند. آن که از همه جوان‌تر است و دوقدم آنسوی هیاهو قرار دارد، می‌گوید که دست نگه دارم: «یک مقدار صبر کن، پایین می‌آید. نسبت به صبح و ظهر که پایین آمده است.»

می‌گوید که در کار پوشاک است و صاحب مغازه‌ای است، «در کار پوشاک هستم و چندان علاقه‌ای به این‌ها( دلالان در هیاهو) ندارم، از قیافه‌شان خوشم نمی‌آید، کمی سرمایه کناری دارم و با آن کار خرید و فروش را انجام می‌دهم.»

از او درمورد اوضاع بازار پوشاک می‌پرسم. می‌گوید کمی قیمت اجناس بالاتر رفته‌است، اما افزایش شدید الان رخ نخواهد داد. «یک یا دو ماه دیگر اثر آن مشخص خواهد شد. زمانی که اجناسی که الان خریداری شدند به بازار بیایند، افزایش قیمت‌ها مشخص خواهد شد. »

فرد دیگری نزدیک به مرکز تجمعات ایستاده، اما مانند آن‌ها در جوش و خروش نیست. چهره آرام با مو‌های ریخته‌ای دارد. بر موتورسیکلت خود نشسته است و تب و تاب را تنها نظاره‌گر است. از او درمورد علت بسته بودن صرافی‌ها می‌پرسم و می‌گوید: «صرافی‌ها وقتی درها را می‌بندند، یعنی دلار دارند ولی نمی‌خواهند بفروشند. از خدایشان هم هست، این هایی هم که این جا هستند کارگران همان صرافی‌ها هستند. »

می‌گوید پیشتر و هنگامی که دلار روی 5 هزارتومان بود 20 هزار تایی برای دوستان و اقوام خریداری کرده‌بود. «از من پرسیدند که قیمت دلار پایین می‌آید؟ گفتم مگر در چهل سال گذشته پایین آمده است؟ این دلار همچنان بالا می‌رود. »

او مشکل اصلی را در کمبود دلار می‌داند. «دلار کم به کشور می‌آید. ریشه مشکل تحریم‌هاست. تقاضا بالاست و عرضه کم. نتیجه این افزایش قیمت می‌شود. »

برایم این پرسش ایجاد می‌شود که با وجود این هجمه و تجمع، از سوی پلیس دستگیر نمی‌شوند؟ می‌گویند «حساب و کتاب ندارد. ناگهان می‌ریزند و همه را دستگیر می‌کنند. قدیم‌ترها در جیب هرکسی دلار و ماشین حساب بود را بازداشت می‌کردند. من را هم یکبار دستگیر کردند اما چیزی نداشتم. خریدار و فروشنده ندارد، همه را دستگیر می‌کنند. »

به قطب اصلی هیاهو می‌روم. به او «تحلیلگر» می‌گویند. چهره متفاوت و موهای جوگندمی دارد. از او هم درمورد اوضاع بازار می‌پرسم و می‌گویم نرخ دلار پایین می‌آید؟ «ساعت به ساعت قیمت افزایش پیدا می‌کند. دولت دلار به بازار نمی‌دهد. تمام این کمبودها سیاسی است. اگر ترامپ خارج شود، دلار از 8 هزار یا 9 هزار تومان هم عبور خواهد کرد. اگر هم خارج نشود، دلار پایین نمی‌آید. پای دلار استوارتر از این حرف‌هاست. »

درمورد افزایش ارزهای دیگر نظیر یورو و پوند هم می‌پرسم. « داستان یورو و پوند هم همین است. دولت اگر ارز به بازار بدهد ارزان می‌شود. ندارد که بدهد. تحریم است و پول نفت را به او نمی‌دهند. وضع خزانه دولت خراب است. »

از دلار 4200 تومانی مصوب دولتی خبری ندارد. « دلار جهانگیری؟ باید از خودش گرفت. کاریکاتورش را در مشهد دارند، اما دلارش را نه. تنها جایی که بتوانی در مشهد دلار تهیه کنی همین‌جاست. هیچ صرافی دلار نمی‌فروشد. »

گویی هیچ کدامشان نمی‌خواهند که دلار از این قیمتی که امروز اتخاذ کرده پایین بیاید. ممکن است هرآنچه بادآورده در این مدت کسب کرده اند ناگهان به باد برود و هم شغلی که قبل از دوران سوداگری دلار داشته‌اند، رونق آنچنانی ندارد.

ادامه خیابان را پی می‌گیرم تا به صرافی کذایی برسم. داخلش را نگاه می‌کنم. شاگرد دکان آب‌میوه فروشی می‌گوید: دلار می‌خواهی؟ با او درمورد خرید و فروش دلار در صرافی‌ها صحبت می‌کنم. تکذیب می‌کند و می‌گوید که اگر ماموران بفهمند دمار از روزگارش درخواهند آورد.

می‌گویم که شاهد خرید و فروش بودم. « حتما کارگرش است که خودش پایین دلالی می‌کند. برای خودش است، وگرنه صاحب صرافی همچین کاری نمی‌کند. کافی‌ست وزارت بفهمد. »

می‌پرسد که چه مقدار می‌خواهم. از دانشجو بودن و نیازمند بودن می‌گویم و اینکه نمی‌دانم کِی بخرم؟ « همین امروز بخر، دلار هروز بالا می‌رود. »

میان صحبتمان خانمی میان‌سال حضور می‌یابد و با او هم درمورد دلار صحبت می‌کند. می‌پرسد خرید یا فروش؟ « می‌فروشم. می‌خواستیم آپارتمان بخریم. هم دلار بالا رفت و هم آپارتمان. دوسال شوهرم در ماموریت‌هایی که به افغانستان داشته این مقدار را جمع‌آوری کردم به این امید که صاحب‌خانه می‌شویم.»

به او می‌گوید که سرمایه‌ات را همین امروز بفروش. « خانه‌دار که نشدی. ظهر بازار لگد خود را زده‌است و دارد برمی‌گردد. من خودم خریدارم. »

معامله در سطح همان 400 دلار انجام می‌شود، برمی‌گردم به سمت دایره هیاهو. اکنون اکثر نقاط این دایره کم‎مساحت متفق‌القول روی 6700تومان ایستاده‌اند. پس از گذشت یک ساعت کج‌خلق‌تر شده‌اند و اگر بدانند نمی‌خری از صحبت با تو گریزان می‌شوند.

اما آنچه که پیداست، معاملات به سختی انجام می‌شود. دولت علی‌رغم تدابیر اندیشیده شده نتوانسته بازار را کنترل کند، بازار در دست متخصصان نیست و افراد مختلف و با مهارت‌های مختلف روی چهارپایه یا ستون‌های بتونی اکنون قیمت را تعیین می‌کنند. اما اکنون که ترامپ ساز جدایی از برجام را کوک کرده، وضعیت بازار و دایره هیاهو چه خواهد شد؟
 
گزارش از علیرضا میردیده-خبرنگار اقتصادی ایسنا، منطقه خراسان

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: