• پنجشنبه ۱۷ خرداد ماه، ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۹
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 973-8287-5
  • خبرنگار : 15260
  • منبع خبر : ----

/23 لیله‌القدر/

کمال‌الدین غراب:
فلسفه نیایش کندن انسان از زمین است

یک پژوهشگر مسائل قرآنی گفت: اساسا فلسفه نیایش کندن انسان از زمین است و نه این‌که ابزاری برای نائل ساختن انسان به خواسته‌های دنیوی خود باشد.

کمال‌الدین غراب در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه خراسان، در نشستی در خصوص مبحث نیایش، کارکردها، فواید و آثار آن که در محل این خبرگزاری برگزار شد، اظهار کرد: اگر ما این فلسفه را برای نیایش قائل باشیم، خواهیم دانست که چگونه باید نیایش کنیم و در نیایش‌هایمان چه بخواهیم. بله، فلسفه نیایش کندن انسان از زمین است؛ پس زمانی که خدا را فرامی‌خوانیم و از او یاری می‌خواهیم یعنی یک ارتباط ماوراء زمینی برقرار کرده‌ایم؛ نگاهی به نیایش‌های پیامبر(ص) و ائمه(ع) این نکته را به خوبی برای ما روشن می‌سازد؛ البته این بدین معنا نیست که در نیایش‌های انسان نباید خواسته‌های دنیوی باشد؛ مهم جهت‌گیری آن‌هاست که لازم است در راستای ارتقاء منزلت و شأن انسان در حیات باشد.

این پژوهشگر قرآن تاکید کرد: از آنجا که نیایش مقوله‌‌ای است که در چارچوب دین مطرح می‌شود، پس سؤال مقدماتی ما این است که دین برای چه آمده؟ اگر اجمالا هدف دین را این بدانیم که آمده است تا انسان را از پوسته زمینی خود رها کند و به جایی برتر از زمین ارتقاء دهد، بنا براین چاره‌ای جز این نداریم که نیایش را در داخل این هدف معنا کنیم و فلسفه آن را همان فلسفه دین ( یعنی کندن انسان از زمین) بدانیم.

غراب با بیان این‌که نیایش یکی از دست‌آویزهای اعتقادی و اصول رفتاری مومنان در اسلام است، ادامه داد: متاسفانه آن‌طور که از قراین و شواهد برمی‌آید در بخشی از جامعه ما بویژه در میان جوانان، انگیزه‌های اعتقادی و دینی افول کرده و به سطح نازلی رسیده است. از این‌رو کمتر جلوه این نوع رفتارها را در جامعه مشاهده می‌کنیم؛ البته من اعتقاد ندارم که برخی از انسان‌ها اساسا عاری و تهی از تمایلات و انگیزه‌های دینی باشند؛ زیرا دین را به عنوان یک جوشش، یک نهاد اصلی، یک بعد از وجود انسان می‌دانیم. بنابراین اگر بنا را بر این بگذاریم که همه انسان‌ها تمایلات دینی دارند، پس اگر تظاهراتی را می‌بینیم که نشان‌دهنده‌ی عدم تمایل به یک نوع رفتار دینی است؛ باید نتیجه بگیریم که اعتراض متوجه چیز دیگری است؛ یعنی به نوع اندیشه‌ها و تفکراتی است که از دین به او عرضه می‌شود.

وی تصریح کرد: اکنون در بخشی از جامعه مشاهده می‌شود که نسبت به آموزه‌های دینی، احکام و شریعت بی‌اعتنایی نشان می‌دهند و این دردناک است. شاید علت آن این باشد که ما به تدریج بیشتر به سمت یک نوع قرائت خاص از دین گرایش پیدا کرده‌ایم و این باعث شده که تنها افرادی که آن قرائت را قبول دارند، به آن پایبندی نشان دهند.

این پژوهشگر قرآنی خاطرنشان کرد: در مقولات فکری و اندیشنده‌ای، مباحثه و داشتن دیدگاه‌ها و قرائت‌های مختلف مانند خون در پیکر انسان می‌باشد. دین و مفاهیم دینی از نوع مقولات فکری و در عین حال اصلی و اساسی زندگی انسان است. اگر در مقولات دینی، مباحثه و نگاه‌های مختلف وجود نداشته باشد، به تدریج به سکون و تهجر می‌انجامد. بنابراین باید اجازه دهیم که قرائت‌های مختلف از دین در جامعه‌ مطرح شود. قرائت فلسفی، قرائت عرفانی، قرائت فقهی، قرائت شریعتمدارانه، قرائت انسان‌شناسانه، قرائت جامعه‌شناسانه، قرائت فلسفه تاریخ‌نگرانه، و ... می‌توانند مطرح باشند؛ بی‌آنکه درباره درستی یا نادرستی آن‌ها بخواهیم اکنون قضاوتی داشته باشیم. قطعا و لاجرم در مباحثه، مسئله درستی یا نادرستی اندیشه‌ها مطرح خواهد شد؛ ولی مهم‌تر از آن اصل وجود آن اندیشه‌ها و مباحثه میان قرائت‌های مختلف است؛ زیرا بدین ترتیب دین، فعال و پویا باقی می‌ماند البته نه فقط در میان چند متفکر و اندیشمند؛ بلکه باید در سطح جامعه و در معرض دید و شنوایی نسل جوان قرار گیرد. مباحثه خون پیکر مقولات فکری است، ولی متاسفانه اکنون ما در این زمینه فقیر هستیم.

نیایش، فقط ابراز نیاز نیست؛ بلکه فراخواندن معبود هم هست

این مترجم قرآن مجید افزود: واژه فارسی نیایش ناظر بر بعد نیازمندی انسان است و واژه عربی آن ناظر بر بعد فراخواندن معبود و ما باید هر دو بعد را باهم درنظربگیریم. هیچ نیایشی تهی از این دو بعد نیست؛ زیراگر نیازی وجود نداشته باشد، اصلا دعا و نیایشی شکل نمی‌گیرد. از آن طرف نیز هیچ نیایشی تهی از فراخواندن معبود برای یاری و کمک و حضور او نیست.

غراب در خصوص کارکرد و فایده نیایش اضافه کرد: نیایش از وجود انسان جدا نیست. شما نمی‌توانید انسانی را پیدا کنید که هیچ نیازی نداشته باشد؛ زیرا انسان‌ موجود ناقصی است و خودبه خود نیازهایی دارد؛ و همواره یکی از راه‌ها و ابزارهایی که برای رفع نیازهایش پیش روی خود می‌یافته، نیایش بوده است.

وی ادامه داد: نیایش تجلی یک نیاز عمیق و جدی و غیرقابل چشم‌پوشی درونی است که به بیرون سر می‌کشد. انسان تحت فشار و استیصال، آنجا که دیگر نیروی جسمی و تعقل و خرد وی نمی‌تواند راهی برای نجات او بگشاید یا خواسته حیاتی او را، به گمان خودش، برآورده سازد، در پیشگاه معبودی فرازمینی بر زبان سرریز می‌کند؛ حتی کسانی هم که اعتقادی به معبودی فرازمینی ندارند، نمی‌توانند از برزبان آوردن و فریاد زدن نیاز خود در حالت استیصال خودداری نمایند. ممکن است غمنامه‌ای بنویسند یا بسرایند یا به گونه دیگری آن را متجلی سازند. زبان نیایش انواع گوناگون دارد.

نیایش در دین به مثابه غزل در عشق است

این مترجم قرآن تصریح کرد: در غزل عاشق، معشوقش را توصیف می‌کند، زیبایی‎‌های او را بیان می‌کند، او را می‌ستاید و می‌خواهد که نزد او بیاید و او را به خواسته‌اش برساند. غزل همین است: توصیف معشوق، بیان مهجور ماندن از او و طلب اینکه این هجران را به پایان برساند. من غزل‌های عرفا را نوعی نیایش می‌دانم؛ غزل‌های مولوی، حافظ، سنایی و... در واقع نیایش‌های ایشان است به زبان شعر و عرفان. نیایش هم همین است و شما در نیایش‌های پیغمبر(ص) و علی(ع) و سایر ائمه(ع) هم همین حالات و افکار و نیازها و توصیفات را نسبت به معبود ازلی و ابدی ایشان  به زبان دین می‌بینیم.

غراب اضافه کرد: از آنجا که نیایش انعکاس‌دهنده حاجات اشخاص است، یکی از بهترین و مطمئن‌ترین راه‌های شناخت افراد نیز هست. ما از روی نیایش‌های افراد، می‌توانیم منزلت وجودی آنان را در عالم هستی درک کنیم و این خیلی برای ما خوب است؛ زیرا می‌توانیم از روی خواسته‌هایمان خودمان را به نقد بکشانیم و ببینیم که در چه مرتبه‌ای قرار گرفته‌ایم.

وی عنوان کرد: نیایش یک خصیصه ذاتی در درون هر انسانی است؛ همانگونه که دین یک امر ذاتی و درونی هر انسانی است. این که گوشی وجود دارد که نیاز او را بشنود یا نشنود بستگی به اعتقادات انسان‌ها دارد. مکاتبی هستند که در آن‌ها خدا و یا معبودی وجود دارد. ادیان نوعا از این دسته‌اند؛ بجز برخی از ادیان مانند بودیسم که در آن خدای مشخصی تعریف نشده است. پس ادیان معتقد هستند که برای شنیدن نیایش پیروان گوشی هم هست که می‌شنود و پاسخ می‌دهد و اجابت می‌کند یا نمی‌خواهد پاسخ دهد، به صلاح فرد نمی‌داند و اجابت نمی‌کند.

این پژوهشگر مسائل قرآنی در خصوص دیدگاه مولوی در این زمینه اظهار کرد: مولوی دراین زمینه دیدگاه خیلی جالبی دارد. مولوی نیایش را یکی از مهم‌ترین راه‎‌های ارتقای معنوی انسان به قرب الهی می‌داند و می‌گوید که نیایش یکی از ابزارهای خداوند برای شکار انسان‌ها و نزدیک ساختن آنان به قرب خویش است. از نظر او همین که فرد روی به خدا آورده، در واقع باید نیاش او را اجابت‌شده شمرد. توفیق همین است که از زمین روی برگردانده و به آسمان روی کرده است، هرچند به خاطر یک نیاز زمینی بوده باشد. بنابراین نیایش از دیدگاه او یک ودیعه الهی است که برای رسیدن به قرب الهی در اختیار بشر گذاشته شده است؛ حتی معتقد است هرچه زمان اجابت دعا طولانی‌تر شود، در جهت کندن وی از زمین کمک بیشتری به وی شده است.

حق بفرمايد كه نه‌از خوارى اوست / عين تاخير عطا يارى اوست‏
حاجت آوردش ز غفلت سوى من / آن كشيدش موكشان در كوى من‏
گر بر آرم حاجتش، او وا رود / هم در آن بازيچه مستغرق شود

هم بدين فن دار دارش مى‏كند / وز ره پنهان شكارش مى‌‏كند

بى‏مرادى مومنان از نيك و بد / تو يقين مى‏دان كه بهر اين بود


می‌گوید اگر خدا به مجرد اینکه مومنی دعا کند، پاسخ او را بدهد، آن شخص می‌رود و سرگرم آن چیزی می‌شود که خواسته بود؛ همانکه به بازیچه تعبیر شده است. پس باید او را نگاه دارد تا بیشتر به سمت خدا برود و آنقدر خدا را صدا زند تا به خلوص برسد و بدین ترتیب به تدریج ارتقاء معنوی وی شکل پذیرد و محقق شود و شاید به جایی برسد که حتی از خواسته اولیه‌اش دست بشوید.

غراب خاطرنشان کرد: البته این یک واقعیت است که به تاخیر انداختن اجابت دعا از جانب خداوند می‌تواند منجر به ناامیدی شود؛ ولی اگر انسان اعتقاد داشته باشد که کسی هست که از خود او فهیم‌تر است و مصلحتش را بهتر می‌داند، در این صورت عدم اجابت دعا نباید وی را به یأس و ناامیدی بکشاند. ناامیدی فقط در ارتباط با خواسته‌های مطلقا زمینی ممکن است رخ دهد؛ یعنی نیازهایی که به هیچ وجه در راستای ارتقاء معنوی فرد به کار نمی‌آیند و بلکه موجب دورتر شدن وی از مسیر رشد و تعالی می‌شوند و تشخیص آن معمولا از حیطه فهم خود فرد بیرون است.

وی در تکمیل سخن فوق افزود: کسی که دعا می‌کند حتما اعتقاد دارد که گوشی هست برتر و مقتدرتر از او که زمام همه کارها در دست اوست. آن که ناامید می‌شود کسی است که به وجود چنین گوشی با آن خصایص و ویژگی‌ها اعتقاد ندارد. اگر ما با یک اعتقاد قوی به خداوند متعال به عنوان گوشی که می‌شنود و چشمی که می‌بیند و قدرتی که می‌تواند، روی بیاوریم؛ دیگر ناامیدی دلیلی ندارد. کسی که به این اعتقاد رسیده، از آن نوع دعاهایی هم که آخرش ناامیدی است، ندارد؛ زیرا معتقد است که خدا شاهد و ناظر بر زندگانی اوست و آنچه را که به صلاح او می‌داند برایش رقم می‌زند.

این پژوهشگر مسائل قرآنی گفت: بنابراین ناامیدی در درجه اول به دلیل عدم ایمان روشن و کامل ما به وجود چنین خدایی است. شناختمان نسبت به خدا بسیار ناقص است و به وجود او شک داریم؛ وگرنه در عالم واقع بعضی از دعاها اجابت می‌شود و برخی هم اجابت نمی‌شود. ما نمی‌توانیم بگوییم که همه دعاهایمان باید اجابت شود. این بستگی دارد که ما از خدا چه بخواهیم و در چه مرتبه و منزلتی باشیم. پایان نیایش برای انسان مومن باید تسلیم باشد و جز این راهی وجود ندارد.

غراب با تاکید بر این‌که اجابت دعا حتما باید در تحلیل نهایی به مصلحت اخروی ما باشد، افزود: وگرنه با اصل فلسفه آن منافات پیدا می‌کند. اساسا اگر برخی دعاها اجابت شوند به حال ما زیان دارند. مولوی داستان مارگیری را نقل می‌کند که دزدی از او کیسه مارش را می‌دزدد. مار سمی بوده و دزد را نیش می‌زند و او را می‌کشد. وقتی مارگیر بر سر دزد می‌رسد می‌بیند که مرده است. آنجا خدا را شکر می‌کند که دعایش اجابت نشده و به مارش نرسیده. بعد می‌گوید:

در دعا می‌خواستی جانم از او / کش بیابم مار بستانم از او
شکر حق را کان دعا مردود شد / من زیان پنداشتم آن سود شد
بس دعاها کان زیان است و هلاک / وز کرم می‌نشنود یزدان پاک


غراب ادامه داد: کسانی که به خاطر عدم اجابت دعا، مأیوس و ناامید می‌شوند، نگاه ابزاری به دین دارند؛ یعنی خدا را وسیله‌ی برآوردن خواسته‌های خود قرار می‌دهند. خیلی متفاوت است که من بخواهم ابزار دست خدا باشم یا خدا ابزار خواسته‌های من باشد. متاسفانه اکثر ما به این شکل به دین نگاه می‌کنیم؛ یعنی دین را برای نیل به خواسته‌های خود به کار می‌گیریم. ما گاهی اوقات در نیایش‌هایمان خدا را آزمایش می‌کنیم. اینکه گاه در نیایش‌هایمان از دلمان این جمله می‌گذرد که «خدایا اگر هستی، جواب من را بده»، نشانگر همین آزمایش است؛ و پرده از روی باور ضعیف ما به خدا و توانایی او برمی‌دارد. یعنی خدا زمانی برای ما ثابت می‌شود که جوابمان را بدهد.

وی اضافه کرد: انسان به دنیا آمده که به یک درک حسی، زیبا و شهودی از ذات هستی برسد و بقیه همه فرع است. هرچه در این راستا باشد، در زندگی انسان محقق می‌شود؛ زیرا این قانون عالم است و هستی برای همین پدید آمده است. ما برای ارتقای معنوی و درک حضور خدا به دنیا آمده‌ایم. زندگی هدیه است؛ همه ابتلائات هم از این زاویه هدیه است. همه احکام شریعت نیز در این راستا و برای نیل به این هدف تشریع شده‌اند. نیایش را هم خدا برای همین در اختیار ما گذاشته است، برای آنکه یک گام به اونزدیک‌تر شویم.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: