• سه شنبه ۵ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۸
  • دسته بندی : زیارت و گردشگری
  • کد خبر : 974-2614-5
  • خبرنگار : 15090
  • منبع خبر : ----

سه ضلع تاریخی مشهد را بیش‌تر بشناسید

منطقه توس یکی از غنی‌ترین مناطق تاریخی و فرهنگی شهد به‌شمار می‌رود که سه بنا و اثر مهم در آن به چشم می‌خورد؛ آرامگاه فردوسی، بنای هارونیه و ارگ کهن دژ، سه اثری که از آن با عنوان سه ضلع تاریخی مشهد یاد می‌شود.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان روز گذشته طی بازدیدی که خبرنگاران به همراه سید مسعود ریاضی، عضو شورای اسلامی شهر مشهد و عضو کمیسیون ویژه توس، داشتند، محدوده تاریخی توس و مناطق تاریخی آن مورد بررسی قرار گرفت. براساس گفته ریاضی منطقه منفصل توس از ابتدای جاده آن تا بعد از آرامگاه فردوسی است که در حال حاضر طرح های توسعه شهری آن در حال آغاز شدن است. محدوده تاریخی این منطقه نیز از پل کشف رود آغاز می گردد. 

هارونیه، ساختاری بی‌نظیر از مهندسی سازه، نور و صدا

در ابتدای این بازدید از بنای هارونیه که متعلق به قرون 7 و 8 هجری و متعلق به دوره سلجوقیان است، بازدید به عمل آمد. در بدو ورود به محدوده این بنا، آثاری از اکتشافات جدید در این منطقه نیز دیده می شود که بخش هایی از شهر طابران توس بوده و در واقع مسجدی است که در سال 79 از زیر خاک خارج شد و طی این اکتشافات پایه های آن از دل خاک بیرون آمد.



این امر نشان دهنده این است که این شهر در عمق بیشتری نسبت به وضعیت کنونی قرار داشته و یکی از علل وسواس اداره کل میراث فرهنگی استان در مورد طرح های توسعه ای این منطقه نیز این است که ممکن از در حین اجرای این طرح ها، به چنین آثاری آسیب وارد شود.

بر مبنای نظریات موجود، زیر این مجموعه، شهر تاریخی توس مدفون است. در واقع در این محدوده تاریخی 3 روستای توس سفلی، اسلامیه و توس علیا وجود دارد که روستای توس علیا روی قسمت اعظم شهر تاریخی قرار گرفته است.

یکی دیگر از آثاری که در این مجموعه به چشم می خورد، بنای یادبودی از یکی از شخصیت های مهم و از مفاخر توس به نام امام محمد غزالی است که برخی به اشتباه آن را مدفن این دانشمند بزرگ می دانند؛ این در حالی است که مقبره امام محمد غزالی در ضلع شمال غربی آرامگاه قرار دارد که در سال 74 کشف شد.

بنای هارونیه نیز بنایی است که براساس تحقیقات به عمل آمده مشخص شده بعد از حمله مغول ساخته شده است. در حقیقت تفاوت این بنا با بناهای قدیمی تر در این است که پیش از حمله مغول به ایران الگوی شهرها دایره ای بود اما پس از این حمله بزرگ، این الگو تغییر می کند. 

به گفته برخی کارشناسان شاید بنای هارونیه و محدوده اطراف آن محوطه میدان اصلی شهر باشد که از الگویی چند رکنی پیروی می کند. در واقع هارونیه به عنوان یک خانقاه در کنار یک بازار خطی و مسجد به میدان اصلی شهر منتهی می شد و عناصر تشکیل دهنده این میدان بود. 

نوع دیواره های این بنا و ارتفاع آن نشان می دهد این بنا به لحاظ ساختار از ساختمان های مربوط به اهل تصوف است.

عنوان هارونیه نیز به این بازمی گردد که این بنا خانقاه هارون ابن چشتی، یکی از بزرگان تصوف آن دوره، بوده و فرقه چشتیه نیز به پیروی از طریقت وی در میان مریدان او شکل گرفته است. 

با نگاهی به ساختار بنای هارونیه مشخص می گردد که این بنا داری فرم منظمی است؛ به این شکل که ساختمان آن روی یک صفحه 4 ضلعی بالا رفته و سپس به 8 ضلعی تقسیم می شود و نهایتا گنبد روی آن را به عنوان سقف می پوشاند. در واقع فرم گنبد این بنا از نوع گنبد آذری است که از 4 به 8 ضلعی آغاز شده و سپس با ایجاد گنبد بر روی بنا ختم می شود.

آنگونه که از ساختار بنا پیداست، مشخص است که ساختار آن به گونه ای طراحی شده که به جهت برگزاری آیین های جمعی، در آن یک نظام صوتی طبیعی نیز وجود دارد؛ به این معنا که در دیواره های بنای هارونیه حفره هایی وجود دارد که در وهله نخست اجازه سنگینی بیش از حد به دیوارهای ساختمان را نمی دهد و به نظام صوتی آن و پژواک اصوات نیز کمک می کند. 

در بخش پشتی هارونیه نیز دیواره محراب مانندی وجود دارد که به نظر می رسد در طول تاریخ کاربری های متفاوتی داشته است.

همچنین نظام تزییات این بنا به گونه ای است که عظمت آن را خرد می کند. «پنام» عنوان تزییاتی است که روی دیوارهای آجری به صورت کنگره دیده می شود که هم نقش تزیینی داشته و هم وظیفه عایق را بر عهده دارد. به همین جهت فضای داخل هارونیه در فصل گرم خنک تر و در فصل سرد، گرم تر است.

در واقع در معماری ایرانی هیچ تزیینی تنها نقش زینت نداشته و عملکردهای دیگری هم برای آن تعریف می شود. در این بنا نیز پنام ها و بیرون زدگی های داخل آن که در نقطه اتصال 4 ضلع پایه بنا با 8 ضلع رویین آن قرار گرفته، برای این منظور ساخته شده که بتواند بار و سنگینی بخش 8 ضلعی ساختمان را به بخش پایه آن انتقال دهد. 

براساس تحقیقات صورت گرفته ساخت گنبد در تاریخ ایران به دوره ساسانی باز می گردد. مشابه گنبد هارونیه در سلطانیه زنجان نیز وجود دارد. بنای باشکوه هارونیه زمانی ساخته شده که 180 سال پس از آن گنبد کلیسای فلورانس با الهام از همین ساختار احداث می شود.

یکی از کارشناسان حاضر در این بازدید با اشاره به نورپردازی داخل هارونیه می گوید: نوع ورود نور به ساختمان هارونیه تداعی کننده شفافیت بنا در ذهن آدمی است. در حقیقت هارونیه بنایی با حجمی بزرگ و سنگین است اما با این سبک نورپردازی احساس می شود تنها چیزی به سبکی یک تور بر روی انسان قرار گرفته و بزرگی و هیبت بنا آدمی را آزار نمی دهد. نظام آجرچینی هارونیه به گونه ای است که نور در آن تفکیکی از روشنی و تاریکی دارد و در واقع حالتی از سایه روشن است.

همچنین در انتهای ساختمان هارونیه سردابی وجود دارد که به عقیده برخی زیر آن تونلی تا کهن دژ احداث شده است. البته برخی نیز بنا بر عقیده نادرستی باور دارند که این سرداب همان سردابی است که هارون الرشید در آن امام موسی کاظم(ع) را حبس کرد. این در حالی است که از نظر تاریخی ساخت این بنا با دوره هارون الرشید همخوانی ندارد.


جای خالی داستان‌های تاریخی در معرفی بناهای باستانی، حلقه مفقود صنعت گردشگری کشور

ریاضی با اشاره به اینکه داستان های مرتبط با بناهای تاریخی می تواند در معرفی آن کمک زیادی کرده و صنعت گردشگری را نیز یاری نماید، گفت: یکی از مسایلی که در صنعت گردشگری کشورهای دیگر به آن توجه می شود، داستان های مرتبط با بناهای تاریخی است. به عنوان نمونه داستان معروف «گوژپشت نوتردام» داستانی است که با کلیسای تاریخی نوتردام مرتبط بوده و همین قصه در معرفی این بنا نیز به طور ناخودآکاه موفق عمل می کند. این همان حلقه ای است که در صنعت گردشگری کشور ما کمرنگ تر بوده و داستان های تاریخی در مورد بناها کمتر بیان می شود. 

در ضلع غربی بنای هارونیه گنجینه ای رها شده وجود دارد که در حقیقت مجموعه ای از آثار نگاشته شده به صورت هنر هجاری است. 

وضعیت اسف بار این آثار که از برخی از آن به عنوان سنگ یادبود مقبره ها استفاده می شده، به حدی است که در فضای بدون سقف رها شده و حتی در یک جعبه شیشه ای و در مکانی مسقف نگهداری نمی شود. این در حالی است که این آثار در برابر گرما و سرما آسیب پذیر است. حتی از یکی از این آثار به عنوان گلدان استفاده شده و در آن گل کاشته شده است. 

به گفته ریاضی این آثار از مناطق مختلف به این مکان منتقل شده که یکی از آن ها یادبود روی قبر میلی مشهدی، یکی از شاعران بزرگ کشور، است. همچنین مقبره حسین خدیو جم، غزالی شناس مشهور، نیز در همین مکان قرار دارد. در واقع وی نخستین فرد نامی معاصر دفن شده در توس بشمار می رود.

کهن دژ؛ آرمان شهر ایرانی

بخش بعدی این بازدید مربوط به ارگ تاریخی کهن دژ بود که با آراماگاه فردوسی تنها 800 متر فاصله دارد اما شاید خیلی ها از وجود آن بی خبر باشند. هنگامی که به آن نزدیک می شویم، نخستین منظره ای که جلب توجه می کند احیای معبر تاریخی کهندژ است که بخش هایی از آن مرمت شده است. خندق دور قلعه نیز یکی از ویژگی های بارز بناست. 

به نظر می رسد این بنا هم عصر فردوسی بوده و حداقل در 3 دوره حکام سلجوقی، سامانی و تیموری مورد استفاده قرار گرفته است که به گفته مسعود ریاضی «پر از ناشناخته هاست و باید بودجه حفاری برای آن در نظر گرفته شود تا گنجینه های بیشتری از آن استخراج گردد». 


در حقیقت طابران جزو معدود نمونه های باقی مانده از شهرهای باستانی در ایران است.

به گفته کارشناسان، دور ارگ دیوار و خندق وجود داشته و خیابان های پیچیده ای نیز از سطح شهر به آن ختم می شده که در حقیقت به نوعی حکم مسیرهای بازرسی و تامین امنیت برای حکام ساکن در دژ را ایفا می کرده؛ البته یک راه مستقیم نیز برای پیام رسانان وجود داشته است.

براساس دیدگاه برخی صاحب نظران نوع قرارگیری کهن دژ و محیط شهری اطراف آن، بیان گر نگاه ایرانیان به آرمان شهر مد نظر خویش است. در حقیقت شکل دایره وار این شهر همان الگوی شهری منطبق بر آرمان شهر مورد نظر ایرانیان و جهان بینی آنان را نشان می دهد.

به نظر می رسد کهن دژ نیازمند کاوش های بیشتر و سرمایه گذاری های کلان تری است که می تواند سرمایه بزرگی برای صنعت گردشگری مشهد و استان محسوب گردد. البته هنوز بخش هایی در بنا وجود دارد که مشخص نیست دقیقا چه کاربری داشته است.

ساختار کهن دژ در ژرف ساخت داستانی سیاوش گرد در شاهنامه فردوسی نیز دیده می شود.

کهن دژ، بنای هارونیه و آرامگاه فردوسی مثلثی تاریخی است که باید احیا شود

ریاضی با اشاره به ارزش کهن دژ می گوید: اگر این بنا زنده شود، گنج گرانبهایی برای صنعت گردشگری مشهد است که می تواند مسیر بین آرامگاه فردوسی با بنای هارونیه را یکی کند. بازدید از این 3 مجموعه یک روز از وقت گردشگر را به خود اختصاص خواهد داد که موجب افزایش ماندگاری گردشگر در مشهد می گردد. در واقع کهن دژ، بنای هارونیه و آرامگاه فردوسی مثلثی تاریخی است که باید احیا شود.

ایجاد باغ فاخر به سبک مجموعه آرامگاه فردوسی در محوطه جلوخان آن
 
سید مسعود ریاضی، عضو شورای اسلامی شهر مشهد، با اشاره به طرح توسعه جلوخان آرامگاه فردوسی عنوان کرد: براساس تفاهم نامه ای که بین شهرداری مشهد و اداره کل میراث فرهنگی استان منعقد شد، قرار شد محوطه جلوخان آرامگاه به مساحت 7 هکتار تبدیل به یک باغ فاخر به سبک باغ داخل آرامگاه شود. این تفاهم نامه در دوره دکتر رهنما، مدیرکل سابق آن اداره کل، منعقد شد و در دوره مدیریتی جدید این مجوعه نیز صورت جلسه ای در این خصوص بین شهرداری مشهد و اداره کل میراث فرهنگی استان منعقد شد.

وی ادامه داد: این طرح بین 6 تا 7 میلیارد تومان اعتبار دارد که امیدواریم بتوانیم هرچه سریع تر و همزمان با طراحی، آن را اجرایی کنیم.

عضو کمیسیون ویژه توس تصریح کرد: در حال حاضر قرارداد با مشاور طرح منعقد شده که مهلت آن نیز 2 ماهه است. یکی از بزرگترین مشکلات توس ناشناخته بودن آن است. در واقع این آشنایی با این مجموعه باید در سطح مدیران رخ دهد. هدف ما این است که اهمیت توس به عینه دریافت شود چراکه باید متوجه ارزش داشته هایمان باشیم چون در این صورت در نگهداری آن کوشا خواهیم بود.

ریاضی عنوان کرد: خوشبختانه در زمینه افزایش تعاملات بین دستگاهی برای انجام طرح های توسعه ای اینچنینی، کارنامه شورای پنجم شهر شاخص تر بوده و به نظر ما شورا می تواند نقش نخ تسبیح را در ایجاد هماهنگی ها ایفا کند.

عضو شورای اسلامی شهر مشهد بیان کرد: خوشبختانه امسال بودجه قابل توجهی به سازمان میراث فرهنگی اختصاص یافته و فرمانداری مشهد هم چندین میلیارد تومان برای توسعه طرح های این منطقه اختصاص داده است اما باید توجه داشت در وهله پول نیاز نیست چراکه باید برای توسعه طرح و برنامه وجود داشته باشد.

ریاضی با تاکید بر لزوم توسعه فرهنگ سازی در این منطقه اظهار کرد: این منطقه نیازمند کار فرهنگی بوده چراکه ویترین گردشگر، محیط این منطقه است. 

یکی دیگر از اماکن تاریخی این منطقه که البته هنوز در دست مرمت و بازسازی است، خانه یا عمارت چهار برج است که قدمت آن به 200 سال پیش باز می گردد و مربوط به دوره های قاجاریه و پهلوی است. به نظر می رسد این بنا 100 سال پیش بازسازی شده باشد.

تاریخچه این خانه مربوط به غلامرضا سبزواری بوده و گفته می شود کلنل پسیان نیز مدتی در این مکان اقامت داشته است.

براساس گفته مالک بنا، هنوز کاربری آن در دست مطالعه است و مشخص نشده چه کاربری هایی می توان برای آن تعریف کرد. 

وی با اشاره به مشکلات مربوط به بازسازی و مرمت بنا می گوید: این بنا ثبت ملی است و وظیفه مرمت بر عهده سازمان میراث فرهنگی است. متاسفانه برای مرمت و بازسازی روند کار اداری طولانی است و نمی توان آن را مرمت نمود چون این کار مربوط به سازمان میراث است. البته قرار است برای مرمت اضطراری بخش هایی از آن اقداماتی صورت گیرد. این خانه در سال 84 ثبت ملی شده است.

به طور کلی به نظر می رسد مجموعه های تاریخی موجود در منطقه توس می تواند ثروت بزرگی برای مشهد، استان و حتی کشور فراهم آورد و به همین جهت نیازمند توجه فراوانی است. این مکان می تواند در وهله اول برای ساکنان این مناطق برکاتی داشته باشد. یکی از مناظر دردناکی که در بدو ورود به جاده توس به چشم می خورد، خیل کارگران روزمزدی است که در کنار خیابان برای کار منتظر رهگذر هستند. این در حالی است که می توان برای آنان با استفاده از ظرفیت گردشگری همین منطقه مشاغل زیادی فراهم کرد. 

همچنین مساله فرهنگ و امنیت این منطقه نیز از اهمیت زیادی برخوردار است که با توسعه منطقه گردشگری توس و سپردن کار به مردم همان منطقه از طریق ایجاد اشتغال، می توان کم کم از بابت توسعه امنیت آن نیز مطمئن شد چرا که مشارکت مردم در این امر می تواند به توسعه امنیت کمک زیادی نماید. 

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: