• شنبه ۲۳ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۴
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 974-8687-5
  • خبرنگار : 15207
  • منبع خبر : ----

/کتاب و کتاب‌خوانی/

مظفرمقدم:
«همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» یک تراژدی تبعید است

سروش مظفرمقدم گفت: «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» از نظر اجتماعی یک تراژدی تبعید است.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان،این منتقد ادبی در جلسه تحلیل و بررسی کتاب «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها»  اثر رضا قاسمی که در بنیاد امید ایرانیان برگزار شد با بیان این مطلب که برای بررسی این کتاب ابتدا باید به تفاوت رمان و داستان بلند و شناخت این دو از هم توجه داشته باشیم، بیان کرد: از نظر حجمی رمان طولانی تر است و اطلاعات را قطره چکانی به مخاطب ارائه می‌کند؛ در رمان قصه‌ها و خرده‌روایت‌ها وجود دارد اما در داستان بلند با یک کلیت مواجه هستیم. اثر مذکور رضا قاسمی، یک داستان بلند به‌هم پیوسته محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: به شخصه برخی مرزبندی‌ها و تقسیم بندی‌ها را قبول ندارم؛ یک اثر یا داستان است و یا داستان نیست. بعضی معتقدند که «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» جزئی از ادبیات مهاجرت است که ممکن است صحیح باشد اما این مرزبندی‌ها را قبول ندارم.

مظفر مقدم اظهار کرد: همچنین در رمان‌های معاصر شاهد تغییر شکل نگاه به انسان نسبت به دوران معاصر هستیم به صورتیکه نویسنده از آن جایگاه دانای کل و خداگونه‌ی قرن 18و19 پایین می آید و به راوی تبدیل می‌شود که البته ممکن است این راوی خودش قهرمان داستان هم باشد.

وی عنوان کرد: "همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها" که داستان بلند است و اصطلاحا از آن تحت عنوان رمان یاد می‌شود، در هرفصلش گرهی گشوده می‌شود و شکل روایت اول شخص و تک گو است؛ یعنی روایت اول شخصی که گاها به تک گویی هم تبدیل می‌شود و انگار راوی با خودش یا برای خودش می‌نویسد؛ این ساختاری است که صادق هدایت هم در بوف کور استفاده کرده است.

مظفر مقدم افزود: این داستان بلند رضا قاسمی محور موضوعی مشخص و منسجمی برایمان بوجود نمی‌آورد چراکه شخصیت‌ها و کاراکترهای زیادی در داستان وجود دارد و همچنین در بخش هایی از داستان فلاش بک هایی را شاهد هستیم که نویسنده به‌عنوان مثال به 40سال قبل برمی‌گردد.

وی تصریح کرد: در طول اثر با بخشی از دلهره‌ها، ترس‌ها و گذشته راوی آشنا می‌شویم که اثر را جذاب و خواندنی می‌کند چراکه برروی یک خط صاف حرکت نمی‌کنیم و اصطلاحا اثر خطی نیست و در جای جای آن می‌توانیم عمق خاصی را مشاهده کنیم.

این منتقد ادبی گفت: داستان در سال‌های میانه دهه 80 میلادی و یک آپارتمان در پاریس است و نمونه ی این نوع زندگی را در فیلم گوزن ها هم تقریبا می‌توانیم ببینیم؛ عده زیادی شخصیت و آدم در داستان وجود دارد که همگی در فقر و تنگدستی اشتراک دارند.

مظفر مقدم تاکید کرد: اصلی وجود دارد که داستان مثل کوه یخی است که هفت هشتم آن زیر آب و یک هشتمش روی آب است و بدین معناست که ما با دیدن یک هشتم، باید به عمق آن پی ببریم؛ یعنی داستانی موفق است که همه چیز را نگوید و بخشی را بعهده مخاطب بگذارد. اگر بنا باشد همه چی نوشته شود، اثر تبدیل به مقاله خواهد شد.

وی ادامه داد: یک اثر موفق حس همزادپنداری خواننده را در می‌آمیزد. نویسنده می‌بایست دست مخاطب را بگیرد و به داخل داستان بکشد تا مخاطب آن را "باور" کند؛ اگر اثری را باور نکنیم و بگوییم دروغ می‌گوید، این نشان دهنده آن است که نویسنده اثر موفقی خلق نکرده است.

مظفر مقدم خاطرنشان کرد: برخی از افراد رضا قاسمی را بدعت گذار می‌دانند درحالی‌که این‌طور نیست و بهرام صادقی آغازگر نوشتار لخت، صریح، پاردیک و رئالیسم جادویی است. «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» برگرفته از داستان سراسر حادثه اثر بهرام صادقی بوده و به نوعی گرته برداری کرده است.

وی عنوان کرد: اثر رضا قاسمی نوعی پارودی است؛ یعنی داستان در بخش‌هایی آنقدر اغراق می‌کند که برای مخاطب خنده آور اما در عین حال باور پذیر است.

مظفر مقدم تاکید کرد: شخصیت های داستان نماد مطرودین اجتماعی هستند. کسانی که جامعه آن ها را طرد کرده و نخواسته است و این افراد در مرکزی دور هم جمع شده‌اند که مرکز داستان است و حتی می‌توانیم بگوییم مرکز جهان محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: رضا قاسمی در عین واکاوی خودش، درباره آدم ها هم زیاد صحبت می کند و با باز کردن روان خودش و بیان گره ها و سرخوردگی‌هایش، درباره آدم‌های اطرافش هم اظهار نظر می‌کند. رضا قاسمی انسان دقیقی است و شخصیت های داستان را تا یک بخشی معرفی می‌کند و بقیه اش را بعهده ما میگذارد.

وی عنوان کرد: اگر نگاه اجتماعی به این اثر داشته باشیم نوعی تراژی تبعید است. انسان ایرانی که از بنا به هر دلیلی از ریشه اش کنده شده و بدون این که خودش بخواهد از کشوری غریب سردرآورده که با فرهنگ و محیطش همسو نیست. نویسنده بسیار طناز است و حتی از تلخ ترین و سیاه ترین موقعیت ها هم بخش های بسیار خنده دار ایجاد می‌کند.

مظفر مقدم با بیان این مطلب که این داستان به نوعی میتواند حکایت تبعید انسان هم باشد، گفت: شاهد سرخوردگی هایی که یک انسان در غربت دارد هستیم و این غربت می‌تواند هرجایی و هرکسی که از پیرامون خودش طرد شده و تنها است، باشد. نثر رمان ساده است اما خالی از تکلف هم نیست. گاهی اوقات این تکلف و طنازی نویسنده ترکیب می‌شود و ترکیب‌های طنز زبانی بوجود می آورد.

وی تاکید کرد: نویسنده باید بلد باشد که خوب قصه بگوید و رضا قاسمی این را بلد است. به طرز رندانه‌ای نویسنده در پایان هر فصل ما را تشنه و کنجکاو نگه می‌دارد تا جذابیت و کشش ایجاد کند. هیچ شخصیت مجرد و جدا از داستانی در متن وجود ندارد و راوی در هر جایی سرک کشیده است.

مظفر مقدم خطرنشان کرد: بهتر است به آثار برچسب نزنیم و «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها» بیش از این که مدرن یا پست مدرن باشد، یک اثر تجربی است. نویسنده تجارب زندگی و زیستی را شجاعانه و صریح بیان می کند و چارچوب مشخص و مکانیکی ندارد.

وی افزود: کتاب ها را از نظر «پیام» ارزیابی نمی‌کنم و معتقدم ادبیاتی که بخواهد پیام بدهد، سر مخاطب و خودش کلاه میگذارد و پیام دادن و قضاوت گری دیگر منسوخ شده است؛ ما اتمسفر اثر را دریافت می‌کنیم؛ «همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها»، داستان فردیست که خود را به گردباد حوادث اعم از سیاسی، اجتماعی و ... سپرده و نوعی محکومیت و جبریت مشاهده می‌شود. سوژه فعال نیست و منتظر است تا اتفاقی رخ دهد تا به آن واکنش نشان دهد و یک نوع مفعولیت سیاه دیده می‌شود. 

مظفر مقدم بیان کرد: این اثر به لحاظ تعداد زیاد کاراکترها و پرداختن به تمامی آن‌ها گاهی به پریشانی شیزوفرنیک می‌رسد که اگر می‌خواست دقیق‌تر باشد شاید بهتر بود تعداد کاراکترها کمتر باشد یا به بعضی کمتر بپردازد.

وی تاکید کرد: ادبیات بخش جدایی‌ناپذیر از جهان ماست و علاوه بر این که باید کتاب بخوانیم، باید رمان و داستان هم بخوانیم چرا که داستان برای ما تولید فکر می‌کند و خواندنش واجب است.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: