• جمعه ۲۳ شهریور ماه، ۱۳۹۷ - ۱۶:۳۸
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 976-12587-5
  • خبرنگار : 15259
  • منبع خبر : ----

بيانيه «آرش خيرآبادی» در خصوص حواشی بیست‌وهشتمین جشنواره تئاتر رضوان

آرش خیرآبادی، در خصوص حواشی جشنواره بیست‌وهشتم تئاتر رضوان بیانیه‌ای را منتشر کرد.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، آرش خیرآبادی، رئیس انجمن هنرهای نمایشی استان خراسان رضوی پیرامون حواشی اخیر بیست‌وهشتمین جشنواره تئاتر رضوان بیانیه‌ای را منتشر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

این یادداشت یا بیانیه یا هر چیزی که می‌خواهید اسمِ آن را بگذارید، بدونِ هم‌آهنگی با هرکسی به رشته‌ تحریر درآمده و بر خلافِ رسمِ رایجم در انجمنِ هنرهای نمایشی که هر تصمیمی را با هیات‌مدیره در میان می‌گذارم، این بار بدونِ اطلاعِ دیگران، بیانیه‌ حاضر را می‌نویسم و منتشر می‌کنم. دلیلش هم آن بود که دو ساعتِ پیش، آنونسِ گفت‌وگو با «علی‌رضا سعیدی» را دیدم و عرقِ شرم بر تیره پشتم نشست. خواهشم هم این است که اگر  خبرِ «علی‌رضا» را در هر سایت یا خبرگزاری یا صفحه‌ شخصی، کانال یا هر جای دیگری انتشار داده‌اید، بیانیه‌ من را هم بلافاصله بعدش منتشر کنید.

بگذارید سخن را به درازا نکشم؛ چرا که واقعیت مثلِ آتشفشان در سینه‌ام فوران می‌کند. عرقِ شرم بر چهره‌ام نشسته و تا درستی‌ ماجرا را برای همگان نگویم، آرام و قرار نخواهم داشت.

واقعیت این است که نامِ «علی‌رضا سعیدی» در بیانیه‌ هیات‌داوران بوده؛ ولی در زمانِ تایپ، از قلم افتاده است. «علی‌رضا» مالِ هر سرزمینی که می‌خواهد باشد، باشد. چه افغانستانی، چه ایرانی، چه از هرکجای دیگر. این چه تصورِ غلطی است که «علی‌رضا» را به خاطرِ تبارِ پرافتخارش، از گردونه‌ قضاوت و داوری‌ جشنواره‌ بیست‌و‌هشتمِ تئاترِ رضوان کنار گذاشته‌اند؟ چه شایعه‌ بیهوده‌ای است این نگاهِ غلط که برخی به آن دامن زده‌اند و تبارِ هنرمندی جوان را زیرِ سوال برده‌اند؟

ساعتِ چهار و سی و شش دقیقه‌ بامدادِ روزِ چهاردهم شهریور، عکسِ دست‌نویسِ اسامی‌ برگزیده‌گانِ جشنواره از سوی جنابِ مسافرِآستانه در نرم‌افزارِ واتس‌اپ به دستم رسید. من آن را شخصا تایپ کردم و ساعت ۶:۳۰ صبح برای مسئولانِ ذی‌ربط فرستادم. نامِ «علی‌رضا» را من بودم که از قلم انداخته‌ام و خداشاهد است تا به امروز نمی‌دانستم این اشتباهِ تایپی، دارد چه تحلیلی می‌شود؟

نه من و نه دبیر تخصصی و نه حتی نماینده‌ داوران که در مراسمِ اختتامیه حضور داشت، هیچ‌کدام متوجه این خطای تایپی نشدیم. تا فردا عصر که مصاحبه‌ آقای محمد عاقبتی منتشر شد هم هیچ‌کدام به این اشتباهِ محض، پی نبرده بودیم. عصرِ همان روز تصمیم گرفتیم که از «علی‌رضا سعیدی» دعوت کنیم بیاید و ماجرا را برایش توضیح دهیم. ولی حاشیه‌ دیگری در جشنواره وجود داشت که ما را ملزم می‌کرد فعلا سکوت کنیم؛ مگر بشود آن را اول حل کرد.

تصمیم هم بر این بود که در مراسمی جداگانه از علی‌رضا تجلیل کنیم و با رسانه‌ای کردنِ آن، از این هنرمندِ جوان، پوزش بخواهیم. این خطا، خطایی نبود که منحصر به جشنواره‌ ما باشد. در مراسمِ اسکارِ سالِ پیش حتی اگر به خاطر داشته باشید، فیلمِ لالالند را به اشتباه، جای مون‌لایت [مهتاب] فیلمِ برگزیده اعلام کردند؛ اما بعد تصحیح شد.

من در این چند روزه آن قدر گرفتارِ کارهای اقتصادی‌ جشنواره و دل‌واپسِ خوش‌حسابی‌مان با شرکت‌کننده‌گان بودم که هیچ حضوری در شبکه‌های اجتماعی نداشتم. حضورم منحصر می‌شد به همان یادداشت‌های روزانه‌ام در تلگرام که در این چند روزه، همان را هم جسته گریخته منتشر می‌کنم. احتمالا دوستانِ من هم می‌اندیشیدند خودم از ماجرا خبر دارم که به من چیزی در این باره نگفته‌اند وگرنه همان لحظه، بیانیه‌ای می‌نوشتم و جلوی این تصوراتِ غلط را می‌گرفتم. درست مثلِ الآن که از دفتر کارم به خانه آمده‌ام و هنوز لباسِ منزل به تن نکرده‌ام و پای نوشتنِ این یادداشت نشسته‌ام.

«علی‌رضا»ی عزیزم!
از آن‌جا که به عنوانِ دبیرِ جشنواره، هر اتفاقی در جشنواره بیافتد، مسئولیتش با من است، مسئولیتِ این خطا را با تمامِ وجود می‌پذیرم. تو، نورِ چشمِ ما، هم‌زبانِ ما، عزیزِ ما و هنرمندِ تئاترِ ما هستی. باعثِ افتخار و آبروی ما هستی. من، خادم و خدمت‌گزار تو و همه‌ جوان‌های دیگرِ تئاترم. این‌جا و با صدای بلند از تو بابتِ این کوتاهی پوزش می‌خواهم ولی خدای من گواه است که هرگز نمی‌اندیشیدم ممکن است این خطای ساده را دیگران به چه تعبیر کنند؟

به تمامِ جامعه‌ تئاتر پیش‌تر عرض کرده بودم که خطِ قرمزِ انجمنِ هنرهای نمایشی، آبرو و اعتبارِ و حیثیتِ هنرمندان است. من پیش از آن که خادم و نوکر شما باشم، در میانتان زیسته‌ام، با شما نفس کشیده‌ام، با شما خندیده‌ام و با شما گریسته‌ام. من منتقدی از میانِ شما هستم که پیش‌تر زبانِ تندی برای نقدِ کاستی‌های تئاتر داشت و حالا این میزِ ریاست اگر بخواهد جلوی زبانم را بگیرد، برایم به اندازه‌ی آبِ دهانِ بزی ارزش ندارد.

من این شهامت را داشتم که سهمِ اشتباهِ خویش را بپذیرم و شجاعانه در برابرِ جامعه بایستم و تا کمر در پیش‌گاهِ ولی‌نعمتانم، سر خم کنم و عذربخواهم. حسابِ خطای مسئولانِ دیگر و شهامتشان اما با وجدانِ خودشان است.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: