• چهارشنبه ۱۱ مهر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۱
  • دسته بندی : اقتصادی
  • کد خبر : 977-4684-5
  • خبرنگار : 15286
  • منبع خبر : ----

وقتی دلال دلار گریست؛

روایت ایسنا از روز ضرر...

قصه‌ی ارگ و دلار همچنان ادامه دارد و این بار چندان حال خوشی را برای دلالان روایت نمی‌کند، روز سیاه بازار دلار مشهد علی‌رغم مقاومت معامله‌گران با افت قیمت مواجه بود، حال و هوای کوچه ثبت پس از مدت‌ها تغییر کرده بود، دیگر خبر از سود نبود، همه «ضرر» می‌کردند.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، گهی پشت به زین و گهی زین به پشت؛ بهترین تعبیری است که می‌توان برای 24 ساعت گذشته حوادث کوچه ثبت خیابان ارگ مشهد به کار برد. این‌بار مغمومین دلال‌های دلار بودند و مسرورین مردم رهگذر خیابان‎ که گاهی با پوزخند جماعت در تکاپو را همراهی می‌کردند.

«ما که بدبخت شدیم» ترجیع‌بند تمام سخنان بود، محیط عصبی کوچه ثبت صبح 10 مهر را در انفعال مطلق شروع کرد. قیمت‌ها چندان باب میل معامله‌گران نبود و جز آنان که پشیمان گشته‌بودند کسی معامله نمی‌کرد.

بزرگانشان هربار به روی سکوها می‌رفتند و قیمت‌ها را فریاد می‌زدند، از 12200 تومان شروع کرد و تا 12800 رسید اما کسی توجهی نمی‌کرد. کوچکترین واکنش در حد زمزمه با هجمه عظیم روبه‌رو می‌شد و بیم آن می‌رفت که کار به ضرب و شتم نیز کشیده شود.

نرخ دلار هرات و سلیمانیه که منتشر شد، مشخص می‌شود روال دیشب ادامه خواهد داشت. ساعت 11 گویی صور «یوم‌الحسره» دمیده خواهد شد. می‌گویند که اگر معاملات تهران آغاز شود، نرخ به یازده تومان خواهد رسید. به همه می‌گویند که چه خواهد رخ داد و بیم خسران در گوش‌ها می‌پیچد.

از سویی دلالان مدام در تلاش‌اند که نرخ بالا بماند و حربه‌ای جز خرید با حجم و قیمت بالا باقی نمانده است. از 14 هزارتومان و خرید نقدی صحبت به میان می‌‌آید و کمی فروشندگان مجاب به فروش می‌شوند اما رکود همچنان حکم‌فرماست.

مانند روزهای گذشته دلالان خرید اندک انجام نمی‌دهند، کسی زیر 3 هزار دلار مایل به انجام معامله نیست و برخی تا 20 هزار دلار نیز خریداراند. در این بین آنچه جلب توجه می‌کند، حضور معامله‌گران خارجی است. افرادی که به زبان فارسی و عربی مسلط‌‌ اند و دلار و «عراقی» گردشگران عراقی را می‌خرند؛ آن هم به قیمتی پایین‌تر از نرخ معمول و این اقدام دلیلی جز هراس از افت شدید قیمت و ناآشنایی گردشگران ندارد.

جمعیت تا نزدیکی ساعت 10:30 آنقدر افزایش می‌یابد که به ناچار به حریم آسفالت کوچه تجاوز می‌کنند. روی پله‌ها و سکوهای بازار مرمر نیز پر از جمعیت است، افرادی که گویی بیشتر تماشاچی‌اند تا اینکه دنبال معامله باشند. گاهی لبخند می‌زنند و گاهی سوال از قیمت می‌پرسند و با ذوقی عجیب از افت قیمت مشعوف می‌گردند.

افزایش جمعیت، پارکبان‌ها و ماموران راهنمایی و رانندگی را به کوچه ثبت می‌کشاند. برای خودروهای پارک‌شده در کوچه جریمه می‌نویسند و مجبور به خروجشان می‌کنند. تنها موتورسیکلت‌ها باقی می‌مانند. اندکی بعد دو خودروی پلیس چسبیده به هم راه ورودی به کوچه را سد می‌کنند و از روزنه باقی‌‍مانده تنها موتورسیکلت می‌تواند عبور کند. پس از این جمعیت کوچه را به طور کامل تسخیر می‌‌کند.

در میان وانفسای دلالان، اما دیروز، روز خوب شغل‌های جانبی کوچه ثبت است، چای دارچینی، سمبوسه، ساندویچ کالباس و اولویه حسابی پرطرف‌دار است و فروشندگان نیز راضی‌اند. می‎‌گویند بهترین روز کارشان بوده است.

برای همه جای سوال است که چه شده چنین نرخ دلار دچار افت شده است. قریب به اتفاق تقصیر را به گردن دولت می‌اندازند و می‌گویند افت قیمت و تلاش روانی صورت گرفته نیز حربه‌ای برای بازگرداندن دلار به دست دولت است.

آرام آرام نرخ دلار به رغم تلاش دلالان در کانال 12 هزارتومان آرام می‌گیرد. پیش‌آهنگان مجبورند که قیمت خود را از 14 تومان به 13 هزارتومان و اندکی در 12 هزارتومان کاهش دهند. چنین که می‌شود غم به چهره‌ها می‌دود، حال و هوای کوچه ثبت عصبی‌تر از صبح می‌شود. پناه افراد پله‌های بازار مرمر می‌شود تا شاید سیگار و چای مجال فکر کردن به آنان بدهد.

حوالی ساعت 11:45 چهار موتور یگان امداد نیروی انتظامی وارد خیابان می‌شود، ترس از دستگیری نیز به جان جمعیت می‌افتد اما مثل هفته گذشته خبر از دستگیری نیست. حضوری که صرفا به دنبال آن است که جمعیت سر به شورش نزد.

هر چه از نیم‌روز می‌گذرد، کلافگی و عصبانیت از شدت معاملات می‌کاهد. حضور نیروهای پلیس و به نظاره نشستن آنان، ترس از «مامور» بودن معامله‌گران را به جان فروشندگان دلارهای خانگی می‌اندازد. هر ساعتی که می‌گذرد بر خسران افراد می‌افزاید. نرخ به کانال 11 هزارتومان وارد می‌شود.

اوضاع صرافی‌ها نیز از روال روز مستثنی نبود، تعدادی از صرافی‌ها فعال نبودند و مابقی نیز از خرید و فروش خودداری می‌کردند، مقابل هر صرافی جمعیتی حضور داشته و تنها کار مفید صرافی‌ها اعلام نرخ به دلالان بوده تا بتوانند با قیمتی بیشتر از کوچه ثبت آن را به فروش برسانند.

بیش از هر چیزی، صرافی‌ها بی‌ثباتی را دلیل انفعال خود اعلام می‌کنند: «هیچ نرخی معلوم نیست، چرا باید بفروشم و بخرم؟ دیروز با شش نرخ خرید و فروش داشتم، کجای دنیا اینطوریه؟».

از مسئول صرافی در مورد علت این آشفته‎‌بازار می‌پرسم: « نقدینگی دست مردم. باید دوباره این پول به سیستم بانکی برگرده، بانک مرکزی باید سود بانکی رو دوباره افزایش بده وگرنه این پایین اومدن‌ها موقتیه... ».

«بانک مرکزی خیلی وقته بازار رو رها کرده... چرا نظارتی نداره؟ دست هرکسی که نمیشه دلار داد، یه نیازی باید باشه دیگه. تو فروردین صرافی‌ها به هرکسی خواستن دلار دادن... مسافر خب نیاز داره و مشخصه، برای دیگران هم باید مشخص باشه چرا دلار میخوان».

در حین پرس‌وجو مدام از پیشخوان نرخ به اطلاع پرسش‌گران می‌رسید و شاید در عرض 5 دقیقه قیمت خرید و فروش نزدیک به هزارتومان کاهش داشت. گویی صرافی‌ها نیز ناگزیر به کاهش قیمت‌اند. دیروز، روز برد نبوده و نخواهد بود.

روز سخت و سیاه بازار دلار مشهد، بی‌تلفات نبود و مرگ نیز به خود دید. البته هیچ معلوم نیست که روند افت نرخ دلار تا کجا ادامه خواهد داشت و خیز دوباره‌ای در انتظار خواهد بود یا خیر، اکنون فرصتی دوباره برای کنارگذاشتن رویکردهای غلط هم برای ملت و هم برای دولت فراهم آمده است. منفعت‌‎های لحظه‌ای در لحظه نیست می‌شوند و بی‌تدبیری به طرفة‌العینی کشور را به وادی آشوب و بحران می‌برد؛ چیزی جز آرامش و ثبات منفعت‌های خرد و کلان را هویت نمی‎‌بخشد.

علیرضا میردیده، خبرنگار ایسنا-منطقه خراسان

انتهای پیام

اخبار مرتبط

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: