• سه شنبه ۲۹ آبان ماه، ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 978-13987-5
  • خبرنگار : 15303
  • منبع خبر : ----

/کتاب و کتاب‌خوانی/

نویسنده «نغمه‌هایی از پشت دیوار»:
بیان روایتی تلخ و عریان از حقیقت زندان/زندان شخصیت اصلی این کتاب است

نویسنده کتاب نغمه‌هایی از پشت دیوار گفت: کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» صرفا یک اثر ادبی نیست؛ من ‌روانشناس هستم پس باید اطلاعات روانشناسی‌ام را هم منتقل کنم و ‌چون قصد داشتم تقریبا در قالب دو صفحه مطلبی را بیان کنم باید سریعا شخصیت‌ را معرفی می‌کردم. 

‌آرش رمضانی در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه خراسان، در مورد نگارش کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» اظهار کرد: این کتاب ناظر بر تجربه‌ی واقعی کاری من در یک ‌زندان در استان خراسان، زندانی مخصوص جرایم‌ مواد مخدر، تولید، توزیع و‌مصرف بوده است.
 
وی افزود: مدتی کمتر از یک ‌سال در زندان کار کردم و بعد از خروج احساس کردم ‌که چه تجربه‌ی ویژه‌ای بوده است و تصور می‌‌کردم که همه در زندان از زندان‌بان گرفته تا مددکار باید شوک زده باشند از این همه فلاکت انسان‌ها و شرایط مختلف زندگی این افراد اما در کمال تعجب متوجه شدم که همه خودشان را با این قضیه تطبیق داده‌اند.

این نویسنده خاطرنشان کرد: احساس کردم برای برخی مسئولان زندان سرنوشت زندانی اهمیتی ندارد و به راحتی زندگی زندانی‌ها، هیچ انگاشته می‌شود.

رمضانی تشریح کرد: بسیار به این ‌مسئله فکر کردم و دیدم اکثر کتاب‌هایی که خوانده‌ام از درون زندان ‌توسط کسانی ‌که یا زندانی بوده‌اند، یا زندان‌بان نوشته شده است و کتابی که توسط روانشناس یا پزشک‌ زندان نوشته شده باشد به چشم من نخورده است. برای مثال کتاب‌ «ورق پاره‌های زندان» بزرگ علوی و در حوزه‌ی نظریه‌ای بعد از انقلاب کتاب «دنیای بسته» دکتر عمادالدین باقی هم بسیار با ارزش هستند.


خواستم صدای زندانیانی باشم که صدایی ندارند

وی عنوان کرد: من در زندان به صورت اجباری پلی بین زندانی و زندان‌بان بودم و بعد از این‌که از زندان بیرون آمدم فکر کردم ‌که می‌توانم صدای افرادی باشم که صدایی ندارند، چرا که در ایران کمتر از یک درصد از زندانیان سیاسی هستند اما بیش از ۹۹ درصد اخبار به آن‌ها مربوط است و بند آن‌ها نسبت به دیگر بندها بهترین امکانات را دارد. 

این نویسنده اضافه کرد: وضعیت در زندان‌های ما رضایت بخش نیست چرا که زندانی که وارد بخشی از زندان می‎شود تقریبا 14 روز زمان می‌برد که بتواند وارد یکی از اتاق‌های زندان شده تا تختی برای تصرف داشته باشد که آن هم شاید با یک قدرت‌نمایی یا پارتی ممکن است اتفاق بیافتد. 

آرش رمضانی تشریح کرد: نگارش کتاب را شهریور ماه 96 با نوشتن تک داستان‌های شخصیت‌ها و رویدادهایی که در زندان وجود داشت شروع کردم؛ ‌مهم‌ترین شخصیت کتاب خود زندان است و من کاملا به زندان در این کتاب شخصیت داده‌‌ام و می‌توانیم حضور نامرئی و دائمی زندان در همه‌ی بند بند داستان‌های کتاب را حس کنیم.

وی ادامه داد: نگارش کتاب در دی ماه به اتمام رسید، به همین خاطر با چند نویسنده مشهدی مشورت کردم و به این خاطر که کار اول من بود، خواستند که 100 داستان بنویسم تا آن‌ها 50 داستان را انتخاب کنند؛ 63 داستان نوشتم و آن‌ها نتوانستند چیزی از داستان‌ها را کم کنند حتی از من خواستند که تعداد داستان‌ها را افزایش دهم اما من این کار را نکردم چرا که نمی‎خواستم حجم کتاب زیاد شود پس کتاب من شامل 60 داستان در قالب 200 صفحه شد.

نویسنده کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» ابراز کرد: کتاب دی ماه برای انتشارات و بعد از آن برای ارشاد فرستاده شد، ارشاد سه غلط به کتاب گرفته بود که من هر سه را اصلاح کردم.

وی گفت: من می‌توانستم کتاب را به چند روش بنویسم برای مثال یکی از شخصیت‌ها را انتخاب کنم و زندگی‌اش را از کودکی تا زمانی که به زندان افتاده است روایت کنم، حتی به این قضیه فکر کردم و بین شخصیت‌ها به دنبال این آدم بودم اما چون در زندانی که من در آن کار می‌کردم از بین 800 زندانی تقریبا با 500 نفر در ارتباط بودم و از زندگی آن‌ها اطلاع داشتم به این نتیجه رسیدم که دیگران حیف می‌شوند.

این نویسنده ادامه داد: یا می‌توانستم مانند بزرگ علوی پنج داستان از زندگی پنج نفر را به طور کامل و طولانی در تعداد صفحات بیشتری روایت کنم اما به این دلیل که این اتفاق قبلا رخ داده بود بزرگ علوی هزارها بار این کار را بهتر از من انجام داده است پس از جذابیت کار من کاسته می‌شد.

رمضانی افزود: پس به این نتیجه رسیدم که تمام 400 شخصیتی که در زندان با آن‌ها در ارتباط بودم و تقریبا 200 رویداد زندان را در ذهنم ترسیم کردم و تعدادی از شخصیت‌ها، رویدادها و تجربه‌های زندگی‌ام را هم به داستان وارد کردم و خودم را به نوعی با این مسائل آغشتم و از داخل این همه قضایا 40 روایت و شخصیت را نوشتم که حقیقت دارند. 


به واقعیت کاملا وفادار بودم

وی متذکر شد: شما اگر این کتاب را رو به روی کسی که دو روز در زندان بوده بگذارید واقعیت و درست بودن ماجرا را تایید می‌کند ولی اگر به دنبال یک‌ شخصیت این ‌کتاب عالم را زیر و رو کنید آن شخصیت را پیدا نخواهید کرد. 

این نویسنده عنوان کرد: اسامی به هیچ ‌وجه واقعی نیستند چرا که آبروی آدم‌ها برایم مطرح است، اما اسم‌ها را برای این‌که بتوانم در ذهنم کد گذاری کنم شبیه به واقعیت انتخاب کردم برای مثال شخصیت تکرار شونده داستان سید‌موسی است که در واقعیت وجود داشته اما نه به این نام.

رمضانی در مورد این‌که داستان این کتاب ادامه خواهد داشت؛ گفت: در مورد زندان، دیگر چیزی برای گفتن ندارم و این‌ مجموعه ادامه دار نخواهد بود و به عنوان‌کسی که مدتی در زندان‌ کار کرده است چیز جدیدی برای گفتن ندارم شاید در بهترین‌ حالت بتوانم چند داستان اضافه کنم اما داستان‌ها به همین شکلی که در کتاب آمده کلیت را بیان خواهند کرد. 

وی خاطرنشان کرد: چیزی که در این کتاب مورد پسند من بود شخصیت‌هایی هستند که اسم ندارند و از لحاظی که ترکیب ویژه‌ای دارند برای من از اهمیت خاصی برخوردارند.
 
این نویسنده مطرح کرد: چهار نامه در کتاب وجود دارد که متاسفانه دیده نشده است اما رمان‌خوان‌های حرفه‌ای با آن‌ها ارتباط برقرار کرده‌اند، تقی‌زاده نویسنده که روی نامه‌ها بسیار نظر مثبت داشت و فرهاد جعفری پیشنهاد کرد که نامه‌ها را به ۴۰ نامه افزایش دهم و‌در کتابی جدا به چاپ برسانم.

رمضانی ادامه داد: نامه‌ها بسیار ویژه هستند اما به این ‌دلیل تا الان به آن‌ها توجه نشده چرا که طریقه‌ی نوشته شدن آن‌ها به شدت با تم ‌کتاب متضاد هستند؛ تم‌ کتاب یک زبان آسان و روان با کلمات ساده، ساختارمند و احساسی با اشاره‌های علمی و ادبی دارد در حالی که نامه‌ها خط زمانی ندارد. خواندن‌نامه ها سخت است چرا‌که از قرار معلوم ‌یک‌روان پریش آن‌ها را نوشته است.

وی ابراز کرد: لزومی نمی‌بینم در مورد این‌که چه مقدار این نامه‌ها واقعی و یا بافته‌ی ذهن‌ من هستند صحبت کنم چرا که این‌نامه‌ها می‌تواند تنها بخشی از کتاب باشد که به صورتی دیگری ادامه پیدا کند، نامه‌ها ‌برای من بخش بسیار پراهمیتی است چرا که زمان زیادی برای آن‌ها صرف کرده‌ام و رمان‌خوان‌ ‌حرفه‌ای با نامه‌ها ارتباط لازم را گرفته است. 

نویسنده کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» مدعی شد: نامه‌ها معادله‌ی پیچیده‌ای را در داستان طرح ‌می‌کند و در داستان دیگری این ‌معادله باز می‌شود و ‌کسی را ندیده‌ام ‌که بتواند این مسئله را پیدا کند؛ نامه‌ها ادعایی دارد و‌چیزی را می ‌گوید و دارای شخصیتی است که در داستان دیگری مشخصا به آن اشاره می‌شود.

‌آرش رمضانی عنوان کرد: توقعی ندارم که کسی این رابطه را پیدا کند، من محمود دولت‌آبادی نیستم که هزاران طرفدار داشته باشم که کارهایم را با ذره‌بین و دقت مطالعه و دنبال کنند اما اگر کسی بتواند این رابطه‌های پیچیده را پیدا کند خوشحال می‌شوم. 

وی اضافه کرد: سعی کرده‌ام برخی از شخصیت‌ها را تکرار کنم و در داستان‌های دیگر نقشی به آن‌ها بدهم تا پردازش شخصیت بیشتر شود و سعی کرده‌ام نکته‌ها و نقاط اساسی شخصیت‌ها چه داخل زندان و چه آن‌هایی را که از بیرون وارد داستان کرده‌ام را مطابق با گفت‌وگویی که با آن‌ها داشته‌ام روایت کنم، مانند مسائلی که زندگی آن‌ها را به دو بخش قبل از بدبختی و بعد از بدبختی تقسیم کرده است.

این نویسنده خاطرنشان کرد: سعی کرده‌ام نکته‌ی حیاتی در زندگی افراد را پیدا کنم و گره آن را باز کنم و کل شخصیت‌ها را از نگاه آن نقطه و نکته در زندگی فرد بررسی کنم تا بتوانم همه‌ی شخصیت‌ها را پردازش کرده و در داستان بیان کنم.

رمضانی افزود: بازخوردی که در حال حاضر از مخاطب گرفته‌ام کاملا مثبت بوده است که بسیار بابت آن خوشحال هستم؛ نقدهایی هم که به کتاب شده عموما نقدهای ویراستاری بوده که کاملا به جا بوده‌اند و غیر از آن افراد با محتوای کتاب ارتباط برقرار کرده‌اند، حتی افراد سخت‌گیری مانند فرهاد جعفری که به گفته‌ی خودش کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» بعد از 10 سال اولین کتاب یک نویسنده ایرانی بوده که تمام آن را خوانده است، یا سرگلزایی که روانپزشک ‌معروفی است بعد از دیدن ‌نوشته‌های من در مدت زمان کوتاه چند ساعته مقدمه‌ی کتاب را برایم نوشت.

وی در مورد اظهار نظر  بنیان‌گذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان گفت: عمادالدین باقی روز رونمایی از کتاب مدعی شد که فکر نمی‌کرده که این اثر نوشته یک فرد 30 ساله باشد، این حرف نشان دهنده‌ی لطف او به من است. 


حقیقت را به تلخ‌ترین و گزنده‌ترین شکل بیان کردم

نویسنده کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» گفت: به هیچ وجه تلخی داستان را عسل مالی نکردم و حقیقت را به تلخ‌ترین و گزنده‌ترین شکل بیان کردم و بعضی از داستان‌ها اساسی حال خواننده را خواهد گرفت چرا که حقیقت مطلق و عریان است. 

رمضانی مدعی شد: کاری که کرده‌اند این است که بخشی از افراد سطح جامعه که جرم‌ مسئله آن‌ها نیست و نگاه جمعی حاکم، که ما هم در آن شریکیم این مثال‌ها را از جلوی چشمان ما بر دارد، چرا که این آیینه ما است و نشان می‌دهد ما چه ساخته‌ایم؛ ما این افراد را جمع می‌کنیم یا در گرم‌خانه، زندان و یا تیمارستان حبسشان می‌کنیم و رسم این است کسی که ما را به خود ما نشان‌می‌دهد یا باید در زندان یا تیمارستان و یا گورستان حبس شود.
 
وی ابراز کرد: پیش از نگارش کتاب بسیار دقت کردم که آیا من روانشناسی هستم که مایلم خاطرات درمانی‌ام را بیان کنم؟ چرا که بسیاری از افرادی که دارای مقاطع عالی روانشناسی هستند نگاهی تجاری به نوشتن کتاب دارند و از آن برای پرزنت کردن خود استفاده می‌کنند، قصد من از نوشتن این کتاب به هیچ وجه همچین چیزی نبوده است اما من برای نوشتن این کتاب از «اروین د‌یالوم» یاد گرفتم  که بعد از عمری درمان در حال حاضر نویسنده‌ای حرفه‌ای است و این کتاب تنها گزارش علمی و اجتماعی نیست.

این نویسنده تاکید کرد: من سعی کرده‌ام‌ که در نوشتن کتاب از ترکیب روانشناسی و ‌نویسندگی استفاده کنم ‌و ‌قصد نداشتم صرفا یک ‌نگاه مکانیکی- درمانی داشته باشم؛ گزارشی از کارهایی که کرده‌ام نداده‌ام و نقش درمانی‌ام را اجرا کرده‌ام، اما این‌جا من کسی هستم که روانشناسی خوانده و  انسانی است که بابت این قضیه درد می‌کشد. 

وی افزود: تلخی‌های زندگی در این‌کتاب بزک نشده است، ما دو ‌دیدگاه در مورد مبنای هنر نمایش و‌ مبنای زندگی داریم، می‌گوییم زندگی کمدی است در معنای یونانی آن چیزی خوش پایان و ماجرای دیگر تراژدی است به معنی این‌که هر چه قهرمان به خودش فشار می‌آورد، می‌جنگد و ایثار می کند اما داستان خوش پایان‌نیست و انگار یک دست تقدیر از پیش این را نوشته و نقطه پایانی را تعیین کرده ‌و ‌باید از این نقطه‌ی پایانی عبور کنید.

نویسنده کتاب «نغمه‌هایی از پشت دیوار» مطرح کرد: در این کتاب زندان، زندان کوچکی است که مثالی از زندان بزرگ ‌است که من و شما در یکی از سلول‌های آن حضور داریم و الزاما داستان‌های کتاب، داستان‌های یک زندان در یک‌ شهرستان کوچک در بند شغال‌ها نیست چرا که بدترین‌های تمام بندها به بندی می‌آمدند که من آنجا بودم پس این زندان مثال بزرگ‌ از زندان و ‌زندانبانی است که در کتاب به اسم نادعلی‌زاده حضور دارد.

رمضانی ادامه داد: در کتاب‌های اروین یالوم یا حتی آلن دوباتن دو‌نفری‌که روانشناسی یا فلسفه را به زندگی ما می‌آورند، در چیزی که این دو نفر به ‌ما ارائه می‌کنند اعتراض وجود ندارد، آلن دوباتن به ما می‌گوید ‌که بفهم ‌که رسانه به تو دروغ می‌گوید اما توضیح نمی‌دهد که چه کسی این دروغ را برای رسانه می‌نویسد و معتقد است که نباید به حرف رسانه گوش کرد ‌و باید کتاب خواند؛ حال من ‌آگاه شدم و بعد از آن چه باید کنم؟ این افراد کسانی هستند ‌که به ما اعتراض را نمی‌آموزند.

وی مدعی شد: در این کتاب بسیار اعتراض کردم و تاکید داشتم بر معترض بودن و به خاطر برخی از اعمالی که حاکمان زندان انجام می‌دادند.

رمضانی گفت: در زندان یک ظلم شلخته‌ای برقرار است، سالن زندان خط‌کشی دارد و زندانی ‌ها باید در خط‌کشی مخصوص خودشان رفت‌وآمد کنند و نباید با نگهبانان چشم در‌چشم شوند، خط بعدی مخصوص رفت‌وآمد سربازها است و فضای باقی مانده از سالن که پنج برابر دو‌خط‌کشی قبلی است مخصوص نگهبان‌ها است که تعداد کمی هم نسبت به زندانیان دارند. 

وی ادامه داد: مشخصا این مسئله هم وجود دارد که هیچ‌کدام از زندان‌های ما اثر مثبت چندانی ندارند که نتیجه همین رفتارها در زندان است.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: