• پنجشنبه ۱۳ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۶
  • دسته بندی : علمی و آموزشی
  • کد خبر : 9710-7586-5
  • خبرنگار : 15219
  • منبع خبر : ----

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد:

زنان ایرانی 30 درصد اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها را تشکیل می‌دهند/ وجود رقابت نابرابر میان اساتید زن و مرد

عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه فردوسی مشهد گفت: طی آماری که در وزارت خانه وجود دارد تعداد اعضای هیئت علمی زن در کشور چیزی در حدود 30 درصد است و به نسبت فارغ التحصیلان مقطع دکتری خیلی کم است.

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان، دکتر اعظم انصاری در جلسه نقد و بررسی کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» که در معاونت فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی دانشگاه فردوسی برگزار شد، اظهار کرد: با وجود اینکه نزدیک به 60 درصد دانشجویان دختر هستند اما در قسمت اعضای علمی این اتفاق صورت نگرفته و این امر مخصوص دانشگاه فردوسی نیست و آماری که وزارت خانه ارائه می‌کند نشان می‌دهد چنین وضعیتی در کل کشور حاکم است. 

وی تشریح کرد: در جامعه مردان گفته می‌شود که رشته‌هایی مانند مهندسی برق، حقوق و ... قلمرو مردانه است و زنان نباید در این حوزه ورود پیدا کنند و لذا مقاومت در چنین رشته‌هایی بسیار بیشتر است. 

انصاری افزود: در کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» آمده که یکی از راهکارها برای شکست ساختار موجود این است که تعداد زنان در جامعه دانشگاهی افزایش پیدا کند و در ادامه عنوان می‌کند، بعضی رویکردهای فمنیستی در سال 1970 این است که حداقل 30 درصد از آن جامعه‌ای که می‌خواهد رویکردهای مردانه را بشکند و برابری جنسیتی ایجاد کند، باید زن باشد و حتی اروپائیان هم به این موضوع اهمیت می‌دهند و معتقد هستند.

مشاور رییس دانشگاه فردوسی در امور بانوان و جوانان گفت: در برنامه ششم توسعه آمده که تا پایان قانون برنامه ششم 30 درصد مدیریت در دستگاه‌های دولتی باید از آن زنان باشد اما نکته قابل توجه این است که باید این ظرفیت زنانه وجود داشته باشد تا بتوان گفت که باید 30 درصد زن باشند.

وی با اعلام اینکه در دانشگاه فردوسی تنها 127 عضو هیئت علمی زن وجود دارد که این تعداد 16 درصد اعضای هیئت علمی را تشکیل می‌دهد، ادامه داد: در دانشگاهی که 16 درصد اعضای هیئت علمی زن هستند چگونه ممکن است بدون ورود بیشتر اعضای علمی زن، 30 درصد زن باشند و اصلا این ظرفیت وجود ندارد و یکی از نقدهایی که به دولت دارم این است که اگر قصد دارند این تئوری‌ها را اجرا کنند راه این نیست که عنوان کنند 30 درصد مدیران زن شوند بلکه راه آن این است که عنوان شود حداقل 30 درصد از بافت جامعه باید زن باشند که بعد بتوانیم 30 درصد را مدیر انتخاب کنیم.

انصاری اذعان کرد: کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» پژوهشکده مطالعات فرهنگی – اجتماعی ترجمه کردند و باید گفت که بسیار مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و پژوهشکده هم خود را به عنوان بازوی فکری علوم معرفی کرده و در این راستا کتاب‌هایی را ترجمه کرده است.

مشاور ریاست دانشگاه فردوسی در امور بانوان و جوانان تصریح کرد: در واقع کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» تشکیل شده از چندین بخش که هر بخشی را یک زن پژوهشگر، محقق و معلم که در راستا آموزش عالی فعالیت داشته و تجربیاتی را به دست آورده، نگاشته است. 

وی افزود: در این کتاب از مناظر مختلفی مورد توجه قرار گرفته و افراد به عنوان استاد و یا پژوهشگری که تازه وارد گروهی شده تجربیات خود را بیان کرده و تجربیاتی از این قبیل در کتاب اشاره شده که بیشتر محور مطالعات هم جامعه آمریکا و مطالعاتی در زمینه سوئد وجود دارد که زنان در آن جامعه بسیار تحصیل کرده هستند و در رده مشاغل بالا به اصطلاح عوام راه پیدا کردند، مباحثی عنوان شده است.

وی بیان کرد: نکته جالبی که در این کتاب وجود دارد این است که هر زمان زن دانشگاهی (منظور فردی که عضو هیئت علمی دانشگاه است و در کسوت آموزش قرار دارد) صفحه به صفحه  کتاب را می‌خواند با خود می‌گوید که دقیقا این عمل و حرکت را تجربه کردم و نکته جذاب آن این است که با توجه به اینکه این کتاب تجربه آمریکا و کشور سوئد است تصور می‌کنیم که کاملا مشکلات، دغدغه‌هایی که دارند با ما متفاوت است اما خیلی شبیه به آن چیزی بود که بنده به عنوان زن دانشگاهی و دیگر همکاران در دانشگاه مشهد تجربه کردیم.

انصاری عنوان کرد: در بخش 9 کتاب، نمای آماری از وضعیت گذشته و حال زنان در دانشگاه‌های آمریکا را نشان می‌دهد که زنان در گذشته وضعیت مناسبی نداشتند و زیر 20 درصد جمعیت آن‌ها از دانشجویی تا هیئت علمی بود، اما در سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی داشتند. نکته قابل توجه این است که گفته می‌شود «اگرچه در آمار اتفاق افتاده که پیشرفت داشتیم اما در جایگاه تغییر چندانی صورت نگرفته است» بدین منظور که تحصیلات افزایش پیدا کرده اما جایگاه‌ها زیاد دست نخورده است.


وی اضافه کرد: اگر در این دانشگاه هم توجه کنید اولا نسبت زنان دانشیار و استاد تمام نسبت به آقایان  تفاوت بسیار فاحشی دارد؛ بدین معنا که بیشتر زنان در طبقه پایین به لحاظ رتبه‌بندی علمی اساتید هستند و مشخص است که در هرم قدرت دانشگاه، دانشیاران و استاد تمام‌ها هستند که تصمیم‌ گیرنده‌های نهایی هستند و خیلی تاثیرگذاری بر روی نحوه اداره دانشگاه دارند.

وی تصریح کرد: نکته دیگر کتاب در بخش مدیریتی است که در بخش مدیریتی دانشگاه هم چون بحث استاد تمام، دانشیاری و عوامل دیگر مطرح است و مشاهده می‌کنید که در عوامل فرهنگی اجتماعی درصد بانوان نسبت به آقایان بسیار پایین است و تفاوت زیادی وجود دارد و آمریکا هم در چنین وضعیتی قرار دارد.      

عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه فردوسی مشهد خاطر نشان کرد: به نظر بنده نمی‌توانیم علوم مختلف را رتبه‌بندی کنیم و بگوییم که علم پزشکی از دیگر علوم و یا برعکس بیشتر است و می‌دانیم که بین عموم مردم و حتی میان دانشجویان، رشته‌های دانشگاهی یک سطحی دارند، به عنوان مثال سطح مهندسی برق از رشته مهندسی کشاورزی بالاتر است و یا سطح حقوق از رشته کتابداری بالاتر است اما واقعا این‌گونه نیست و در کتاب گفته می‌شود که «در آمریکا و اروپا به این صورت است و زنانی که به مراتب مدیریت رسیدند در رشته‌هایی هستند که به اصطلاح در سطح پایین‌تری قرار دارند» و مشاهده می‌کنیم که در دانشگاه‌های ایران هم این‌گونه است.


وی اظهار کرد: مطلب دیگری که در کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» وجود دارد، نویسنده به این نکته تاکید دارد که صرف تغییر در آمار، کاری را از پیش نخواهد برد و یا اینکه تعداد را هم افزایش دهید راهگشا نخواهد بود مگر اینکه تغییر در ساختار و نهاد اتفاق بیافتد و واقعیت این است و تاکیدی که دارند می‌گویند بازنگری در دروس شود و بعضی دروس برنامه‌ریزی‌ها و متن آن‌ها مردانه است به عنوان مثال، در آمریکا برای رشته‌های ورزشی سرفصل‌ها و محتوای درسی همه در راستای ساختار بیولوژیکی مرد نوشته شده و توجهی به زن نشده است.

وی بیان کرد: در رشته‌های علوم انسانی، یکی از نکاتی که مغفول ماند این بود که در محتوای دروس توجه به زنان اهمیت پیدا نکرد و طی بازنگری که در رشته حقوق انجام شد، هیچ درسی با عنوان حقوق زن نداریم و تنها یک درس حقوق خانواده وجود دارد که در آن تعهدات و تکالیف زن به عنوان فقط همسر نسبت به مرد عنوان می‌کنند اما برای شخص زن بدون اینکه آن نقش محوری باشد هیچ پیش بینی نشده است.

 رقابت نابرابری میان اساتید زن و مرد وجود دارد

انصاری خاطر نشان کرد: موضوعی که در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا وجود دارد کما اینکه در ایران هم دیده می‌شود، رقابت جدی اعضای علمی زن و مرد بر سر منابع پژوهشی و امتیازات و ترفیعاتی است که گرفته می‌شود، از نظر بنده این رقابت نابرابر است و در کتاب آمده است که «زنان در کنفرانس‌ها باید خیلی گوشه‌گیر باشند و صحبت نکنند و این مرتب اعتماد به نفس زن را کم می‌کند» و در جامعه دانشگاهی ما این گونه است و زن نمی‌تواند پیشرفتی که مرد داشته را داشته باشد.


وی تصریح کرد: نکته دیگر جنگ بر سر طرح‌های پژوهشی است، دانشگاه‌ها به این سمت رفتند که امتیازات اعضای هیئت علمی بر مبنای آن اعتبارات پژوهشی است که در خارج از دانشگاه انجام می‌شود و در این‌جا هم رقابت نابرابری بین زنان و مردان وجود دارد که نهادهای بیرون از دانشگاه که برای طرح‌های پژوهشی قصد دارند ایده‌ای را مطرح کنند، عادت دارند با مردها صحبت کنند و مانع دوم زن این است که خیلی از روابطی که برقرار و بعد منتهی به گرفتن طرح‌های پژوهشی می‌شود، مردان می‌توانند اما زنان نمی‌توانند داشته باشند و در کتاب می‌گوید که «زنان آمریکا هم با این چالش روبرو هستند».


عضو هیات علمی گروه حقوق دانشگاه فردوسی مشهد خاطر نشان کرد: پیشنهاداتی که در کتاب «زنان در آموزش عالی؛ تغییر توانمندساز» آمده این است که سکنی گزینی کنید بدین معنا که در دانشگاه جمع‌هایی را تشکیل دهید که زنان با یکدیگر تجربیات خود را تبادل کنند تا به تدریج قدرتمند شوید. نقدی که بر کتاب دارم این است که خیلی با خانم‌ها کار کردن راه به جایی نمی‌برد و به نظرم باید همکاران مردی را که این ساختار را قبول ندارند جذب کنیم و راه موفقیت زن‌ها در شکستن این ساختار، پیدا کردن همکاران مردی است که با این ساختار موافق هستند و در دانشگاه فردوسی هم جمع زنان در کنار یکدیگر خوب است اما به شرطی که مردان را هم از مشارکت در این نشست‌ها کنار نزنند.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: