• شنبه ۲۲ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۰
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 9710-11387-5
  • خبرنگار : 15303
  • منبع خبر : ----

داستان عکاسی یک استاد؛

آن کودک متحیر سالن دودگرفته سینما

فرامرز عامل بردبار را همه می‌شناسند اگر در دو دهه اخیر حتی یک‌بار در یک رویداد مهم خبری استان حضور داشته‌اید حتما چهره او را که با جدیت و دقت خاصی عکاسی می‌کند به خاطر سپرده‌اید مردی که در حوزه عکاسی مورد احترام همگان است؛ دبیر سرویس عکس روزنامه قدس که چند روز پیش بازنشسته شد تا به قول خودش بتواند بیش از پیش آن‌گونه که دوست دارد عکاسی کند. در ادامه بخش اول گفت‌وگوی مفصل ایسنا با این عکاس پیشکسوت را می‌خوانید.

دبیر عکس پیشین روزنامه قدس در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه خراسان؛ در پاسخ به سوالی در خصوص علت گرایش خود به عکاسی آن هم در دوره‌ای که عکاسی رشته‌ای به مراتب خاص‌تر از امروز به شمار می‌رفت؛ اظهار کرد: علاقه من به عکاسی از دوران کودکی شروع شد دوره‌ای که به سالن سینما می‌رفتم و با شگقتی به مسیر نور آپارات که به پرده نقره‌ای می‌رسید خیره می‌شدم.

عامل بردبار بیان کرد: یک علاقه ناخودآگاه از کودکی در ذهن من وجود داشت، زمانی که به سینما می‌رفتم حجم دود سیگار به حدی زیاد بود که مسیر پروژکتور تا پرده با واسطه‌ی دود دیده می‌شد و این مسئله برای من بسیار زیبا بود و حس بسیار خوبی برای من داشت.

این مدرس رشته عکاسی عنوان کرد: تمام پول توجیبی‌های دوران کودکی من صرف این می‌شد که یا به سینما بروم و محو جادوی سینما شوم یا به یکی از بچه‌های محل می‌دادم که برایم نگاتیوهای برش خورده‌ای را که پیدا کرده بود با نور یک چراغ کوچک روی دیوار بیندازد و من باز متحیر این تصاویر و نگاتیوها و داستان‌هایشان شوم.


وی افزود: بزرگتر که شدم در کانون فکری کودکان و نوجوانان با آقای حیدرنژاد که کارگردان سینما هستند آشنا شدم که کمی من را با عکس نزدیکتر کرد، فرصت پیدا نکردم که عکاسی را جدی دنبال کنم اما همیشه درگیرش بودم و اگر به دوربین دسترسی پیدا می‌کردم دوست داشتم که عکاسی کنم و علاقه من بین بازیگری تئاتر و عکاسی هنوز مشخص نبود.

این عکاس پیشکسوت مطرح کرد: سال 67 مسابقه‌ی عکاسی با موضوع پارک ملت زیر نظر مرتضی لطفی برگزار شد و من برای اولین بار در سن 16 سالگی در این مسابقه عکاسی کردم و رتبه کسب کردم و این جا بود که این حس در من به وجود آمد که من در عکاسی می‌توانم موفق باشم.

بردبار عنوان کرد: در دوران سربازی هم مدتی در سمعی و بصری با دوستانی که کار تصویر می‌کردند همکاری کردم و بعد از دوره‌ی یک ساله فیلم‌سازی را در سینمای جوان گذراندم و شبانه روز عکاسی را دنبال می‌کردم و کمتر فرصتی پیش می‌آمد که دوربین را رها کنم.

وی گفت: به پیشنهاد یکی از دوستان برادرم و اصرار خانواده‌ام در آزمون استخدامی روزنامه قدس ثبت‌نام کردم اما به دلیل هم‌زمان بودن این آزمون با جشنواره سینما جوان در تهران در این آزمون شرکت نکردم اما بعد از این‌که از تهران به مشهد آمدم از دفتر روزنامه با من تماس گرفتند و از من خواستند که دوباره در آزمون آن‌ها شرکت کنم و من هم پذیرفتم و آن جا بود که بلافاصله بعد از آزمون به واسطه بیشترین پاسخ درست در امتحان به استخدام روزنامه درآمدم و از من خواسته شد که به عنوان عکاس با آن‌ها همکاری کنم که این همکاری تا به امروز هم ادامه داشته است.

بردبار در خصوص مهم‌ترین رویدادی که عکاسی کرده است خاطرنشان کرد: هر جا که برای عکاسی برای روزنامه فرستاده می‌شدم بسیار برای من لذت بخش بود. اوایلی که وارد روزنامه شده بودم تصور می‌کردم که اگر با دوربین روزنامه عکاسی کنم عکس‌هایم خراب می‌شود به همین دلیل فقط با دوربین خودم این کار را انجام می‌دادم و محمد چرم‌ساز بود که من را راهنمایی کرد که عکاسی با دوربین‌های روزنامه هم راحت‌تر است و هم عکس‌های بهتری می‌توان گرفت و حقیقتا همین‌طور هم بود.


وی ادامه داد: اولین مصاحبه من با یک پیشکسوت کشتی بود که در حال حاضر در قید حیات است و اولین اعتراض به عکس‌های من از این جا آغاز شد و آن اعتراض این بود که چرا من در حالت‌های مختلف از سوژه عکاسی می‌کنم و آن‌ها معتقد بودند که زمانی باید از سخنران عکس گرفته شود که چهره‌ای آرام دارد و این دقیقا با چیزی که در ذهن من بود و من مطالعه کرده بودم؛ تفاوت داشت.

این عکاس افزود: من تلاش کردم که آن‌ها را قانع کنم اما این مسئله به یک چالش بین من و خبرنگاران تبدیل شده بود؛ اما به مرور زمان این اتفاق افتاد و من توانستم نشان دهم که عکس‌ها مدل دیگری هم می‌توانند باشند.

این استاد عکاسی گفت: دوست داشتم اوقاتی که در روزنامه کاری نداشتم با دوربینم از اتفاقات کوچه و بازار و مردم عکاسی کنم و این علاقه من به عکاسی مستند را نشان می‌دهد و اگر قرار باشد بین عکاسی خبری و مستند اجتماعی یکی را انتخاب کنم قطعا عکاسی مستند اجتماعی را انتخاب می‌کنم.


گذار از آنالوگ به دیجیتال و انقلاب در عکاسی خبری

وی ادامه داد: عکاسی خبری رابطه مستقیمی با زمان دارد و دوربین دیجیتال باعث دیده شدن عکس‌های خبری شد، چطور می‌توانستم با دوربین آنالوگ عکس‌های قطار نیشابور را در ساعات پایانی شب برای خبرگزاری‌های دنیا ارسال کنم تا آن‌ها بتوانند از این عکس‌ها استفاده کنند؟

این عکاس ادامه داد: با تمام علاقه‌ای که به دوربین‌های آنالوگ دارم به عنوان یک عکاس خبری معتقدم که دوربین‌ دیجیتال فقط به عکاسی خبری خدمت کرد اما به عنوان یک عکاس مستند اجتماعی هنوز هم دوست دارم با نگاتیو عکاسی کنم.

فرامرز بردبار متذکر شد: یکی از مشکلات ما با عکاسی در مورد عکاسی از تولیت فقید آستان قدس اتفاق افتاد چرا که برخی مسئولین سابق آستان قدس معتقد بودند که زمانی باید عکس گرفته شود که چهره ایشان کاملا آرام باشد اما عکس‌های من با چیزی که آن‌ها می‌خواستند متفاوت بود و در این موقعیت‌ها مجبور می‌شدم که دو مدل عکاسی کنم.

وی اضافه کرد: در دوران عکاسی حرفه‌ای من 60 درصد از عکس‌هایی که مورد پسند من بود در روزنامه چاپ نشد و این مسئله تا زمانی ادامه پیدا کرد که قدس آنلاین به وجود آمد.

این عکاس ادامه داد: چاپ عکس‌هایی که خود من آن‌ها را دوست داشتم در روزنامه اتفاق نیفتاد اما عکس‌هایی که روزنامه آن‌ها نمی‌خواست و آن‌ها را کار نمی‌کرد در قدس آنلاین از آن‌ها استفاده می‌شد.

بردبار بیان کرد: اوایل کار تمام آفیش‌هایی که فرستاده می‌شدم برایم لذت بخش بود و دائم در حال کسب تجربه بودم و چیزهای جدیدی چه از نظر تکنیک و چه از نظر موضوع کسب می‌کردم اما با گذشت این مسائل اخباری پیش آمد که چگونگی پیدا کردن و رصد آن  برایم از اهمیت بیشتری برخوردار بود.

وی ابراز کرد: در نهایت دوست داشتم از چیزهایی عکاسی کنم که قرار بود در جامعه به معضل تبدیل شوند، خوشحالم که به عنوان یک خبرنگار توانستم برخی از آن‌ها را پیش‌بینی کنم مانند حاشیه‌نشینی.


این عکاس پیشکسوت ادامه داد: من هم مانند عکاسان آمریکایی که از مهاجرت، بی‌خانمان‌ها و اصلاحات کشاورزی عکاس می‌کردند، عکاسی کردم و به روزنامه تحویل دادم که نه من را تشویق کردند و نه بد عکس‌ها را گفتند ولی از آن‌ها استفاده کردند و تاثیرات مثبت آن‌ها را دیدم.

فرامرز بردبار گفت: گزارشی دارم که متعلق به 22 سال گذشته و گزارشی مصور است و زیر تمام عکس‌ها متن و کپشن نوشته شده است، و این در صورتی است که کپشن نویسی چند سالی است رواج پیدا کرده است.

وی تشریح کرد: کپشن نویسی را بر اساس متونی که نوشته شده بود و من دیده بودم عکاس‌های آمریکایی برای عکس‌های خود متن می‌نویسند یاد گرفتم چرا که این کار باعث دیده ‌شدن عکس‌هایشان می‌شد.

این عکاس خبری ادامه داد: من هم شروع کردم به کپشن نویسی برای عکس‌هایم برای مثال در یکی از گزارش‌های مصوری که تهیه کرده بودم نوشتم مریم دختری است که آرزوی رفتن به دانشگاه را دارد اما به دلیل فقر این آرزو به نتیجه نخواهد رسید، متن این عکس باعث شد که یک خیّر هزینه تحصیل این دختر را بپردازد اما اگر عکس بدون متن و کپشن بود داستان اصلی زندگی مریم نشان داده نمی‌شد.

بردبار خاطرنشان کرد: عکس‌های زلزله بم، حاشیه‌نشینی، انتخابات و اتفاقاتی که در گوشه و کنار شهر به وجود می‌آید برای من جذاب بود که برای آن‌ها هزینه کرده بودم، که شاید اگر این هزینه‌ها را نکرده بودم وضع بهتری داشتم.

وی عنوان کرد: من به خاطر ندارم که به غیر از زمان‌هایی که در ماموریت بود فیلم‌های دوربینم را برای چاپ به کسی داده باشم، همیشه خودم روی چاپ عکس‌ها نظارت داشته و دارم. به عکاسان خبری اگر بگویی که کارهایتان را نام ببرید مهم‌ترین آن‌ها را نام می‌برند و این به این معنی نیست که کارهای دیگر برای آن‌ها اهمیت نداشته است.


این عکاس مستند اجتماعی در خصوص موضوعاتی که عکاسی از آن‌ها برایش لذت بخش بوده افزود: عکاسی از مسابقات مهم جهانی که در مشهد برگزار شد، مسابقات فوتبال در سطح لیگ برتر، زلزله بم که با تاخیر برای عکاسی رفتم، قطار نیشابور و انتخابات برای من همیشه جذاب بوده و در نهایت دغدغه من عکاسی مستند اجتماعی بوده است.

بردبار ادامه داد: زمانی که به روزنامه قدس وارد شدم، روزنامه قدس روزنامه‌ی عصر بود و این رقابت با روزنامه خراسان ما را برای گرفتن عکس به تکاپو در می‌آورد تا عکس‌های اخبار زودتر به روزنامه برسد تا از روزنامه خراسان جلوتر باشیم.

یاد گرفتیم کم ولی با کیفیت عکاسی کنیم

وی ابراز کرد: ما یاد گرفتیم که در تعداد فریم کم، عکس خوب تحویل دهیم؛ باید با یک فیلم 36 تایی سه خبر را پوشش می‌دادیم و این اولین چیزی بود که من را مجبور می‌کرد خوب ببینم تا نتیجه کار من دیده شود و فکر می‌کنم عکاسی با دوربین‌های آنالوگ در موفقیت من در عکاسی با دوربین‌های دیجیتال هم نقش مهمی داشته است.

این عکاس مستند اجتماعی خاطرنشان کرد: دوران آنالوگ فوق‌العاده به لحاظ تکنیکی برای من ارزشمند است؛ یک عکاس آنالوگ توانست خودش را با دیجیتال همراه کند و بسیاری از دوستان پیشرفت خوبی در این عرصه داشتند ولی این به این معنا نبود که عکاس‌های آنالوگ نتوانند این کار را در دیجیتال انجام دهند.

فرامرز بردبار مدعی شد: به عقیده من برای یک عکاس دیجیتال بازگشت به آنالوگ بسیار سخت است و من می‌دانم که یک عکاس چقدر باید در نورسنجی‌ دقت داشته باشد، من به جرئت می‌توانم ادعا کنم که هر نگاتیوی را با هر آ اس آیی برای شما عکاسی می‌کنم که هیچ کدام از آن‌ها مشکلی نداشته باشد و از نظر نوردهی همه به هم شبیه باشند که این ادعا مربوط به تلاش‌های من در آن دوران است.

وی ادامه داد: زمانی که عکس رنگی رواج پیدا کرد یکی از حسن‌هایش این بود که تیراژ روزنامه بالا رفت و دیده شد که این باعث شد فروش بیشتر شود.

این عکاس مستند اجتماعی در خصوص مشکلات رواج عکس‌های رنگی افزود: مشکل از زمانی آغاز شد که امکانات با این روش هماهنگی نداشت و پروسه‌ی ظهور عکس زمان می‌برد و این خود ما بودیم که باید نگاتیو‌ها را برای ظهور می‌بردیم و عکس‌ها را به روزنامه می‌رساندیم و این باعث شده بود که برخی از خبرها دیر به چاپ برسد، این در حالی است که تکنولوژی امروزی نیازی به این روش‌ها ندارد و کارها بسیار سریع پیش می‌رود.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: