• شنبه ۴ خرداد ماه، ۱۳۹۸ - ۲۱:۵۷
  • دسته بندی : سياسی
  • کد خبر : 983-1085-5
  • خبرنگار : 15270
  • منبع خبر : ----

گزارش ایسنا از مناظره صادق زیباکلام و حسین دهباشی

صادق زیباکلام، استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران و حسین دهباشی، تاریخ‌پژوه و مستندساز پیرامون موضوع اتاق جدید مذاکره (بررسی روابط میان ایران و آمریکا گذشته، حال، آینده) با یکدیگر به مناظره کردند.

به گزارش ایسنا-‌منطقه خراسان، صادق زیباکلام در ابتدای این مناظره که در دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: اگر کسی از من بپرسد که کدام پدیده سیاسی ظرف ۴۰ سال گذشته بیشترین تاثیر و نقش را بر جامعه ایران داشته و من مجبور باشم که تنها یک مورد را انتخاب کنم، قطعا آن یک مورد پدیده آمریکاستیزی است که چند ماه بعد از انقلاب در جامعه ما ظهور کرد و تا امروز ادامه پیدا کرده است.

جنگ با عراق یکی از محصولات آمریکاستیزی است
وی افزود: هرقدر در خصوص ابعاد این پدیده صحبت شود و بخواهند تاثیرات آن را پررنگ جلوه دهند، باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود. من معتقدم سهم بسیاری از تحولات مهم ایران بعد از انقلاب تحت تاثیر پدیده آمریکاستیزی قرار می‌گیرد. جنگ با عراق یکی از محصولات آمریکاستیزی بود، چاه ویل هسته‌ای که دچارش شدیم و سرمایه‌ای که باید صرف موارد مختلف کشور شود، اما به باتلاق هسته‌ای سرازیر می‌شود، همچنین نظامی‌گری ایران نتیجه آمریکاستیزی است.

زیباکلام بیان کرد: هیج جنبه مهمی از ایران را بعد از انقلاب پیدا نمی‌کنیم که متاثر از آمریکاستیزی نبوده باشد. در عین حال علیرغم اهمیتی که آمریکاستیزی دارد، ظرف ۴۰ سال گذشته کمتر روی این پدیده، اینکه چرا ایجاد شده، به کجا می‌رویم و اینکه باید تسلیم شویم و قبول کنیم یا نه، کار پژوهشی و تحقیقاتی انجام شده است. جامعه، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و اساتید ما قبول کردند که آمریکاستیزی به عنوان یک پدیده طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است.

استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: شاید وضعیتی که امروز در خرداد ۹۸ به آن دچار شدیم که افراد از هم می‌رسند جنگ می‌شود یا نه، موجب شود که برای اولین بار ظرف ۴۰ سال گذشته حداقل در دانشگاه‌ها، محققان، روزنامه‌نگاران و اساتید این سوال را مطرح کنند که آمریکاستیزی چیست، چرا به وجود آمده و چقدر باید برای آن بها پرداخت کرد؟

وی ادامه داد: من در بحث‌هایی که در دانشگاه‌ها با اصولگرایان داشتم، به آن‌ها گفتم یک مورد نشان دهید که آمریکاستیزی و اصرار بر آن و دشمنی با آمریکا نفعی برای منافع ملی ایران داشته باشد و یک مورد هم وجود ندارد. در مقابل آن من یک دو جین مثال می‌آورم که آمریکاستیزی و اصرار بر آن چگونه تیشه به ریشه منافع ملی ایران زده، بنابراین نه تنها زمان آن فرا رسیده، بلکه دیر هم شده و باید به دنبال بررسی این پدیده برویم که مانند نفرین بر انقلاب اسلامی بود و باعث شده که مملکت دچار مصیبت بعد از مصیبت شود.

نفرت از آمریکا نه تنها توسط مذهبیون، بلکه توسط روشنفکران و ملیون نیز مطرح شد
حسین دهباشی در پاسخ به زیباکلام، اظهار کرد: آقای زیباکلام پدیده آمریکاستیزی را به تحولاتی ربط می‌دهند که در سال‌های پس از انقلاب اتفاق افتاده و قدمت آن را ۴۰ سال دانسته‌اند. شاید این اشتباه سهوی باشد. این نفرت از آمریکا، نقد سبک زندگی آمریکایی و حضور آن‌ها در ایران نه تنها توسط مذهبیون، بلکه توسط ملیون و روشنفکران نیز مطرح شده است. من از منظر تاریخی به سوال بسیار مهم زیباکلام مبنی بر اینکه دشمنی آمریکا چه نفعی دارد، پاسخ می‌دهم.

وی اضافه کرد: اینکه عدم ستیز و رابطه گرم با ایالات متحده آمریکا در تاریخ ایران چه خاطره‌ای را در ذهن ما ایجاد کرده که از قبل و بعد انقلاب مقاومت ذهنی در مقابل گرم شدن این رابطه داشتیم، دو دسته دلایل وجود دارد که یک قسمت مربوط به خود ما و وجه داخلی بوده و دیگری سابقه آمریکایی‌ها است.

دهباشی خاطرنشان کرد: اگر از برخی شخصیت‌های تاریخی بپرسیم که چرا نباید به آمریکا اعتماد کنیم، به طور مثال احتمالا آقای مصدق خواهند گفت که من نگاهم به ایالات متحده آمریکا نگاه کاملا گرم و مثبتی بود و تصور می‌کردم که در چالش با استعمار انگلیس و مبارزه در مباحث ملی نفت، حداقل آمریکا می‌تواند نقش واسطه را داشته باشد و من اصلا تصور نمی‌کردم که همزمان با مذاکره با سفیر آمریکا، نقشه برانداختن دولت من را در ذهنش داشته که با روش غیر دمومراتیک و نظامی این کار را انجام دهد. تصورش را نمی‌کردم زمانی که آمریکایی‌ها با من که بر اساس معیارهای آمریکایی ملایم، اهل مذاکره و تعامل هستم، اینگونه برخورد کنند.

این تاریخ‌پژوه و مستندساز عنوان کرد: اگر دکتر علی امینی بود نیز بیان می‌کرد که من علی امینی و ملی‌گراها اصلا تصور نمی‌کردیم که اصلاحات مورد حمایت آمریکایی‌ها، با سفر شاه به آمریکا و بستن با جان اف کندی منجر به روش غیرمنصفانه جابه‌جایی شود.

وی تصریح کرد: محمدرضا شاه پهلوی نیز سرشار از گلایه از ایالات متحده آمریکا بود و می‎گفت که من دشمن آمریکا نبودم، بلکه شریک استراتژیک آمریکا بودم و چالش جدی برای او ایجاد نکردم. یک سال قبل از رفتن جیمی کاتر، او مهمان من بود و در آن مهمانی در کاخ نیاوران از من تعریف کرد، اما یک سال بعد سخنان او در اجلاس در این خصوص بود که شاه باید از ایران برود و ما می‌توانیم شریک بهتری داشته باشیم. در این یک سال شاه رفتاری نشان نداد که آمریکا را آزرده کند. همچنین شاه بیان می‌کرد من را به عنوان شریک استراتژیک، نه به عنوان شاه، بلکه به عنوان بیمار به آمریکا راه ندادند.

دهباشی افزود: اگر از فرمانده ارتش ایران نیز این سوال را بپرسیم، بیان می‌کند که تمام سلاح‌هایی که به ما می‌دادند و لازم داشتیم که از آن استفاده کنیم، در لحظه حساس از ایران بردند. اف ۱۶ و قطعات مهم اف ۱۷ را از ایران بردند، موشک‌هایی که خریده بودیم را نه تنها تحویل ندادند، بلکه پول آن را نیز برنگرداندند. اگر صادق قطب‌زاده بپرسیم که چه اتفاقی افتاد که اعدام شدی، بیان می‌کند که انقلابیون هیچ گاه باور نکردند که من با آمریکایی‌ها در خصوص گروگان‌ها در حال مذاکره بودم و آن‌ها در طبس از پشت خنجر زدند، اگر او هم بود می‌گفت که اعتماد نکنید.

زیباکلام در بخش دوم صحبت‌های خود، اظهار کرد: اگر ما به ادبیات سیاسی که در رابطه با آمریکاستیزی ظرف ۴۰ سال گذشته از سوی نظام مسئولان ساخته و پرداخته شده، توجه کنیم، می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد که دلیل دشمنی با آمریکا چیست.

وی با بیان اینکه در این خصوص که با وجود ۱۹۰ کشور، چرا تنها جمهوری اسلامی پرچم پرافتخار آمریکاستیزی را به دوش می‌کشد، دو دسته دلیل بیان می‌شود، عنوان کرد: دسته اول بیان می‌کنند که اساسا استکبار‌ستیزی، آمریکاستیزی و مورد چالش قرار دادن نظام سلطه، بخشی از ذات انقلاب اسلامی بوده و نقل قول‌هایی نیز از امام(ره) می‌آورند. این دسته مطرح می‌کند که ضدیت و دشمنی با آمریکا به عنوان راس استکبار جزو اهداف و آرمان‌های انقلاب و شرح وظایف آن بوده است.

زیباکلام ادامه داد: دسته دوم کاری به اهداف و آرمان‌های استکبارستیزی ندارند و بیان می‌کنند که آمریکایی‌ها در ایران منافعی داشتند که در نتیجه انقلاب اسلامی این جایگاه را از دست دادند، بنابراین دیگر نمی‌توانند با ما مانند مستعمره و برده رفتار کنند و نمی‌خواهند این را قبول نمایند، به همین دلیل یک روز بعد از ۲۲ بهمن شروع به دشمنی و توطئه علیه ما کردند. این دسته فهرست بلندبالایی از نشانه‌ها و کارهایی که آمریکایی‌ها انجام دادند مانند جنگ و تحریم دارند و اکنون نیز آمریکایی‌ها لشکرکشی کرده و به سمت ما می‌آیند.

استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران بیان کرد: اینکه آمریکاستیزی یکی از اهداف و آرمان‌های انقلاب بوده، یک دروغ بزرگ است که ۴۰ سال تکرار شده است. انقلاب اسلامی برای چه بود؟ چرا مردم به حکومت شاه معترض بودند؟ برخلاف آنچه نظام بیان می‌کند، دشمنی با آمریکا و نابودی اسراییل جزو اهداف انقلاب نبود. ما انتخابات آزاد، حاکمیت قانون، نبود زندانی سیاسی و آزاد بودن احزاب و تشکل‌ها را می‌خواستیم و انقلاب به این دلایل بود.

وی خاطرنشان کرد: مطبوعات سال 57، ۵۸ و ۵۹ داستان انقلاب را نشان می‌دهد که چرا گذشتگان انقلاب کردند. آدرس روشن‌تر و سرراست‌تر از آن نیز این است که امام(ره) بیش از ۳ ماه در نوفل لوشاتو پاریس بودند و دورانی بود که مهم‌ترین خبر، انقلاب، حرکت و تظاهرات ایران بود. صدها خبرنگار و روزنامه‌نگار در این مدت با امام(ره) مصاحبه کردند.

زیباکلام اضافه کرد: اصلی‌ترین و مهم‌ترین سوالی که در آن دوران از امام می‌پرسیدند این بود که درد مردم چیست، چرا مخالف رژیم شاه هستید و از رژیم شاه چه می‌خواهید؟ امام بیش از 120 مصاحبه در آن مدت انجام دادند و مصاحبه‌های ایشان چاپ شده است. تنها صحبتی که مطرح نشده بود، آمریکا است. اگر آمریکاستیزی، استکبارستیزی و صدور انقلاب جزو اهداف و آرمان‌های انقلاب نبوده و چیزهای دیگری وجود داشته که امروز فراموش شده، پس چه شد که آمریکاستیزی به گفتمان اصلی بعد از انقلاب بدل شد؟

جامعه ما تجربیاتی داشته که زخم بدبینی به آمریکا را عمیق‌تر کرده است 
دهباشی در ادامه اظهار کرد: آیا سخن آقای زیباکلام در خصوص اینکه تنها کشور دنیا که با آمریکا مشکل دارد، ایران بوده، دقیق است؟ اگر به همسایگان خود، سایر کشورها و حتی اروپایی‌ها نگاه کنیم، باید ببینیم که چقدر مردم این کشور به آمریکایی‌ها خوشامد گفتند و قدردان آن‌ها بودند. شاید جنس ستیز متفاوت است و ممکن است در عراق و کشورهای دیگر نفرت بیشتری از ایران نسبت به آمریکا داشته باشند، اما کمی قضیه را به ایران تقلیل می‌دهیم.

وی بیان کرد: در آرمان‌ها و شعارهای اصلی سال ۵۶ و ۵۷ گفته می‌شد که آمریکاستیزی جزو شعارهایی نبود که مدام به گوش برسد و بماند. گرچه از دهه‌ها قبل این ماجرا وجود داشته اما از سال ۵۶ تا ۵۸ اولویت جامعه ایران نبوده است. ما جامعه‌ای پویا هستیم، آیا تنها اتقاق و شعاری که تغییر کرد، شعار آمریکاستیزی بود؟ ما در سال‌های ابتدایی انقلاب بحث توزیع ثروت را داشتیم که جزو آرمان‌ها بود و از قبل انقلاب مطرح می‌شد اما اکنون در سال ۹۸ کمتر کسی موافق این رویکرد است.

دهباشی خاطرنشان کرد: امروز آزادی‌های فردی برای ما بسیار مهم بوده و حقوق، زنان، اقلیت‌های جنسی، قومی و مذهبی جزو شعارهای انقلاب نبود اما به اولویت‌های ما اضافه شد، برخی شعارهای آن زمان اکنون دیگر مهم نیست و برعکس. امروز مطالباتی از قوه قضاییه وجود دارد که اگر در آن سال‌ها بود، لوکس و حتی ضدانقلاب تلقی می‌شد. جامعه ما تجربیاتی داشته و با اتفاقاتی مواجه بوده که زخم بدبینی به آمریکا را عمیق‌تر کرده است.

این تاریخ‌پژوه و مستندساز با طرح این سوال که آیا دشمنی با آمریکا خودخواسته و از طرف ایرانی‌ها و دولت بوده است، تصریح کرد: در دولت اصلاحات ایران نهایت همکاری را با آمریکا کرد و تصور ایران این بود که در حال حل کردن مسائل است اما پاسخ آمریکایی‌ها این بود که سه کشور را تحت عنوان محور شرارت نام بردند و پاسخ آغوش گرم ایران را با ستیز دادند.

وی افزود: در دوره جنگ احمد خمینی تلاش کرد که امام(ره) بپذیرد هیات آمریکایی با ایران مذاکره کند و بعد در اوج شرایط مشاهده شد که اسلحه آمریکایی با آرم انبارهای اسرائیل به جبهه‌های ایران وارد می‌شود. محمود احمدی‌نژاد نیز بارها تمایل خود را برای گفت‌وگو اعلام کرد.

دهباشی گفت: دکتر روحانی نیز که امروز مواضعش به اصولگرایان نزدیک و حتی تندتر شده، ابتدای ریاست‌جمهوری خود از موضع احترام و تمایل برخورد کرد، مذاکره کردیم و زیر قرارداد زدند. پذیرش برجام ۲۳ تیر ۹۴‌ است و ۳۱ تیر ۹۴ آمریکایی‌ها در دوره اوباما طرحی را تهیه می‌کند که اصلاح‌طلبان گفتند عملیاتی نمی‌کنند اما این کار را انجام دادند و حتی از تحریم‌های امروز جدی‌تر است مبنی بر اینکه هر فردی یک بار به ایران آمد، باید برای ورود به آمریکا ویزا بگیرد.

این تاریخ‌پژوه و مستندساز ادامه داد: دیگر کدام تاجر و توریست اروپایی و غیر اروپایی حاضر است پای خود را به ایران بگذارد؟ این ماجراها دقیقا در زمانی بود که بخشی از ایرانیان در داخل از جمله مردم و حاکمیت که قایل به ستیزه و بدبینی با آمریکا بودند به حاشیه رفتند. دشمنی با هر کشوری بد است و هزینه دارد اما منصفانه این است که بررسی کنیم کدام بخش از این ماجرا مربوط به ایران و کدام بخش مربوط به آمریکا است. 

تاریخ تحریف شده تا آمریکاستیزی توجیه داشته باشد
زیباکلام در بخش آخر صحبت‌های خود، اظهار کرد: باید در این مساله بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاد آمریکاستیزی بعد از انقلاب به وجود آمد و مهم‌تر اینکه چرا ۴۰ سال دوام داشته و تعیین‌کننده بسیاری از تحولات داخلی و خارجی ما بوده است. بسیاری از سیاست‌های داخلی و خارجی ما به آمریکاستیزی پیوند خورده و اگر اینگونه نگاه نکنیم در دعواهایی قرار می‌گیریم مانند اینکه که آمریکایی‌ها دروغ می‌گویند و نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد، آن‌ها نیز متقابلا همین را بیان می‌کنند.

وی اضافه کرد: نمونه زنده این ماجرا آن است که در طول ۴۰ سال در خصوص اینکه آمریکایی‌ها چه کارهایی انجام دادند، صحبت‎هایی کرده‎ایم و اگر نگویم نادرست اما تحریف شده و ناقص است. آنچه مربوط به عملکرد آمریکایی‌ها می‌شود، در این ۴۰ سال به صورت تحریف شده بیان شده تا آمریکاستیزی را توجیه کند. نمونه پیش پا افتاده آن اکنون اتفاق افتاده که ترامپ بیان کرده، دولت و نظام ایران تروریست است و جمهوری اسلامی از صدر تا ذیل آن بیان می‌کند که رییس‌جمهور آمریکا، ملت بزرگ ایران را تروریست می‌داند و ظریف نیز همین حرف را بیان می‌نماید که آدم تعجب می‌کند تا کجا می‌شود دروغ گفت و تحریف کرد.

زیباکلام با بیان اینکه از نقش آمریکا در ملی شدن نفت، دوران جنگ و حمله نظامی طبس تا امروز تحریف شده است، عنوان کرد: دلیل این تحریف نیز واضح است. مجبورند تحریف کنند که آمریکاستیزی توجیه داشته باشد. در تاریخ معاصر ایران علمدار و جلودار مبارزات ضد استبدادی و دیکتاتوری شاه، چپ‌ها و ملیون بودند. مبارزه با آمریکا نه به عنوان کشور آمریکا، بلکه مبارزه با پدیده امپریالیسم، یکی از شاه‌بیت‌های جریان چپ بوده و آمریکاستیزی و ضدیت با امپریالیسم وارد ادبیات گفتمان اصلی ایران شد. بعد از انقلاب رقابت تنگاتنگ و نفس‌گیری در دانشگاه‌ها بین چپ و اسلام‌گرا اتفاق افتاد، زیرا دانشگاه‌ها بعد از انقلاب قلب سیاسی کشور بودند.

این استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران بیان کرد: مارکسیست‌ها به تدریج ابهامات و شبهاتی را در خصوص سالم بودن انقلاب به راه انداختند. مذهبیون نیز با سفارت آمریکا ساخت و پاخت کردند و کنار آمدند و بازرگان، بهشتی و اردبیلی در راس این اتهام بودند، بنابراین بخشی از نیرویی که اشغال سفارت آمریکا را به حرکت درآورد، رقابت دانشجویان اسلام‌گرا و مارکسیست بود.

وی خاطرنشان کرد: همزمان این فکر، ایده و تبلیغات توسط مسلمانان و انقلابیون اسلام‌گرا در جامعه ما به راه افتاد که آمریکایی‌ها دوباره قصد کودتا دارند و کسی از این دانشجویان مسلمان خط امام سوال نکرد که اگر آمریکا می‌خواست از طریق ارتش، شاه را حفظ کند، زمانی که ارتش یک دست و وفادار بود، این کار را انجام می‌داد نه اکنون که شاه بستری است و بسیاری از فرماندهان نظامی را اعدام کرده‌اند و فراری هستند. مانند بسیاری از موارد دیگر که در رابطه با آمریکاستیزی گفته می‌شود و ما قبول کردیم که درست است، هیچ کس این سوالات بدیهی را مطرح نکرد و همه آن را قبول کردند.

زیباکلام افزود: هیچ کس سوال نکرد که اگر صدام نوکر آمریکا است و به او گفته‌اند که به ایران حمله کند، چرا او را اعدام کردند، همواره بحث تاریخ مصرف صدام را بیان می‌کنند که درست نیست. تمام گفتمانی که به شکلی مربوط به پیشبرد آمریکاستیزی می‌شود، معیوب، ناقص و تحریف شده است.

سهم آمریکایی‌ها در اختلاف را تحریف کردیم اما همه صحبت‌ها دروغ نیست
دهباشی در ادامه اظهار کرد: این امر محل بحث و اختلاف است که آیا با برشمردن چند مورد که نظرات ما را تایید می‌کند و تعمیم دادن آن به کل قضیه، خود و مخاطب را به اشتباه نمی‌اندازیم؟ مصادیق زیادی وجود دارد که سهم آمریکایی‌ها را تحریف کردیم اما بدین معنی نیست که هرچه در صداوسیما و خبرگزاری‌ها در خصوص آمریکا گفته می‌شود، دروغ ‌و ساختگی است. به طور مثال مشخص است که ایالات متحده آمریکا و شخص ترامپ، ایران و نه جمهوری اسلامی را تروریست خوانده و تهدید به نابودی کرده است، هزار سال که از این موضوع نمی‌گذرد و جزو توییت‌های ترامپ است.

این تاریخ‌پژوه و مستندساز گفت: بسیاری از افراد از جمله آقای زیباکلام در خصوص علل به سرانجام نرسیدن برجام می‌گویند، این چه رابطه‌ای است که دولت مذاکره می‌کند و بعد سپاه روی موشک خود به زبان عبری مرگ بر اسرائیل می‌‎نویسد؟ آمریکایی‌ها بارها بیان کردند که برجام صرفا در چارچوب مسائل هسته‌ای است. در برجام مطرح نبود که ایران باید دعوا با اسرائیل را کنار بگذارد.

وی خاطرنشان کرد: پایگاهی را در سوریه بمباران کردند و سربازان ما کشته شدند، موشکی شلیک نکردیم و تنها روی موشک نوشتیم که اسرائیل باید از بین برود. آیا غیرت ایرانی ما می‌پسندند که هموطنان ما کشته شوند و هیج کاری در حد تبلیغات انجام ندهیم. 

دهباشی عنوان کرد: آیا دلایل کافی و تاریخی داریم که در کودتای ۲۵ مرداد آمریکایی‌ها نقش داشتند یا تحریف تاریخ است؟ در خصوص ۲۸ مرداد نیز بحث وجود دارد. خود آمریکایی‌ها کودتا را گردن گرفتند و بعد ما بیان می‌کنیم که تاریخ تحریف شده است. اینکه بیان می‌کنند چرا زمانی که شاه در ایران بود، با قدرت نظامی مصدق را برکنار نکرد، به این دلیل است که فکر نمی‌کردند به این صورت پیش رود. امریکایی‌ها در پاییز و زمستان 57 تصور نمی‌کردند که حکومتی جایگزین شاه شود که بیش از شاه منافع آمریکا را رعایت نکند. اگر این تصور را داشتند، به گونه دیگری رفتار می‌‎کردند.

این تاریخ‌پژوه و مستندساز تصریح کرد: من با این تعابیر اغراق شده که بگوییم صدام نوکر آمریکا است، مشکل دارم. یکی از دلایل آمریکایی‌ها که صدام را از بین بردند، این بود که کشور ایران درست یا غلط تصور آرمان یا توهم صدور انقلاب را داشت و باید کسی جلوی آن را می‌گرفت. صدام علاوه بر ما با اسرائیل نیز مشکل داشت، تعداد تانک‌های عراق از ناتو هم بیشتر بود، بنابراین تاریخ حمایت از صدام تمام و به دشمن تبدیل شده بود.

وی بیان کرد: آیا در قضیه برجام در دوره اوباما ساختار بانکی که با ما قول داده بودند، حل شد و یک قطعه به ایران دادند؟ ۲۱۷ هواپیما داریم که ۱۱۷ مورد آن زمین‌گیر است، از فردای برجام التماس کردیم که قطعات آن‌ها را بدهند، حتی ایران‌ایر با بویینگ قرارداد بست و کتابچه‌هایی برای تعمیر گرفت، صرفا برای اینکه طلسم قرارداد ایران و آمریکا شکسته شود. من نه اصرار دارم بگویم فرمایشات آقای زیباکلام محل تعامل نیست و نه می‌خواهم بگویم که حرف من درست است. تاریخ همه تاریخ است، با بزرگ و کوچک کردن یک یا دو اتفاق ماجرا را به سمت و سویی جهت ندهیم که مورد تقاضای خودمان است.

اگر چرخ به عقب برگردد به روحانی رای می‌دهم
زیباکلام در خصوص انتخابات و دولت آقای روحانی، عنوان کرد: با توجه به سرخوردگی و ناامیدی گسترده از دولت آقای روحانی، نمی‌توان به راحتی گفت که چه باید کرد و آیا باید باز هم رای داد؟ مردم می‌گویند که مگر ما مسخره هستیم که پای صندوق برویم و رای دهیم اما چیزی تغییر پیدا نکند. باید ظرف ماه‌های آینده این سوال به صورت جدی مطرح شود که چکار کنیم. اگر در انتخابات شرکت نمی‌کردیم، وضعیت سال ۸۴ تا ۹۲ دوباره تکرار می‌شد و اکنون که شرکت کردیم، آقای روحانی به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار نه انگار مردم مطالبه داشتند. 

وی بیان کرد: ۶ سال آقای روحانی و اعتدال و توسعه سرکار بودند، موضوع سیاست خارجی ربطی به دولت ندارد، سیاست خارجی، آمریکاستیزی و سیاست‌های ایران در منطقه در بخش انتصابی حاکمیتی ما تعیین تکلیف می‌شود و بخش انتخابی ما دنباله‌رو آن است. 

زیباکلام افزود: این چه تصور و انتظاری است که می‌گویید دولت در این امور موفق بوده یا نه. در این مسائل دولت حق انتخاب، مانور و مخالفت ندارد و باید آنچه را که بخش انتصابی می‌گوید پیش ببرد. اگر چرخ به عقب و به ۲۹ اردیبهشت ۹۶ برگردد، علیرغم اینکه می‌دانم روحانی چگونه عمل کرده، معتقدم باید رای می‌دادیم، زیرا پیشرفت یعنی به عقب نرویم. ما در سال‌‎های ۸۴ تا ۹۲ عقب رفتیم و اگر در انتخابات ۹۶ شرکت نکرده بودیم، به عقب رفته بودیم و وضع خراب‌تر می‌شد. 

دهباشی در پاسخ به صحبت زیباکلام، اظهار کرد: سوالم از آقای زیباکلام این است که اگر دولت در سیاست خارجی نقشی ندارد، پس چرا روزی که برجام حس خوشبینانه‌ای ایجاد کرده بود، سهمی از آن به دولت رسید؟ مدام در مطالب اخیر خود از دکتر روحانی انتقاد می‌کنید و می‌پرسید که چرا در زمینه آمریکاستیزی گردش کرده و به‌ وعده‌های خود در سال ۹۶ پشت کردید، اگر ایشان کاره‌ای نیست، چرا انتقاد می‌کنید؟

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: