• یکشنبه ۳ شهریور ماه، ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۳
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 986-914-5
  • خبرنگار : 15279
  • منبع خبر : ----

سبک‌های دلبستگی چگونه بر سازگاری اجتماعی تاثیر می‌گذارد؟

هر انساني مي‌كوشد تا خود را با محيط فيزيكي و رواني‌اش سازگاركند، زيرا انطباق با شرايط مختلف، از سلامت رواني آدمي حكايت دارد.

سازگاري، مجموعه كنش‌ها و رفتارهايي است كـه فرد در موقعيت‌ها و شرايط جديد به‌منظور ارائه پاسخ‌هاي مناسب به محرك‌هاي موجود از خود بروز مي‌دهد. گاهي به لحاظ بروز عوامل تنش‌زا، سازگاري انسان دچار اشـكال شده، بـه بـروز رفتارهاي ناسـازگار منجر مي‌شود.

در ديدگاه راجرز، شخصيت ناسازگار، همان فردي است كه مورد تهديد دروني واقع شده است و بـرعكس افـراد سازگار، شخصيت‌هايي به‌نظر مي‌رسند كه در وجودشان هيچ نشاني از احساس تهديد نمي‌توان يافت.

سازگاري مي‌تواند واجد طيف گسترده‌اي باشد و ابعادي مانند اجتماع، خانواده، عواطـف، شغل، بهداشت و ازدواج را شامل شود، برخي از صاحب‌نظران، سازگاري اجتماعي را رأس سـاير ابعاد تلقي مي‌كنند.

عوامل اجتماعي مهمي در بروز سازگاري نقش دارند كه يكي از اين عوامل، پاسخ‌دهي والد به نيازهاي كودك در دوران كودكي است و به تشكيل سبك‌هاي دلبستگی در کودک منجر می‌شود. بالبي بيان مي‌كند كه روابط كودك با مراقبان (مادر یا جانشینان مادر) در سال‌هاي اوليه زندگي بـه تشكيل الگوهاي رواني خاصي منجر مي‌شود كه مبناي روابط بين فردي در بزرگسالي است. دلبستگي، رابطه هيجاني خاصي اسـت كـه مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسايش است. بالبی دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پيوند رواني پايدار ميان دو انسان».

ويژگي‌هاي بهنجار و نابهنجار روابط بين فردي به گونه‌اي عميق از سبك دلبستگي اشخاص تأثير مـي‌پذيرد. دلبستگي ايمن با ويژگي‌هاي ارتباطي مثبت، شامل صميميت و خرسندي، دلبستگي اجتنابي بـا سطوحي پـايين‌تر از صميميت و تعهـد و دلبستگي دوسوگرا با شور و هيجان و دل مشغولي درباره روابط توأم با خرسندي كم، مرتبط است.

به‌نظر مي‌رسد سبك‌هاي دلبستگي در ايجاد سازگاري رواني و اجتماعي فرد، نقشي بسزا داشته باشد. سازگاري يكـي از اصلي‌ترين نشانه‌هاي سلامت رواني محسوب می‌شود و اهميت آن در تمام جنبه‌هاي زنـدگي اعـم از فردي، خانوادگي، تحصيلي، شغلي و اجتماعي روشن است. انسان از طريق سـازش‌يافتگي بـا شرايط جديد، اضطراب، تنيدگي و افسردگي را در خود كاهش مي‌دهد و سلامت رواني خود را حفظ مي‌كند و زمينه را براي موفقیت خود فراهم می‌آورد.

یافته‌های این پژوهش نشانگر اين است كـه در گروه‌هاي عادي و غيرباليني، بيشترين ميزان دلبستگي از نوع ايمن است. چگونگي توزيع سبك‌هاي دلبستگي در فرهنگ‌هاي متفاوت را مي‌توان بـراساس دو احتمال تبيين كرد. اول آنكه دلبستگي به عنوان يك نياز نخستين آمادگي‌هاي زیستي لازم را در زمينه رفتارهاي دلبستگي در دو سوي ايـن رابطه (يعني كودك و مادر) فراهم مي‌سازد.

دوم آنكه درحالي كه متغيرهاي زيست شناختي، ارزش‌هاي حياتي و تعامل سازنده رابطه مادر- كودك در خدمت شكل‌گيري و تقويت دلبستگي ايمـن فعاليـت مي‌كنند، فراهم آمدن شرايطي كه براساس آن، آمادگي‌هاي زيستي در دو سوي رابطه مختل شود و مهم‌تر از آن، ارزش حياتي و رفتارهاي دلبستگي ايمن كاهش‌يابـد، همواره دشوار و نادر خواهدبود. اين وضعيت، كاهش فراواني سبك‌هاي ناايمن (اجتنابي و دوسوگرا) را توجيه مي‌كند.

نتايج اين پژوهش نشان داد كه ميان سبك دلبستگي و سازگاري رابطه معناداري وجود دارد؛ به اين ترتيب كه «ميان سبك‌هاي دلبستگي ايمن و ميزان سازگاري رابطه مثبت معناداري وجود دارد». مطالعات متعدد نشان داده‌اند كه رابطه‌اي معنادار ميان سبك دلبستگي و سـازگاري وجـود دارد.

کوباک و اسکری به این موضوع پی برده‌اند که افراد دارای سبک دلبستگی ایمن مشکلات سازگاری کمتری دارند. از طرف دیگر ميان سـبك دلبستگي نـاايمن اجتنابي و سازگاري، رابطه منفي معناداري وجوددارد. به عبارتي ميزان ناسازگاري افرادی كه سبك دلبستگي ناايمن اجتنابي بالاتري دارند، بيشتر است. بنابراين بـا افزايش سبك دلبستگي ناايمن اجتنابي ميزان سازگاري آنان كاهش مي‌يابد.

ميان سبك دلبستگي ناايمن دوسوگرا و سازگاري رابطه منفي معناداري وجود دارد. ميان سبك دلبـستگي نـاايمن دوسوگرا و ميزان ناسازگاري رابطه معنادار و مثبت وجوددارد. به عبارتي ميزان ناسازگاري افرادی كه سبك دلبـستگي ناايمن دوسوگراي بالاتري دارند، بيشتر است؛ بنابراين با افزايش سبك دلبستگي ناايمن دوسوگرا ميزان سازگاري آنان كاهش می‌يابد.

طبق مباني نظري دلبستگي بالبي، دلبستگي ايمن اساس ايمني را براي افراد مهيا مي‌سـازد كه به واسطه آن مي‌توانند دنيايشان را كـشف كـرده، پاسخ‌هاي سازگارانه‌تري به محيط اطرافشان ارائه بدهند. وجود چنين اسـاس ايمنـي، افـراد را بـه اكتشاف و گشودگي شناختي نسبت به اطلاعات جديد تشویق می‌کند.

اين اساس ايمن، اعتمادبه‌نفس لازم را براي ريسك كردن، آموختن و بـه‌روزكردن مـستمر مدل‌هاي خود، ديگران و دنيا فراهم مي‌سازد. اعتمـاد بـه خود و اعتماد به ديگران دو ويژگي اساسي افراد ايمن به حساب مي‌آيند.

اعتماد به خود به‌عنوان يكي از مباني درون رواني فرد دلبسته ايمن است، به وي اين توانايي را مي‌بخـشد كه در روابط ميان‌فردي با مهارت، اطمينان و آرامش بيشتر به تعامـل بپردازد. ازسوي ديگر اعتماد فرد ايمن به ديگران كه جزء مكمل اعتماد به خود است نيز وي را در جلب كمك ديگران ياري مي‌كند. بنابراين، سازگاري فرد با بافت‌هاي جدید را تسهیل می‌کند.

دلبستگي ايمن، توانايي به عقب برگشتن و واكنش نشان دادن بــه رفتار و وضعيت رواني ديگري را افزايش مي‌دهد. هنگامي كـه در روابـط، احـساس امنيت وجودداشته باشد افراد بهتر مي‌توانند دست نياز به سوي ديگران درازكرده، از آن‌هـا حمايت كنند و بـا تعارض و استرس به گونه‌اي مثبت مواجه شوند. اينگونه روابط شادتر، پايدارتر و سازگارانه‌ترند.

منبع: 

امانی، رزیتا؛ اعتمادی، عذرا؛ فاتحی‌زاده، مریم و بهرامی، فاطمه. (1391). «رابطه ميان سبك‌های دلبستگی و سازگاری اجتماعي»، روانشناسی بالینی و شخصیت، سال نوزدهم، شماره 6، صص 15- 26

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: